ایدۀ دور ِهم جمع‌شدنِ خانواده‌ای که بین‌شون کدورت‌های شدیدی بوده، سابقۀ خوبی تو سینمای ایران داره. فیلم ِ «نزدیک‌تر» هم از این پی‌رنگِ خوش‌سابقه برای مطرح کردنِ خرده‌روایت‌هاش استفاده کرده.

اما روایتِ اصلی، قصۀ جَوونی‌یه که سال‌ها معتاد بوده و خانواده از دستِ مصیبت‌هاش رنج کشیده‌؛ علی (صابر ابر) بعد از غیبتِ چند‌ساله‌ش، حالا که سه ساله اعتیادشو ترک کرده، بی‌خبر و ناگهانی، با مهتاب (پگاه آهنگرانی) اومده تا اونو با خانواده‌ش آشنا کنه؛ اما تو این آشنایی، زخم‌های گذشته سر باز می‌کنه و حرفایی از گذشتۀ علی بازگو می‌شه که همۀ تصوراتِ مهتاب از علی رو به‌هم می‌ریزه. در واقع، علی برای مهتاب از زنده‌گی و خانواده‌ش دروغ بافته بود؛ و حالا که قصد داره با مهتاب ازدواج کنه، می‌خواد راست‌شو بگه.

 

 

متأسفانه اعتیادِ جَوونا واسه جامعۀ ما معضلی شده و خانواده‌های زیادی هستن که گرفتارشن. چن نمونه از فیلم‌های این مقوله رو می‌شه برشمرد که فارغ از شعارزده‌گی‌های معمول، چیزی از جنس ِ «امید» رو به‌تصویر کشیده باشن؟

نمایش ِ افرادی که موفق شدن خودشونو  از اعتیاد خلاص کنن، برای اهل‌ش امیدواری می‌آره؛ برای اونایی که هنوز گرفتارن و  برای خانواده‌هاشون.

چه خوبه آدم تو زنده‌گی کسی رو داشته باشه که یادآوری کنه: «می‌تونی». بازآفرینی ِ چون‌این امیدهایی، از جمله رسالت‌های رسانه‌ست.  رسانه با نمایش ِ این حرف‌های خوب و امیدبخش می‌تونه انگیزه ایجاد کنه. می‌شه گفت «نزدیک‌تر» حاویِ این پیام ِ ضمنی بود و پایانی باورپذیر و گرمی‌بخشی داشت.

 

لابه‌لای خرده‌داستان‌های «نزدیک‌تر»، کاش ماجرای خواهر ِ علی، این‌طور صریح و بی‌پرده مطرح نمی‌شد. شاید قدری ابهام‌گویی، به مخاطب فرصتی بده تا تصوراتی از عمق فاجعه رو تخیل کنه؛ و این ابهام به‌تر باشه از افتادن به ورطۀ فاش‌گویی و پرده‌دری.