«…دهههاى آغازین قرن دهم را باید سالهاى تسلط بیشتر و نقطۀ عطف نظریۀ ولایت فقیه قلمداد کرد. در این سالها «محقق کرکى» نظرهاى عمدهاى بیان داشت و تمایل وى به عملى ساختن نظریۀ مذکور نیز از همینجا شروع شد. محقق از سال ٩١۶ه.ق به دربار «شاه اسماعیل صفوى» راه پیدا کرد و در مدت زمان کوتاهى بر شاه تسلط معنوى یافت و نظر خود را بر ارکان دربار حاکم ساخت و این نفوذ تا اواخر عمر «شاه اسماعیل» ادامه داشت.
پس از انتقال حکومت به «شاه طهماسب» فرزند اسماعیل، باز هم محقق، احساس تکلیف کرد و به همین سبب به شاه نزدیک شد و آنچنان او را مجذوب استدلالهاى خود دربارۀ ولایت فقیه و ادلۀ آن نمود که شاه را به مقبولۀ «عمر بن حنظله» در خصوص «ولایت فقیه» معتقد کرد و او را به نوشتن بیانیهاى حکومتى واداشت که در آن انتقال قدرت به «محقق» را عملى مىساخت.
«طهماسب صفوى» با استناد به مقبولۀ مذکور مىگوید: چون از کلام حقیقتبار حضرت صادق(ع) که فرمودند: «توجه کنید چه کسى از شما سخن ما را بیان مىکند و دقت و مواظبت در مسائل حلال و حرام ما دارد و نسبت به احکام ما شناخت دارد، پس به حکم و فرمان او راضى شوید که به حقیقت من او را حاکم بر شما قرار دادم. بنابراین اگر در موردى فرمان داد و شخص قبول نکرد، بداند که نسبت به حکم خداوند مخالفت ورزیده و از فرمان ما سر برتافته و کسى که فرمان را زمین بگذارد، مخالفت امر حق کرده است و این خود در حد شرک است» چنین آشکار مىشود که سرپیچى از حکم مجتهدان که نگهبانان شریعت سید پیامبران هستند با شرک برابر است. بر این اساس هر کس از فرمان خاتم مجتهدان و وارث علوم پیامبراکرم(ص) و نایب امامان معصوم ـعلیهمالسلامـ «علىبن عبدالعالى کرکى» ـکه نامش على است و همچنان سربلند و عالى مقام باد ـ اطاعت نکند و تسلیم محض اوامر او نباشد، در این درگاه مورد لعن و نفرین بوده و جایى ندارد و با تدبیر اساسى و تأدیبهاى بجا مؤاخذه خواهد شد.(١)
شاید بعضى تصور کنند که «محقق کرکى»، شیخالاسلام ِ منصوبِ شاه بوده و بنابراین ولایتى بر شاه نداشته است و نزدیک شدن وى به دربار خالى از اشکال نیست. در پاسخ آنها باید گفت که اولاً با توجه به استدلال «شیخ مفید»، پذیرفتن منصب از جانب غیرمعصوم نه تنها اشکال ندارد بلکه بعضى مواقع واجب نیز است. و ثانیاً چنین نیست که محقق بر شاه ولایت ندارد؛ زیرا شاه به محقق مىگفتهاست: «شما به حکومت و تدبیر امور مملکت سزاوارتر از من هستید زیرا شما نایب امام زمان -سلامالله علیه- هستید و من یکى از حکام شما هستم و به امر و نهى شما عمل مىکنم».(٢)
وى سپس ریاست عالیۀ مملکتى را به «محقق ثانى» (شیخ کرکى) تقدیم مىکند و در نامۀ خود مىگوید: «هر کس از دستاندرکاران امور شرعیه در ممالک تحت اختیار و از لشکر پیروز این حکومت را عزل نماید، برکنار خواهد بود و هر که را مسؤول منطقهاى نماید، مسؤول خواهد بود و مورد تأیید است و در عزل و نصب ایشان احتیاج به سند دیگرى نخواهد بود و هر کس را ایشان عزل نماید تا هنگامى که از جانب آن عالىمنقبت نصب نشود بر کار نخواهیم گمارد».(٣)
در واقع نباید انتظار داشت که پس از مدت کمى که تشیع در ایران به وسیلۀ فعالیت صفویه گسترش یافت، «محقق کرکى» بر سر انتقال قطعى قدرت به یک «فقیه»، با «شاه طهماسب» به چالش برخیزد. آن هم زمانى که به قول مورخان، مردم از مسائل مذهب حق جعفرى و قوانین آن اطلاعى نداشتهاند و شیعیان از دستورهاى دینى خود بىخبر بودند؛ زیرا از کتب فقه امامیه چیزى در دست نبود و فقط کتب فقهى ِ «علامۀ حلى» بود که از روى آن تعلیم و تعلّم مسائل دینى صورت مىگرفت.(۴) با همۀ این احوال، محقق نظر قطعى خود را درباره «ولایت مطلقۀ فقیه» اعلام داشت که قبلاً ذکر شد.
مورخان دربارۀ اِعمال ولایت از طرف محقق مىگویند: محقق ثانى در پى فرمانى که شاه برایش نوشت و امور مملکت را به او واگذار نمود، به کلیۀ قلمرو صفویه فرمان صادر کرد که چگونه باید مملکت را اداره نمود. او قبلۀ بسیارى از شهرهاى ایران را تغییر داد؛ زیرا آنها را با قواعد علم هیئت مخالف مىدانست. او در جلوگیرى از فحشا و منکرات و ریشهکن کردن اعمال نامشروع و رواج دادن واجبات الهى و دقت در وقت اقامۀ نماز جمعه و جماعت، بیان احکام نماز، روزه، دلجویى از علما و دانشمندان و رواجدادن اذان در شهرهاى ایران و همچنین قلع و قمع مفسدان و ستمگران کوششهاى فراوان و نظارت شدیدى کرد.(۵) او شیرهکشخانهها، شرابخانهها و مراکز فساد و فحشا را ویران کرد و نیز منکرات را از میان برد و آلات لهو و قمار را بشکست(۶)…»
پینوشتها:
١- روضات الجنات، محمدباقر موسوی خوانساری، ج۴، صص٣۶٢-٣۶٣
٢- مفاخر اسلام، علی دوانی، انتشارات امیرکبیر، ج۴، ص۴۴١
٣- ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، عبدالله افندی اصفهانی، مکتبة آیةاللهالعظمی المرعشی النجفی، ص۴۵۶ (شایان ذکر است برگردان نامه آورده شده است.)
۴- مفاخر اسلام، ج۴، صص۴٣٩-۴۴٨
۵- همان
۶- حکیم استرآباد میرداماد، علی موسوی مدرسی بهبهانی، انتشارات اطلاعات، صص١٠-١١
(برگرفته از: مقالۀ «پیشینۀ تاریخی نظریۀ ولایت فقیه»، نوشتۀ «احمد جهانبزرگی»
منتشر شده در:
+ فصلنامۀ قبسات، شمارۀ ۵و۶، پاییز و زمستان ١٣٧۶، صص٩٢-١٠۶
+ فصلنامۀ اندیشۀ حوزه، شمارۀ ١٧، تابستان ١٣٧٨، صص١٨۶-٢٠٧)





































15 مارس ، 2011 در ساعت 18:03
سلام و رحمت خدا
چند وقته تا می خوام روی لینک پیچک سر به هوا کیلیک کنم با خودم میگم ایشون که اسفند امتحان دارند و نت نمیان.خلاصه کلی عقب افتادیم از مطالب شما که انصافا زحمت می کشید براشون.
سال خوبی در انتظار شما و خانواده باشه انشالله.
یاعلی.ع.
16 مارس ، 2011 در ساعت 09:48
سلام
متشکرم
لطف دارید شما
ما که دعاگو هستیم
شما هم مدینه یادی از ما گرفتارها بفرمایید
20 فوریه ، 2012 در ساعت 09:24
[…] کرکی (+)(متوفای ۹۴۰) ضمن ادّعای اتفاق و اجماع […]