از رحلت روح الله خمینی چندین ساله که می گذره. تصاویر و خاطرات اون روزها رو که تلویزیون پخش می کنه،دیگه برام عادی شده دیدن احوال متغیر و منقلب بزرگ تر های اطرافیان م.

دربارۀ او خیلی خونده م،خیلی شنیدم،اما احساس می کنم خمینی رو نمی شناسم. واسه م ناشناخته س…

 

ایام فاطمیه س. چن روز پیش با دوستی حرف می زدیم؛ بحث جالبی پیش اومد؛ این که روح الله خمینی که معصوم نبوده،این همه عکس و تصویر و صدا و نوشته هم از او به جا مونده،خیلی از آدم هایی که حضور او رو درک کرده ن در اطراف مون هستن،اون وخ این همه احساس می کنیم او رو نمی شناسیم،حالا این چه انتظاری یه که توقع داریم حضرت زهرا –سلام الله علیها- رو بشناسیم؟!  کی می تونه ادعا کنه زهرا –سلام الله علیها- رو می شناسه؟؟!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ته نوشت ۱: Stop the bomb!

 

 

ته نوشت ۲: کتاب اصول کافی جلد اول بر روی نت با فرمت جالب و خوش ترکیبی در اختیار گذاشته شده…

 

 

ته نوشت ۳: حرفه ای گری در تبلیغات یعنی همین!  کوتاه…نغز …گیرا…

 

 

ته نوشت ۴: اجتهاد تازه آيت‌الله مكارم: حامل رحم اجاره‌اي با نوزاد محرم مي‌شود.

 

 

ته نوشت ۵: گرچه همه مون می دونیم البرادعی به خودی خودش عددی نیست و چه قدر تحت فشار قدرت های استکباری یه،ولی وقتی فرمایشات اخیر البرادعی رو  شنیدم یاد اون هایکوی مرحوم سید حسن حسینی افتادم که:

می خواهم

هستۀ سر هستی را بشکافم

– آقای البرادعی!

رخصت!