«…اظهار فقر و بیچارگی کافی است. این رفتارهای درویشمسلکانه، وجهۀ جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است.
زمان آن رسیده که مسؤولین به مانور تجمل روی آورند. از امروز به خاطر اسلام و انقلاب، مسئولین وظیفه دارند مرتب و باوقار باشند… هرچند ما فقیر باشیم و اقتصادمان به سامان نباشد، اما برای آنکه در دیدگان سایر ملل مسلمان و غیرمسلمان، ملتی مفلوک جلوه ننماییم، لازم است تا جلوههایی از تجمل در چهرۀ کشور و مسؤولین حاکمیتی رویت شود…»
(+،+ خطبههای نماز جمعۀ تهران، ١٨ آبان ١٣۶٩)






































12 ژانویه ، 2011 در ساعت 17:39
اتفاقا اين خوبه که. يحسبهم الجاهل اغنياء من التعفف تعرفهم بسيماهم لايسئلون الناس الحافا/ 273 بقره
15 ژانویه ، 2011 در ساعت 11:23
1- این آیه چه ربطی داره؟!!!
http://www.gharaati.ir/show.php?page=tafsir&numsooreh=2&numayeh=274
٢- همهمون خبر داریم از پس ِ چنین فرمایشاتِ ظاهرالصلاحی، چه اشرافیتی بر مدیریتِ کشور حاکم شد. سبکی از مدیریتِ تجملی که کارگزاران سازندهگی تو این کشور به نمایش گذاشتن، پشتوانههای تئوریکش، چنین موضعگیریهایی بوده.
3- تو سیرۀ معصومینی که حاکم بودند، چنین گفتار، یا کرداری که بشه بر چنین گفتاری منطبق کرد، سراغ دارید؟ پیامبر اکرم یا امیرالمؤمنین یا امام مجتبا (سلامالله علیهم) چنین سیرهای داشتن؟ در فرمایشات سایر ِ معصومین یا فقها و علمای اعلام ِ شیعه همچین طرز فکری رو سراغ دارید؟
4- پیدا نکردم چنین فرمایشاتی از هاشمی رفسنجانی، که تو زمان امام خمینی بیان کرده باشه. تا جایی که اطلاع دارم، اون موقع، خطبهها و فرمایشاتشون روی «عدالت اجتماعی» زوم بوده. برام سؤاله، مگه مدیران و مسؤولین چه «اظهار فقر و بیچارهگی و رفتار درویشمسلکانه»ای داشتن که چنین خطبهای رو برانگیخته. چرا «لازم است تا جلوههایی از تجمل در چهرۀ کشور و مسؤولین حاکمیتی رویت شود»؟
5- تا جایی که اطلاع دارم، منش ِ رهبر ِ انقلاب هم با این قسم فرمایشات، همخوان نیست. چون وقت نداشتم، فقط یه جستوجوی سر پایی و ایکی ثانیهای کردمو این چن فراز دستگیرم شد. قطعاً اگه ریز بشم و وقت صرفش کنم، نمونههای تأملبرانگیزی خواهم یافت. اما فقط برای نمونه:
«…آفت بزرگ ما اشرافيگرى و تجملپرستى است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافيگرى باشد، مردم را به سمت اشرافيگرى و به سمت اسراف سوق خواهد داد.» (88/5/22)
«سادهزيستى – بخصوص در خود آقاى رئيسجمهور – خوب و برجسته است و چيز باارزشى است؛ در مسئولين هم – كما بيش؛ يك جايى كمتر، يك جايى بيشتر – بحمداللَّه هست. سادهزيستى چيز بسيار باارزشى است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زيادهروى را – كه واقعاً بلاى بزرگى است – از جامعهمان ريشهكن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصلهتان را با طبقات ضعيف كم كردهايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد.»(87/6/2)
«اولين توقع من اين است كه به مسئولين دولتى مىگويم خسته نشوند؛ اعتماد به خدا را از دست ندهند؛ به خدا اعتماد كنند و به اين مردم اعتماد كنند؛ زىّ مردمى خودشان را حفظ كنند؛ در دام تجملگرايىهايى كه افرادى مىافتند، نيفتند…» (86/1/1)
«عزيزان من، يكى از شعارهاى ما قبل از پيروزى انقلاب – نه شعارهاى انقلاب، شعارهاى دوستانهى خودمان در مجموعهى رفاقتى و مجموعههايى كه با هم بوديم، با هم فكر مىكرديم و كار و مبارزه مىكرديم – «ساده زيستى» بود؛ زندگى ساده و كمتر بهره بردن از جلوههاى دنيا! بعد كه انقلاب، پيروز شد، سعى كرديم باز هم همين روش، همين شعار و همين مبنا را دنبال كنيم.
امام بزرگوار ما خودش مظهر همين معنا بود؛ آدمى بود كه تعيّنات دنيوى، حقيقتاً برايش ارزش نداشت. آدم اين را در آن مرد معنوى و بزرگوار مىديد كه تعيّنات، تعلّقات و تكلّفات دنيوى، اصلاً براى خودش ارزش نداشت! شما كه بحمداللَّه روشنفكر و آگاه و فهميده هستيد، احتياج نمىبينم كه اينها را توضيح بدهم. اين كه دارم مىگويم، منظورم بهرهمندى شخصى است؛ معنايش اين نيست كه كشور، كار آبادانى و عمران نكند و دنيا را آباد نكند. اينها هميشه، تخليهها و شبههافكنيهاى مخالفين اسلام بوده، مىگفتند كه اسلام با دنيا مخالف است؛ يعنى دنيا را آباد نكنيم!
نه، آن دنيايى كه گفته مىشود، دنياى شخصى است؛ يعنى خود شما دنبال تكيّف زندگى دنيايى نباشيد و زندگى را ساده بگذرانيد. معنايش اين است. اميرالمؤمنين (عليهالسّلام)، شخصاً زاهدانهترين زندگيها را داشت؛ اما در عين حال، مرتب هم كار مىكرد، مزرعه را آباد و چاه آب، جارى مىكرد، جهاد مىكرد و كشور را اداره مىكرد، حكومت به آن عظمت را رياست مىكرد، سياستگذارى و سياستمدارى مىكرد.
غرض و مراد ما، دل سپردن به دنياست كه البته مقدار زيادى از مشكلات ما ناشى از اين مسأله است! منِ مسؤول دولتى و حكومتى، يا من روحانى، بايد مواظب باشم – بخصوص ما دو صنف، خصوصيتى داريم – يك وقت گفتند: «واى به حال آن كسانى كه هر دو هستند؛ هم مسؤول حكومتى، هم روحانى – اينها مشكلشان بيشتر و تكليفشان سنگينتر است! توقع مردم، بجا و بحق از آنها بيشتر است؛ خداى متعال هم آنها را بيشتر مورد سؤال قرار خواهد داد، چون اثر عملشان هم بيشتر است.
ما بايد بيشتر مواظب باشيم، ديگران هم بايد مواظب باشند، شما هم كه دانشجوييد، يا استاديد، بايد مواظب باشيد، شما هم كه رئيسيد، بايد مواظب باشيد؛ همه بايد مواظب باشند كه به دام تكلّفات و تعيّنات زندگى نيفتند و در اشرافيگرى و اينها غرق نشوند. زينت دنيا را به قدرى كه خداى متعال قرار داده و مباح است، براى همه كس بخواهند.» (77/12/15)
6- دارم فکر میکنم لابد عثمان و معاویه و سایر خلفای اموی و عباسی و… برای چنان اشرافیتی که به راه انداخته بودند و برای فاصلهای که از زندهگی ِ معمولی ِ مردم گرفته بودند و تناقضاتشون با سیرۀ نبوی، توجیهاتی ظاهرالصلاح و عوامپسند تراشیده بودند. جای تحقیق و بررسی داره.
25 ژانویه ، 2011 در ساعت 12:41
آیه می فرماید برخی از این فقرای مومنین گونه ای رفتار می کنند که انگار غنی اند، یعنی مظاهر فقر خود را نمایان نمی کنند،
از متن بالا بدون توجه به پس و پیش چنین معنایی برداشت می شود. یعنی ما با آن که فقیر هستیم اما خود را غنی نشان دهیم.
البته احتمال دارد معنای دیگری هم برداشت شود، اما این معنا هم به ذهن می آید.
و البته این معنا موید اشرافی گری نیست فقط می گوید مظاهر فقر را و لو ظاهرا از بین بریم همان یحسبهم الجاهل اغنیاء من التعفف.
20 ژانویه ، 2011 در ساعت 08:56
مگر سیره حضرت رسول و امام علی علیه السلام اینگونه بود؟
در راس حکومت داشتن زندگی ساده و بی تکلف هنر است و قدرت ما را نشان می دهد و پشتیبانی ملت را و صبر عمومی در مشکلات را در پی دارد.
26 ژانویه ، 2011 در ساعت 09:04
به ساما:
این باید «مظاهر فقر را و لو ظاهرا از بین بریم» رو از کجای آیه برداشت کردین؟
تا جایی که من متوجه میشم، صورتِ آیه، اخبارییه؛ و نه امری.
2 فوریه ، 2011 در ساعت 19:43
khob khili ham ghashan goftan chon faghr sarbolandi nist balke neshane zaf va bi hemati mibashad
22 جولای ، 2013 در ساعت 21:29
[…] (+) فرازی از خطبههای هاشمی رفسنجانی که به «مانور تجمل» معروف شد […]