«…آنان که در این وادی [اصول فقه] گام نهادند و قلم زدند، بیش‌تر بر مبنای فقه فردی اقدام کرده، کم‌تر بر اساس جنبه‌های اجتماعی فقه در پی کشف قواعد فقهی عام برآمدند. اگر امروزه به قواعد فقهی تهیه شده در قرون گذشته توجه شود، به ندرت می‌توان از میان آن‌ها قاعدۀ عام اجتماعی فقهی را به دست آورد.(١)

به همین دلیل، اندیشمند فرزانۀ معاصر، شهید مطهری می‌نویسد:

اصل عدالت اجتماعی با همۀ اهمیت آن، در فقه مورد غفلت واقع شده است؛ در حالی که از آیاتی چون «بالوالدین احسانا و اوفوا بالعقود» عموماتی در فقه به دست آمده است؛ ولی با این همه، تأکیدی که قرآن کریم بر روی مسائل عدالت اجتماعی دارد، معهذا یک قاعده و اصل عام در فقه از آن استنباط نشده است و این مطلب سبب رکود اجتماعی فقهای ما گردیده است.(٢)»



(فقه پاسخگو؛ نگاهی به پویایی و کارآیی فقه،  سیدعلی سادات فخر، انتشارات کانون اندیشه جوان، ص ٩٣)




پی‌نوشت‌ها:


١- باقر ایروانی: دروس تهمیدیه فی القواعد الفقهیه، ج ١، ص ١۴

٢- مرتضی مطهری: بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی، ص ٢٧