جابر بن جعفی می‌گوید:

«به دیدار امام باقر (علیه‌السلام) رفتم. برادرش زید هم آن‌جا بود. پس از مدتی، [شاعر نامی و ادیب عرب] معروف‌بن خربوذ مکی وارد شد. امام فرمود: ای معروف! قدری از اشعار خوبت برای ما بخوان.

او هم این ابیات را خواند:

به جانت سوگند که ابو مالک هم‌چون دیگران سست‌بنیاد و ناتوان نیست. نه گفتارش به عناد آمیخته، و نه آن‌چه حکیمانه نهی می‌کند، از روی ستیزه‌جویی‌ست. در حقیقت، او آقایی‌ست بزرگوار که طبعی بلند دارد و مدح و ثنای او شیرین است. چه خوب آقایی‌ست در طریق طاعت تو؛ که اگر چیزی را بر عهدۀ وی گذاری، از عهده برآید.


موقعی که اشعار به این‌جا رسید، امام باقر (علیه‌السلام) دست بر شانۀ زید نهاد و فرمود: ای اباالحسین این خوبی‌ها همه صفات توست.»




حَدَّثَنا الحسنُ بنُ عبدِاللهِ بنِ سعیدٍ، قالَ: حَدَّثَنا عبدُالعزیز بن یحیی حَدَّثَنا الاشعثُ بنُ محمدٍ الضَّبّیُّ، قالَ: حَدَّثَنی شُعیبُ بنُ عمر عن أبیه عن جابر الجُعفی، قالَ:

«دَخَلتُ علی أبی‌جعفر محمد بنِ علی (علیهمالسلام) وَ عندهُ زَیدٌ أخوهُ (علیه‌السلام) فَدَخَلَ علیه مَعروفُ بنُ خََرَّبوذَ المَکّیُّ، فقالَ أبو جعفر (علیه‌السلام): یا معروفُ أنشِدنی مِن طَرائِفِ ما عندَک. فَأنشَدَهُ:

لَعمرُکَ ما إن أبو مالِکٍ بِوانٍ وَ لا بِضَعیفٍ قُواهُ

وَ لا بالد لَدَی قَولِهِ یُعادی الحکیمَ إذا ما نَهاهُ

وَ لکنَّهُ سَیّدٌ بارعٌ کریمُ الطّبائعِ حُلوُ ثَناهُ

إذا سُدتَهُ سُدتَ مِطواعِهِ وَ مَهما وَکَلتَ إلَیهِ کَـفاهُ


قالَ: فَوَضَعَ محمد بن علی (علیهماالسلام) یَدَهُ علی کتفَی زَیدٍ فقالَ: هذهِ صِفَتُکَ یا أباالحُسین.»




[الامالی، شیخ صدوق، انتشارات نسیم کوثر، ج1، ص74، مجلس10، حدیث12]