در تأیید موضع عطاءالله مهاجرانی که حکومت پیامبر اسلام ربطی به وحی نداره(+)، کامنتی داشتم(+) که لازم دیدم قدری در اینباره توضیح بدم.
اول از همه باید عرض کنم برخلاف فرمایشات عطاءالله مهاجرانی، طبق نص صریح وحی، حکومت از آن ِ خداست (+سورۀ یوسف، آیۀ 40)؛ یعنی از تو آیات قرآن نمیتونی شاهدی بر مشروعیت دموکراسی یا حکومت اکثریت یا هر چیز دیگهای تو همین مایهها که مطلوب موضع ِ ایشونه دربیـاری. همین قرآن با صراحت دستور میده و اطلاق داره که از حضرت رسول (صلیالله علیه و آله و سلم) اطاعت کنید (+سورۀ محمد، آیۀ 33؛ +سورۀ آل عمران، آیۀ 32؛ +سورۀ حشر، آیۀ 7؛ +سورۀ أحزاب، آیۀ 71؛ +سورۀ نور، آیۀ 54؛ +سورۀ أنفال، آیۀ 1؛ +سورۀ نساء، آیۀ 65) هر آنچه امر کنه، امر خداست؛ با این وجود بازم ادعا میکنن امر رسول بر تشکیل حکومت مبنای وحیانی نداره!! اینها آیات وحی نیست؟! ای کسانی که ایمان آوردهاید «أطیعُوا الله و أَطیعُوا الرسول و أولیالأمر مِنکم» (+سورۀ نساء، آیۀ 59). از بیان ِ تفاسیر و روایات مربوط میگذرم.
آیههایی که دربارۀ «تبلیغ و تبیین شریعت، قضاوت و احکام دادگستری، تعزیر و اجرای حدود، ساماندهی لشگر و فرمان جهاد، ممانعت از بروز و ظهور انواع مفاسد، پیمانهایی که با یهودیان و مسیحیان و یا کفار منعقد شد، دریافت انواع صدقات و مالیات و جزیه و زکات، امر به معروف و نهی از منکر، تأکید بر عدم سلطهپذیری، مبارزه با طاغوت و…» نازل شده، کلام وحی نیست؟!
اینها که همه از شؤون حکومته؛ و حضرت رسول (صلیالله علیه و آله و سلم) بر اساس وحی و فرمان خدا مأمور به اجرای این دستورات بوده.
سنت پیامبر مملو از امرها و نهیهاست؛ امرها و نهیهای فردی و خصوصی به اشخاص، امرها و نهیهای عمومی به امت، و امرها و نهیها و عزل و نصبهای حکومتی. اینها سر خود بوده؟ یعنی پیغمبر به میل خود امر و نهی میکرده یا این که همه و همه بر اساس حکم و وحی خدا بوده؟
اسلامی که ولایت و حکومت نداره، اصـن چی داره؟! بدون حکومت بخش عمدهای از احکام وحی و شریعت ولمعطله. اسلام، دینی اجتماعی و سیاسی و حکومتییه. آیات قرآن کریم و روایات و سنت پیغمبر اکرم (صلیالله علیه و آله و سلم) سندی بر این ادعاست. پیامبر همانطور که در قبال دریافت و ابلاغ وحی مسؤول بوده، در قبال اجرای اون هم مسؤولیت داشته.
نبی اکرم (صلیالله علیه و آله و سلم) جز از وحی پیروی نکرده (+سورۀ انعام، آیۀ 50) سخن او وحی ِ محضه و از روی هوی و هوس سخن نمیگفته (+سورۀ نجم، آیۀ 3و4) و خداوند بر او وحی کرده تا در میان مردم حاکم باشه (+سورۀ نساء، آیۀ 105) و از اهل ایمان خواسته تا از حکم و حکومت رسول اطاعت کنن (+سورۀ نساء، آیۀ 59؛ +آیۀ 69) و تاریخ صراحت داره که پیغمبر اسلام (صلیالله علیه و آله و سلم) قضاوت میکرده، حدود رو جاری و تعزیر میکرده، والی و قاضی نصب یا عزل میکرده، سفیر میفرستاده و پیمان میگرفته، همانطور که خداوند از او خواسته تا میان مردم طبق وحی، حکم کنه (+سورۀ مائده، آیۀ 49).
پیامبر اسلام نه تنها در زمان خود مسؤولیت سیاسی حکومت رو از طرف خدا به عهده گرفته، بلکه در قبال حکومت اسلامی حتـا پس از مرگشم مسؤول بوده و از طرف خدا وظیفه داشته جانشینی که خداوند تعیین کرده رو معرفی کنه و از مردم برای او بیعت بگیره. در غدیر خم آیه نازل شد که «ای پیامبر! آنچه از جانب پروردگارت بر تو وحی شده تا ابلاغ کنی (ولایت امیرالمؤمنین) را ابلاغ کن! که اگر چنین نکنی، رسالت خود را انجام ندادهای.» (+سورۀ مائده، آیۀ 67)؛ پس از نزول این آیه بود که پیامبر از مسلمانان برای علیبن ابیطالب (علیهالسلام) بیعت گرفت؛ بعد از این بیعت بود که آیه نازل شد: «امروز دین شما را به کمال رساندم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و دین اسلام را بر شما پسندیدم.» (+سورۀ مائده، آیۀ 3). علامۀ امینی در اینباره 20 جلد الغدیر نوشته(+).
پیامبر نه تنها در امور عمومی بر مردم ولایت و حکومت داشته، بلکه بر اساس وحی در امور شخصی و خصوصی هم حق تصرف و اعمال ولایت داشته «النّبی أولی بالمؤمنین مِن أنفسهم» (+سورۀ احزاب، آیۀ 6؛ +سورۀ مائده، آیۀ 55). اکثر فقهای شیعه بر اساس همین آیۀ 6 از سورۀ احزاب، پیامبر رو صاحب ِ ولایت مطلقه معرفی کردن.
«والله اسلام تمامش سیاست است. اسلام را بد معرفی کردند. اسلام سیاستِ مدوّن است. نسبت اجتماعیات قرآن و عبادیات آن صد به یک یا بیشتر است. از یک دوره کتاب حدیث که حدود 50 کتاب است فقط سه تا چهار کتاب مربوط به عبادات است؛ بقیه همه مربوط به اجتماع و سیاست است.» (صحیفۀ نور، ج21، ص178)
برای مطالعۀ بیشتر توصیه میکنم مطالب زیر رو هم ملاحظه بفرمایید:
– در نقد سخنان دکتر مهاجرانی (1 و 2)
– حکومت و محدودۀ ولایت پیامبر اکرم (+)
– آیا پیامبر گرامی اسلام، از سوی خداوند، دارای ولایت سیاسی و موظف به تشکیل حکومت بود؟ (+)
– منشاء مشروعیت ولایت معصومین (علیهمالسلام) (+)
– سیاست در حکومت پیامبر اسلام (+)
– حاکمیت سیاسی پیامبر (صلیالله علیه و آله و سلم) در قرآن (+)
– رابطه رسالت و حکومت (+)





































7 جولای ، 2010 در ساعت 13:10
پس اینکه امام در ابتدای انقلاب و بعد از پیروزی انقلاب جمهوری اسلامی رو به رای گذاشتن هم تخیل امام بود؟ مراجعه به آرای عمومی از کجا گرفته شد؟ امام این قدرت را نداشتن که بر اساس سنت پیامبر حکومت تشکیل بدهند؟ آیا امام بعد از رای مردم ولی فقیه شدند یا در هر صورت ولی فقیه بودند؟
7 جولای ، 2010 در ساعت 13:47
در اینباره که در زمان غیبت امام معصوم، حکومت از نظر فقه شیعه چه جوریاس هم میشه بحث کرد؛ ولی این دو تا بحثه. شما همون اولی رو دریاب؛ اگه تونستی جمعش کنی به دومیشم میرسیم دادا. موضع ِ مهاجرانی که لینکشو گذاشتمو شما هم با کامنتتون اونجا تأییدش کردید، مربوط به حکومت ِ نبی اکرم و علیبن ابیطالب (سلامالله علیهما و آلهما) بوده. یعنی حکومت امام معصوم. شما فرمودین حکومت پیامبر ربطی به وحی و نبوتش نداشته؛ من هم توضیح دادم که این دروغ محضه. کلی شاهد مثال از همون وحییی که سنگشو به سینه زدین آوردم. تازه اینهایی که نقل کردم عین ِ آیههای قرآنه؛ وگرنه کلی روایت و تفسیر در اینباره هست که من برای پرهیز از اطاله، از مطرح کردنشون گذشتم.
حالا که شما داعیۀ دیگهای دارید، میشه لطف کنید و از آیههای قرآن شاهد بیارید؟ بالاخره یا شما دلبخواهی فرمایش میکنید و اونچه که تمایل دارید رو به خیک ِ اسلام میبندید، و یا واسه این طرز نگاهتون استدلالی از همین وحی و قرآن دارید.
شمایی که میگی «این نبوت پیامبر بود که از طریق وحی بود نه حکومت پیامبر» از کجای وحی و قرآن و سنت پیغمبر همچین ادعایی درآوردی؟
17 اکتبر ، 2011 در ساعت 23:46
[…] (+) حکومت را از اسلام بگیری، چه میماند؟! […]