“«…انتقاد معنايش چيست؟ انتقاد اگر معنايش عيبجويى است، اين نه چيز خوبى است، نه خيلى هنر زيادى مى‌خواهد، نه خيلى اطّلاعات مى‌خواهد؛ بلكه انسان با بى‌اطّلاعى، بهتر هم مى‌تواند انتقاد كند… انتقاد به معناى عيب‏جويى، اصلاً هيچ لطفى ندارد. شما بنشين از بنده عيب‏جويى كن، من هم از شما عيب‏جويى كنم؛ چه فايده‌اى دارد؟

نقد، يعنى عيارسنجى؛ يعنى يک چيز خوب را آدم ببيند كه خوب است، يک چيز بد را ببيند كه بد است. اگر اين شد، آن وقت نقاط خوب را كه ديد، با نقاط بد جمع‏بندى مى‌كند، آن‌گاه از جمع‏بندى بايد ديد چه حاصل مى‌شود.

…وقتى انسان مى‌خواهد به يک مسؤول ايراد بگيرد كه‎ آقا چرا در حوزه‌ی كارتان خطا اتفاق افتاد، بايستى تمام موانعى را كه در اجراى صحيح كار بر سر راه يک انسان معمولى وجود دارد، در نظر بگيرد و ببيند كه‎ آيا با محاسبه‌ی اينها او كوتاهى كرده يا نه؛ اگر كوتاهى كرده، نبايستى از او صرف‌نظر كرد و گذشت؛ اين اعتقاد من است. در حوزه‌ی اختيارات مستقيم من هم همين‌طور عمل مى‌شود. من اگر از كسى كوتاهى ببينم و بفهمم تقصير داشته، اغماض نمى‌كنم. در مورد مسؤولان هم هميشه سفارش مى‌كنم و مى‌گويم كه اغماض نكنيد…»‌(+)


«در قضیه‌ی نقد رهبری نباید جوانان فریب ظاهر قضیه را بخورند و به خاکی بروند. نگاه کنید مسأله‌ی غیبت و ظهور را؛ امام یازدهم مورد سؤال و نقد واقع می‌شود که اموالی که از طرف بزرگان شیعه خدمت ایشان ارسال شده کجا مصرف شده است؟ امام در جواب می‌گوید: «اگر امامت امر مستمری است و شما به آن پایبندید، چرا این سؤال از اجداد من نشد؟!» و از آن پس دستور می‌دهد پرده‌ی سیاهی در اتاق دیدار نصب می‌شود و شیعیان از پشت پرده با آن حضرت گفتگو می‌کنند و از آن زمان غیبت آغاز شد…»(+)



…اسلام از عموم مردم خواسته است که در همه‌ی معاشرت‌ها و نشست و برخاست‌های خود، «دفاع از امام مسلمین» را مورد توجه قرار دهند، و در آنجا که هتک حرمت او می‌شود بی‌تفاوت نمانند:

رسول‌الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

«مَن کَانَ یُؤمِنُ بِاللهِ وَ الیَومِ الآخِرِ فَلا یَجلِس فِی مَجلِسٍ یُسَبُّ فِیهِ إِمَامٌ أو یَعَابُ فِیهِ مُسلِمُ إِنَّ اللهَ تَبَارکَ وَ تَعَالَی یَقُولُ وَ إِذا رَأَیتَ الَّذینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا الآیَة؛ هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، نمی‌نشیند در مجلسی که در آن مجلس رهبر جامعۀ اسلامی را ناسزا گویند یا غیبت مسلمانی را می‌کنند.»

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «و چون ببینی که در آیات ما از روی عناد گفت‌و‌گو می‌کنند، از آنها رویگردان شو تا به سخنی جز آن پردازند. و اگر شیطان تو را به فراموشی افکند، چون به یادت آمد با آن مردم ستمکاره منشین.»

و اگر مردم در انجام این وظیفه کوتاهی کنند، و از حریم ولایت پاسداری نکنند، عاقبت تضعیف رهبری، از بین رفتن عزت و سربلندی امت اسلامی و حاکمیت ذلت خواهد بود:


امام باقر (علیه السلام ) نیز در این خصوص می‌فرمایند:

«مَن قَعَدَ فی مَجلِسٍ یُسَبُّ فیهِ إمَامٌ مِنَ الائِمَّه یَقدِرُ عَلَی الأِنتِصَافِ فَلَم یَفعَل أَلبَسَهُ اللهُ الذُّلَّ فِی الدُّنیَا وَ عَذَّبُه فِی الاخِرَه وَ سَلبهُ صالِحَ مَا مَنَّ بِهِ عَلَیهِ مِن مَعرِفَتِنا؛ هر کسی در محفلی بنشیند که رهبران الهی را دشنام و ناسزا می‌گویند، در صورتی که بتواند بپا خیزد و بپا نخیزد، خداوند لباس خواری و حقارت بر تن او بپوشاند و در آخرت به عذاب دوزخ در افکند و نعمت شایسته‌ی خود را که معرفت مقام اهل‌بیت است، از او باز پس گیرد.»(+)”




[پرسش و پاسخ‌هایی صریح در موضوع  ولايت فقيه، تهیه‌شده در: واحد پژوهش دفتر فرهنگ فخرالائمه، انتشارات کتاب فردا، ص28-30]




در این باره:

(+) “شما رهبر مسلمین هستید. تضعیف شما را حرام می‌دانم.”