سالیان درازیست که هشدارها درباره تحریفات عاشورا گفته و نوشته میشود، اما تو گویی که جریان تهی شده از عقلانیت و حتی معنویت تشیع، راه خود را میرود. نمیخواهم سخن درباره اصل ماجرای دختر سه ساله ای که متعلق به ابیعبدالله دانسته میشود، بکشانم. آنها که دست از عمده منابع دست اول میکشند، توجیهاتی دارند و توضیحاتی در این باب. اما داستانسرایی ها و قصه بافیهایی که حتی در منابع دست دوم راجع به این ماجرا هم وجود ندارد، قابل اغماض نیست. چقدر باید بزرگان علم و اخلاق تذکر بدهند که انتساب دروغ به اهل بیت، ولو برای داغ کردن مجلس عزا و سوز و شور بیشتر عزاداران، ثواب که ندارد هیچ، عین گناه است. _ امشب در قم و در مجلسی هزار نفره، جناب مداح بزرگوار از اتفاقاتی سخن میراند که هیچ اثری در تاریخ ندارند. اینکه دختر سه ساله را که از کاروان عقب مانده، با اسب آورده و در بغل زینب سلام الله علیها پرتاب کرده اند، اینکه وقتی تشت را جلوی او میگذاشتند، سیلی هم زدند، اینکه حرمله، موهای او را در راه میکشیده، و چندین مورد خیالبافی دیگر از این دست. چه نیازی به این دروغهاست، وقتی اصل ماجرای مستند در منابع اصیل و اولیه تاریخی، به اندازه کافی دردناک و جانکاه هست؟ اصلا کافیست مقام اسرای کربلا و خاندان سیدالشهدا را بدانی تا چندسطر اول از واقعه، بی تابت کند برای همیشه. دیگر چه احتیاج به خرافه؟ _ حالا خیلی از این دوستان مداح، ابتدا میگویند "زبان حال" حضرت زینب یا حضرت رباب یا… چنین و چنان بوده، ولی این مداح امشب ما که زحمت همین دو کلمه "زبان حال" هم به خودش نمیداد و بشکل نقل واقعه میخواند. هرچند که من به همان "زبان حال"ها هم خوشبین نیستم. وقتی آدمهای کوتاه فکری مثل بنده، این دو کلمه را میگویند و در پس آن، هرآنچه در قد و اندازه عقل و حس خودشان باشد، به حضرات اهل بیت منسوب میکنند. عدم درک و رعایت شأن و جایگاه معرفتی و معنوی ایشان، گاه بدانجا میرسد که شاهکاری مانند زینب سلام الله علیها، در حد زنی بهانه جو و دست و پاگیر برادرش حسین پایین می آید و دختران سیدالشهدا،…ا _ کاش روحانیت ما و انقلابیگری ما، عقلانیت و عرفان ناب شیعی را هم در پس شور و احساسات عاشورایی، میشناخت و ترویج میکرد. خدا رحمت کند امثال شهید مطهری را… _ #تحریفات_عاشورا #عزاداری #سیدالشهداء #دستگاه_سیدالشهدا #روضه_خوانی

A post shared by مهدی همازاده ابیانه (@m.homazadeh) on