۱- حضور مردم تو نمایش گاه کتاب تهران،هر سال واسه م سوژه بوده. واسه یکی مث من نمایش گاه کتاب حسی شبیه به کوه نوردی رو تداعی می کنه. اما هر سال تو نمایش گاه کتاب،جمعیت بی شماری از مردمو  هم سنو سالامو می بینم که به نظر می آد اومدن موزه یا یه جایی تو مایه های باغ وحش!

 

۲- مث که مد بود البته،و ما هم به شرح ایضاً امّل!…به هر حال سال پیش،اگه اکیپ هایی که از اُستانای دیگه اومده بودنو در نظر نمی گرفتیم،تو مابَقی یه چی خیلی تو چشم می زد؛ این قدر دختر و پسرایی که با پیژامه اومده بودن نمایش گاه زیاد بودن که ناغافل از خواهرم پرسیدم بینم تو بساط ت پیژامه ای چیزی پیدا نمی شه ما هم تیپ بزنیم؟!!

 

۳- اشکال نداره یه سؤال امّلانه بپرسم؟

یه رمان که تو اروپای غربی پر فروش ترین می شه،یا تو ایالات متحده رکورد می زنه،چه طور می شه که تو چین کمونیستی هم این قدر پر فروش از آب در می آد؟  یا به تر بپرسم،رمانی که تو بستر فرهنگی اجتماعی   آنگلوساکسونی مفاهیمو تیکه کلام هاش معنا و مصداق عینی داره،یه مخاطب از خلق چین یا شبه قاره یا ایران خودمون چی چی ازش می فهمه که این طور با ولع باعث پر فروش شدن ش می شه این جا؟؟!

یه چی رو در گوشی بگم،جالب ش این جاس که بعضی از ناشرا و مترجما این قدر دخلو تصرف می کنن تو این ترجمه ها که اسم شو باید گذاشت تألیف،نه ترجمه!

 

۴- …

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ته نوشت ۱: چلوکتابو با یکی از پر فروش ترینای این یکی دو سه سال اخیر آپ کردم:

                «عطر سنبل،عطر کاج /نوشتۀ فیروزه جزایری دوما»

 

 

ته نوشت ۲: این شرکت گاز م از بس کلید کرده رو این یه دونه تبلیغ ش که ملت smsساختن ناب، شنیدین؟

“می گن دی شب سیدحسن نصرالله با احمدی نژاد تماس گرفته و تلفنی ازش پرسیده نمی خوای ازین ناوای امریکایی  تو خلیج فارس زهر چشم بگیری؟؟  احمدی نژاد م فیگور گرفته و گفته: نه حسن! این کار خطرناکه حسن! ” …        

از ما می شنوین این تعاملات smsیی  ما ایرونیا به اندازۀ یه تز دکترای جامعه شناسی مطلبو جا داره واسه کار.

 

ته نوشت ۳: اون فضای اتاقک مانندی که واسه چت،بالا سمت چپ،اختصاص داده بودم به دلیل مشکلات فنی  سایت ارایه دهندۀ خدمات ش فعلاً معلق شده و حذف ش کردم. با این که واسه جای گیزینی ش chat boxهای متعددی رو پیدا کردم اما اون یه چیز دیگه بود. ولی هنوز دنبال ابزارای رایگانی(!) هستم که واسه تبادلات آن لاین ِ  چن تا کاربر تو یه وبلاگ یا سایت کارآمد باشه.

 

 

 

 

پی نوشت جدید: این پی نوشتو الان(۱:۳۰بعد از ظهر چهار شنبه ۱۲اردی بهشت) دارم به این پست اضافه می کنم. تازه از نمایش گاه برگشتمو به جز  پنج تا کتاب،بیستای بقیه رو پیدا کردمو به اندازۀ کافی با ناشرای مورد علاقه م گپ زدم…

فضای نمایش گاه به نظرم خیلی به تر از جای قبلی ش اومد،اما اوضاع به شدت بی نظمه،غرفه ها خیلیاشون تازه دارن برپا می شن،ولی خب به هر حال مشتری رو سر پایی راه می ندازن،اکیدا ً توصیه می کنم اگه دلیل خاصی ندارید،بذارید جمعه به بعد برید،از ما گفتن بود…

دربارۀ نشست های «سرای اهل قلم» هم بگم که رضا امیرخانی هفتۀ دیگه می آد،سید مهدی شجاعی جمعه ساعت ۱بعد از ظهر، و برنامۀ مصطفا مستور هم فعلا ً دقیق اعلام نشده،با عرض شرمندگی بقیۀ نویسنده ها نظرمو جلب نکردن…دربارۀ شعرا هم بگم که همه تیپ شاعری تو لیست هستن که با توجه به سلیقه تون می تونین پی گیر برنامه شون بشین… یکی دو تا نشست خوب فلسفی هم تنظیم کردن که استادای مطرحی هستن…خیلی دوست می داشتم امیر مهدی حقیقت هم نشستی می داشت…راستی احتمالا ً عبدالله کوثری هم برنامه ش هماهنگ بشه،قابل توجه کشته مرده های ادبیات امریکای لاتین!

و اما یه توصیۀ سلیقه ای: اگه تو اون بین خسته و کوفته شدین،واسه چن دقیقه هم که شده،سری به سالن های انتشارات کودک بزنین،دیدن اون همه بچه که چشاشون از برق هیجان می خواد اون همه کتابو اسباب بازیو یه جا  هپولی هپو  کنه،این قدر آدمو سر ذوق می آره که دوباره روحیه بگیرینو برگردین قاطی کتابا!