“۳ فروردین
[توضیحات پاورقی:] آقای هاشمی در سال ۱۳۶۷ با حکم امام(ره) به عنوان جانشین فرمانده کل قوا منصوب شد. بنابراین ایشان دو دفتر داشت که مسئولیت دفتر ریاست مجلس شورای اسلامی با آقای جمال ساداتیان و مسئولیت دفتر فرماندهی کل قوا با آقای علی جنتی بود.
۷ فروردین
… آقای [سرتیپ محمدحسین] جلالی وزیر دفاع خبر داد که [از طرف نخستوزیر] بخشنامه شده عکس آقای منتظری را [از اتاقها] بردارند. کسب تکلیف کرد و گفت مسألۀ نامۀ امام، اکنون در هیأت دولت مطرح است. بناگذاشتم امروز در منزل باشم؛ [درخصوص آقای منتظری] ناراحتم. عفت هم خیلی ناراحت است.
۹ فروردین
… عفت تلفن کرد و نقل کرد افراد کمیتۀ انقلاب در خیابانها عکس آقای منتظری را جمع میکنند و این کار زننده است. از کمیته پرسیدم، گفتند چنین دستوری داده نشده و خواستار معرفی مورد برای پیگیری شدند.
آقای سینا واحد [هنرمند و نویسنده] از آرژانتین آمد. مطالبی دربارۀ اهمیت نفوذ ژنرال زینالدین در این کشور داشت. او یک شیعه است. اوضاع اقتصادی و اجتماعی آن کشور را گفت و مدعی بود دانشمندانی از آرژانتین مایل به کار در ایران هستند.
۱۴ فروردین
… با هلیکوپتر به کشت و صنعت نیشکر کارون رفتیم… از کارخانۀ تولید شکر بازدید کردیم. یک خط تولید را از نقطۀ ورود نیشکر تا گونی شدن شکر سفید دیدیم؛ جالب بود. سپس برای کارکنان صحبت کردم. کارگران خواستها و اعتراضات زیادی به مدیریت دارند و خیلی شلوغ میکردند.
… مصاحبۀ رادیو و تلویزیونی دربارۀ نتایج سفر [به خوزستان] نمودم. عفت و همراهان نرسیده بودند، مقداری معطل شدیم. غروب رسیدند. بلافاصله پرواز کردیم… ساعت هشت و نیم به خانه رسیدم. عفت و مهدی در ارتباط با مسألۀ آیتالله منتظری اوقاتتلخی کردند. با عصبانیت خوابیدم.
۱۵ فروردین
… محسن آمد و دربارۀ سفر هیأت نظامی به چین به سرپرستی آقای [حسن] روحانی مشورت کرد که خواسته شده او هم به عنوان عضوی از صنایع موشکی سپاه پاسداران، جزو هیأت باشد.
۱۶ فروردین
… آقای [صادق] خلخالی [نمایندۀ قم] آمد. از مسألۀ آقای منتظری اظهار ناراحتی کرد و بر فکر حل مسأله تأکید داشت. دکتر [عبدالله] جاسبی [رئیس دانشگاه آزاد اسلامی] آمد. دربارۀ نیازهای ارزی دانشگاه آزاد اسلامی و تصویب آئیننامه استمداد کرد و در مورد مسألۀ آقای منتظری و مسألۀ رهبری، آیندۀ ریاست جمهوری و دولت استفسار نمود… به خانه آمدم. با محسن و عفت شام خوردیم. عفت از خانم شهید بهشتی نقل کرد که خانم [منیره] گرجی در جلسهای علیه آقای منتظری صحبت کرده است؛ خانم بهشتی و عفت ناراحت شده بودند.
۱۸ فروردین
… شب عفت و بچهها برای مراسم سالروز تولد مونا به منزل فائزه رفته بودند. تنهایی شام خوردم. بنا به خواست احمدآقا از سوی امام، نامهای را که چند سال پیش، امام به امانت نزد ما گذاشته بودند، پس دادم. پاکت سربستهای چند سال پیش به من و آقایان خامنهای و موسوی اردبیلی داده بودند که روی آن نوشته شده بود که پس از فوت ایشان مفتوح شود. برای ما معلوم نبود که محتوای نامه چیست. بعد از استعفای آقای منتظری مسترد شد. حدس زدیم مربوط به آقای منتظری بوده است. [ولی بعدها احمدآقا گفتند مربوط به وجوه موجود در اختیار امام بوده است.]
۲۱ فروردین
… عصر خدمت امام رفتم. دربارۀ پذیرفتن نامزدی ریاست جمهوری، نظرشان را خواستم. کاملاً موافق بودند و گفتند بعضی از شیاطین به دروغ شایع کردهاند که امام مخالف ریاست جمهوری شخص روحانی است، ولی درست نیست و باید به گونهای تکذیب شود.
۲۲ فروردین
… شب مجمع تشخیص مصلحت جلسه داشت… دربارۀ اقدامات خارج از کشور در مورد حمایت از نهضتهای آزادیبخش، قرار شد کمیسیونی مرکب از وزارت امور خارجه، [وزارت] اطلاعات و سپاه [پاسداران]، مرجع تصمیم و هماهنگی باشد.
۲۹ فروردین
… آقای [محمد] یزدی نامهای از آقای منتظری برایم آورد. ایشان خواسته که در بولتن مجلس، اطلاعیۀ ایشان مبنی بر جواب نامۀ آقایان [مهدی] کروبی، [سیدمهدی] امام جمارانی و حمید روحانی درج شود.
۳۰ فروردین
… آقای سعیدیان فرد نامۀ آیتالله منتظری را آورد که مضمون بخشی از نامۀ آقایان کروبی، روحانی و جمارانی را تکذیب کرده است.
۳۱ فروردین
… نزدیک غروب به خانه آمدم. عفت به جلسۀ فاتحۀ مرحوم دکتر اسدی لاری رفته بود. شب آمد. او از اظهارات آقای [محمد] یزدی راجع به آیتالله منتظری گله داشت.”
[بازسازی و سازندگی؛ کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی ۱۳۶۸، دفتر نشر معارف انقلاب، صص۴۷-۹۲]





































30 می ، 2012 در ساعت 11:27
عجب!
پس این رشته ها سر دراز داشته اند…
1 ژوئن ، 2012 در ساعت 20:39
آدم فکر می کند آیا چقدر از ماجراهای عفت و خانم بچه ها هست… که ثبت نشده
28 جولای ، 2012 در ساعت 17:26
[…] قدری خاطرات هاشمی رفسنجانی ۱۳۶۸؛ اردیبهشت، فروردین […]