«حسین جباری از سال 1357 همان وقتی که سپاه تشکیل شد، به خدمت سپاه درآمد. یک دورۀ کوتاه دید و از 18سالگی محافظ آیتالله خامنهای شد. او و یکی از دوستان و همکارانش تنها کسانی بودند که به همراه نمایندگان خبرگان در جلسۀ خبرگان سال 68 حضور داشتند و در قسمت تماشاچیان نشسته بودند. حسین جباری آن روزها محافظ رییس جمهور بود و بعد از این جلسه، محافظ رهبر انقلاب شد. او خاطرههای زیادی دارد که بعضی از آنها را با شور و شوق تعریف میکند:
…آن زمان جو سیاسی سنگینی نسبت به آقا وجود داشت. دوران نخستوزیری مهندس موسوی بود. بعد از آن نامۀ دربارۀ ولایت فقیه که سؤال محرمانۀ آیتالله خامنهای از امام بود، دفتر امام آن نامۀ محرمانه را علنی کرده بود که نظر مبارک امام این بود که این یک بحث طلبگی است. نبایست علنی میشد. قبلاً هم عرض کردم بیت امام کانون جریان خاصی بود که متأسفانه پس از فوت حاجاحمدآقا بعضی از آنها اشتباهات بزرگی کردند.
سؤالِ آقا دربارۀ ولایت فقیه، یک نامۀ محرمانه بود که خودم بردم به دست حاجاحمدآقا برسانم. ایشان نبود، نامه را به آقای انصاری دادم. فردا صبح، رهبر انقلاب در حیاط ریاست جمهوری قدم میزدند و ورزش میکردند که از رادیو پیام امام را شنیدیم.
برداشت من از پیام، این بود که پاسخ نامۀ دیروز است. به آقا گفتم: «امام نامۀ شما را جواب دادند.» ایشان گفتند: «مگر تو نامه را خواندی؟» گفتم: «نه، رادیو پیام امام را پخش میکند، حدس زدم جواب شما باشد.» آقا تعجب کردند، گفتند: «این نامه محرمانه بود، چطور رسانهای شد؟!» قرار بود امام جواب نامه را محرمانه به آقا بدهند. اما دفتر امام قبل از اینکه نامه به دست حضرت آقا برسد، اول به صدا و سیما داده بودند.
…سه چهار ساعت (دفتر ریاست جمهوری) پیگیری میکنند که بتوانند اصل نامه را از دفتر امام بگیرند که بالاخره دفتر ریاست جمهوری موفق شد ظهر آن روز دستخط امام را دریافت کند. آیتالله خامنهای رفتند خدمت حضرت امام و گفتند: «من یک سؤال محرمانۀ فقهی کردم و نمیدانم چرا رسانهای شد؟» حضرت امام فرموده بودند: «سیداحمدآقا و آقای انصاری را صدا کنید.» امام که از عمل اطرافیان ناراحت شده بودند، میفرمایند برای اینکه قضیه بازتر شود شما (آیتالله خامنهای) یک نامۀ دیگر بنویسید که من هم جوابش را بدهم و این نامهها را منتشر کنیم.
امام گفتند: «این نامهای که مینویسید حالت عمومی داشته باشد که منتشر کنیم. مثل نامۀ اول، یک سؤال طلبهای نباشد. نامۀ اول، یک سؤال بین استاد و شاگرد بود. چیزی که لازم نبود در جامعه پخش شود.»
نامۀ دومی که امام در جواب نامهای که حضرت آقا از امام کرده بودند، کلمهها و عبارتهای خاصی را دربارۀ آقا و در مدح ایشان به کار میبرند که شما خورشید انقلاب هستید. این هم عنایت خداوند بود که بهواسطۀ این ماجرا، امام دربارۀ آیتالله خامنهای نظرشان را بنویسند و اعلام کنند. بچههای حفاظت بیت امام تمام این قضایا را میدانند و باید بگویند. فضای سیاسی علیه آقا بود. در دفتر امام، با چنین جوی، این اتفاق پیش آمد و نظر امام همه چیز را تمام کرد…»
[ضمیمۀ شمارۀ 9 هفتهنامۀ پنجره، شمارۀ 93، 1390/3/12، صص5–6]





































11 جولای ، 2011 در ساعت 13:51
[…] این نامه محرمانه بود، چطور رسانهای شد؟! […]
15 جولای ، 2011 در ساعت 17:20
با سلام.
خدا قوت