“… کسانی که در آن سالها روزنامهخوان بودند میدانستند که دهها سال بود روزنامه در ایران عملاً در دو روزنامهٔ کیهان و اطّلاعات خلاصه میشد. اطّلاعات از کیهان قدیمیتر بود و اوّلین شمارهٔ آن در نوزدهم تیر ماه ۱۳۰۵ به صاحبامتیازی و مدیرمسئولی «عبّاس مسعودی» منتشر شده بود. روزنامهٔ اطّلاعات، در پنجاهودو سال انتشار خود تا سال ۱۳۵۷، بهحسب واقع، روزنامهٔ رسمی دربار و دولت بود و عبّاس مسعودی نوکر حلقهبهگوش شاه. مسعودی آنچنان گوشبهفرمان بود که از نوشتن مطالب و سرمقالههای ضدّ و نقیض دربارهٔ یک موضوع واحد، به دستور دربار و دولت، در روزنامهٔ خود هیچ ابایی نداشت. بهعنوان مثال، میتوان به توجیهات و توضیحات مربوط به بحرین در این روزنامه اشاره کرد که چگونه مسعودی به تبع دربار شاه یکصدوهشتاد درجه نظر خودش را عوض کرد. مسعودی با همین خوشخدمتیها به درجهٔ سناتوری رسیده بود و روزنامهٔ او، بر خلاف روزنامهٔ کیهان که گهگاه طعم و چاشنی مختصری از روشنفکری به آن زده میشد، به هیچ وجه روزنامهای مستقل و آزاد تلقّی نمیشد.”

[محض اطّلاع: تحلیل محتوای جلد هفتم یادداشتهای عَلَم، غلامعلی حدّاد عادل، مؤسسهٔ فرهنگی هنری فرهنگ ایران و اسلام (فراوا)، چاپ اول، ۱۳۹۳، ص ۸۴]
از هماین کتاب:
(+) هر انتقاد را با اظهار چاپلوسی جبران میکند




































