قیام سیدالشهداء، آنطور که از منابع تاریخی برمی آید، سه دلیل داشت: 1) قصد حکومت یزید برای ترور حضرت در محدوده حرم در ایام حجّ. امام نمیخواست برخلاف حکم الهی، در حرم امن، خونریزی شود. 2) نامه های بسیار زیادی از کوفه رسیده بود و احتمال قیام موفِّق و تشکیل حکومت حسینی در آنجا وجود داشت. 3) فساد یزید به حدّی علنی بود که جایی برای بیعت و مشروعیت بخشی باقی نمیگذاشت و باید نهی از منکر و افشاگری راجع به این حکومت فاسد، انجام میگرفت. _ دلیل اوّل تا پس از خروج حضرت از محدوده حرم، ادامه داشت. دلیل دوّم تا آنجا ادامه داشت که حضرت از همراهی کوفیان ناامید شد. حتّی وقتی خبر قتل هانی و مسلم نیز در مسیر حرکت به کوفه، به امام رسید، برخی اطرافیان گفتند: شأن و جایگاه شما نزد کوفیان با جایگاه مسلم فرق میکند و با ورود شما به کوفه، مجدّداً مردم حول محور شما جمع خواهند شد. اما از آنجا که با سپاه کوفه روبه رو شد، از کوفه ناامید گردید و برای اوّلین بار، به حرّ – فرمانده وقت سپاه کوفه – پیشنهاد بازگشت به مدینه را داد، ولی ابن زیاد نپذیرفت و گفت که باید حسین را کت بسته نزد او ببرند. سپس حتّی به عمر سعد – فرمانده بعدی سپاه کوفه – پیشنهاد داد که به یکی از مرزهای سرزمینهای اسلامی برود. عمر سعد پیشنهاد اخیر را نیکو دانست و برای ابن زیاد مکتوب کرد و اصرار داشت که: «هذا لک رضا و للأمّۀ صلاح» (این موجب رضایت تو (ابن زیاد) و صلاح امّت است). ولی سعایت شمر، مانع پذیرش ابن زیاد گشت. منبع: شیخ مفید، الارشاد، ج2، صص86-85 / ابن طقطقی، الفتوح، ج5، ص166 / بلاذری، انساب الاشراف، ج3، ص183 _ این معادله را میتوان در چارچوب مذاکره هم ارزیابی کرد. به نظر میرسد امام با رفتن به مرزهای سرزمین اسلامی، جان خود و خانواده اش را در امان نگه میداشت و در عین حال، قیام علیه حکومت وقت هم منتفی میشد. اگر ابن زیاد و یزید، کمی عقل (به معنای دنیوی اش) داشتند، این پیشنهاد را قبول میکردند. این در واقع با وصیت معاویه به یزید درباره امام حسین هم سازگار بود. در این صورت، آن شور بختها احتمالاً میتوانستند مدّت بیشتری حکومت کنند و ننگ واقعه عاشورا هم بر پیشانیشان نمینشست. سیّدالشّهدا و بنی هاشم هم در یکی از سرزمینهای مرزی، شرایط اجتماعی برای قیام نداشتند و البته با عدم بیعت با حکومت یزید، زندگی میکردند. _ به هرحال دلیل سوّم همواره و حتّی پس از ناامیدی از کوفه نیز باقی بود. حضرت بر خط قرمز خویش، تحفّظ داشت: «مثلی لا یبایع مثله» (کسی مانند من، با کسی مانند یزید، بیعت نخواهد کرد). _ پی نوشتها در کامنت اول

A post shared by مهدی همازاده ابیانه (@m.homazadeh) on