“… از زمان دبیرستان که آغاز آشنایی و رفاقت ما  محسوب می‌شود، هیچ‌کس را نمی‌شناسم که به اندازۀ او [مهندس یکان] در مورد هیأت‌ها و سخنران‌ها و منبری‌ها و مداح‌ها، اطلاع و شناخت داشته باشد. و طبیعی است که او هم مثل هر آدم دیگری، هم‌زمان نقاط ضعف و قوت مختلف و متفاوت داشته باشد. یعنی به همان اندازه که پرتحرک است، عجول و کم‌طاقت باشد و به همان میزان که برای آموختن حریص است، برای انتقال آموخته‌هایش به دیگران ولع داشته باشد…”



[کمی دیرتر، سیدمهدی شجاعی، کتاب نیستان، ص۳۰]