“… امام هنگام رفتن از عراق برای ملت ایران پیام فرستادند و گفتند: اکنون که بهناچار جوار امیرالمؤمنین(ع) را ترک میکنم، چون در کشورهای اسلامی فضا را برای خدمت به شما، که مورد هجوم استکبار میباشید مفید نمیبینم، بهسوی فرانسه پرواز میکنم. آنچه مهم است عمل به تکلیف الهی است. مکان برای من اهمیت ندارد…
البته این رخداد و تصمیم امام برای رفتن به پاریس برای مردم نجف قابل هضم و فهم نبود. همسران بعضی از علما میآمدند و میپرسیدند: چرا آقا این کار را کردند؟ حیف نیست که ایشان محیط نجف و جوار حرم امیرالمؤمنین(ع) را رها کرده به بلاد کفر رفتهاند؟ برای آنها موضوعی به نام مبارزه معنا نداشت، اما مرجعیت اهمیت بسیاری داشت که باید برای حفظ آن به هر بهایی کوشید.
شأن روحانیت (با تعریف خاص آنها) شأنی بود که آقا میبایست آن را حفظ میکردند. در آن فضا که آشنایی با یک زبان خارجی و یا رادیو گوش دادنِ یک روحانی مقولۀ ناپسندی بود که با مذهب، دیانت و سنت جمع نمیشد؛ بدیهی بود که رفتن ِ یک مرجع تقلید به فرانسه بههیچروی پذیرفتنی نباشد.
باور برخی بر این بود که آقا برای آنکه حرف خودش را به کرسی بنشاند به مقام مرجعیت پشت پا زده است. برخی میگفتند: معلوم شد مرجعیت شأنیتی نزد ایشان نداشته است؛ وگرنه چطور میشود یک عالم دینی از نجف به فرانسه برود، در حالی که همطرازهای ایشان ترجیح میدهند در نجف نفس بکشند و در آنجا بمیرند. برخی دیگر میگفتند که دفن شدن در «وادی السلام» نجف آنقدر ارزش دارد که باید به خاطرش سکوت کرد.
در همان روز فردی به دیدار خانم [همسر امام] آمد و ضمن احوالپرسی و دلداری گفت: شما به آقا میگفتید حیف نیست نجف را رها میکنید؟ بهتر نیست در سالهای آخر زندگی اینجا بمانید؟ یک زیارت و یک سلام به حضرت علی(ع) بر همۀ امور دنیا برتری دارد. دیگری از روی دلسوزی گفت: حیف بود. ایشان مسجدی داشت، زیارتی میرفت، درسی میگفت. حالا همه را رها کرده و به کافرستان رفته است. دو رکعت نماز در حرم حضرت علی(ع) به همه جای عالم شرف دارد.
با شنیدن این سخنان،من که تلاش میکردم فقط شنونده باشم؛ زیرا بههیچروی حوصلۀ گفتوگو نداشتم، تاب نیاوردم و گفتم: این بستگی دارد که شما دین و دیانت را چگونه معنا کنید. او پاسخ داد: این حرفهای روشنفکرانه مطالبی است که شریعتی و غربزدهها در ذهن شما کردهاند. هنگامی که میخواهند دین را از آدم بگیرند آرامآرام میگیرند. یکمرتبه نمیگویند بیدین شو! من که سخت عصبانی شده بودم، گفتم: ایشان مرجع تقلیدند، صاحب فکر و اجتهادند، تشخیص ایشان این بوده است. اگر بخواهیم مثل شما فکر بکنیم، باید بگوییم امام حسین(ع) نیز کار درستی نکرد که مکه و کعبه و مزار پیامبر(ص) را ترک و بهسوی کوفه حرکت کرد. در منطق شما امام حسین(ع) هم باید زیارت جدش را بر مبارزه ترجیح میداد. به نظر شما امام حسین(ع) نیز تحت تأثیر روشنفکران قرار گرفت؟
این بحث و گفتوگوبه درازا کشید و خانم که دریافتند هیچکدام سخن دیگری را قبول نداریم و فقط گفتههای خود را باور داریم، گفتند: این گونه بحثها بیفایده است و شما تلاش بیهوده میکنید. وقتتان را با بحث و جدال تلف نکنید.”
[اقلیم خاطرات، فاطمه طباطبایی، انتشارات پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی، چاپ و نشر عروج، صص428-429]






































10 جولای ، 2012 در ساعت 14:25
[…] (+) بازتاب سفر امام به پاریس، در نجف […]
30 جولای ، 2013 در ساعت 15:39
[…] (+) بازتاب سفر امام به پاریس، در نجف […]