“… پس از انتصاب حضرت آیتالله خامنهای به رهبری نظام حضرت آیتاللهالعظمی گلپایگانی برای رهبر معظم، عبای ظریفی هدیه فرستادند و فرمودند:
اگر دیدم کاری را شما انجام میدهید، خلاف مطلب اسلامی است، من تذکر میدهم. اگر تغییر دادید، بسیار خوب؛ اگر ندادید، من دیگر صحبت نمیکنم و تضعیف شما را حرام میدانم. عمده، عظمت شماست؛ شما رهبر مسلمین هستید و نمیخواهم صحبتی کنم در یک فرعی، که شما را تضعیف کردهام.”
[پرسش و پاسخهایی صریح در موضوع ولايت فقيه، تهیهشده در: واحد پژوهش دفتر فرهنگ فخرالائمه، انتشارات کتاب فردا، ص30]





































8 ژوئن ، 2012 در ساعت 00:45
یعنی به رهبر هیچ گونه حرفی جز تعریف و تمجید نمیشه زد؟
یعنی هرکسی هر نظری خلاف رهبری داد،خلاف شرع کرده؟
8 ژوئن ، 2012 در ساعت 10:42
اختلافِ نظر و انتقاد، امریست؛ و بیحرمتی و لجنمال کردنو تخریب، امری دیگر.
منطق ِ عاقلان و اخلاق ِ نیکورفتاران، قبول نمیکنه که انتقاد به پدرتونو -گیرم وارد هم باشه- با بیحرمتی و بیادبی مطرح کنید.
آیتالله گلپایگانی شدیدترین انتقادها رو خطاب به امام خمینی مطرح کردهن. به صحیفۀ امام مراجعه بفرمایید. انتقادهایی صریح، اما خالی از توهین و بیاحترامی؛ و نه نامههایی سرگشاده و بیانیههایی سیاسی.
ابراز ِ نظر -گیرم که خلافِ نظر رهبر- امریست؛ و چنگ و دندان نشان دادنو تیغ ِ قلم برکشیدن، امری دیگر.
میشود به امیرالمؤمنین انتقاد کرد و -در عینِ حال- دلِ بنیامیه را هم شادمان نکرد؟
از زخمی کردنِ پدر، منفعتی عایدِ فرزند نمیشه که هیچ؛ بل… رها کنم!
10 ژوئن ، 2012 در ساعت 15:12
نه .بنده هم نظرم زخمی کردن نبود. بلکه این بود که فضا فضای آزاداندیشی باشد.
اما در فضای فعلی همچین چیزی را نمی بینم.فعلا تریبون دست کسانی است که کمتر از تعریف و تمجید رو خلاف شرع می دانند.
فضا فضایی نیست که اگر کسی نقد منصفانه ای بنویسد دیگر آبروی سیاسی ای برایش باقی بماند. ضمن اینکه علت اینکه چرا فقط باید به رهبری نامه های محرمانه نوشت را نمی فهمم؟ چرا باید در مورد موضوعات علنی همیشه نامه های محرمانه نوشت؟
10 ژوئن ، 2012 در ساعت 15:31
این نوشته، نقلی از مرجع معظم، مرحوم آیتالله گلپایگانی بوده. ایشون «تضعیف رهبر نظام اسلامی» رو حرام میدونسته. شما تشخیص و اجتهادی غیر از این دارید؟ …خب داشته باشید!
پیشتر سؤالی پرسیدم و جوابی نگرفتم:
میشه به امیرالمؤمنین انتقاد کرد و -در عینِ حال- دلِ بنیامیه رو هم شاد نکرد؟
اگه میشه، که بسمالله!
اگه نمیشه، العیاذ بالله!
10 ژوئن ، 2012 در ساعت 15:19
حتی به نظرم فضای امروز تنگتر از این حرفها هم هست.شما اگر بخوای کارمند رسمی یک جایی باشی نه تنها باید التزام عملی تو به رهبری (که نمی دونم چطوری حاصل میشه) نشون بدی.باید زاویه ت با تک تک عوامل سیاسی سابق و فعلی کشور چک بشه. در چنین فضایی یک کارمند چطوری میتونه آزاداندیش باشه؟
شما نگاهتون به آیت الله گلپایگانی نباشه که خودشون وزنه ای هستند و حکومت خودشان(فقیهان) است. بلکه نگاهتون به عموم مردم باشه
11 ژوئن ، 2012 در ساعت 12:36
اگر اون انتقاد باعث اصلاح جامعه بشه و در دراز مدت موجب عزت مسلمین و پیشرفت پایدار کشور بشه باعث شادی دل هیچ دشمنی نمیشه. ممکنه در کوتاه مدت سر و صدایی هم به پا کنه.
ضمن اینکه همیشه دشمن چیزی رو که تو بوق و کرنا می کنه چیز بدی نیست(حتی نیت بدی هم داشته باشه).قرار نیست هرچیزی که دشمن دست گرفت چیز بدی باشه.
11 ژوئن ، 2012 در ساعت 12:39
این دشمن هراسی ممکنه خیلی وقتها به ضرر خودمون بشه. دشمن دلش واسه حقوق بشر نمی سوزه.ولی ممکنه بعضی مسائلی رو که درباره حقوق بشر میگه جای تامل داشته باشه.
مگر مساله ی کهریزک رو هم کلی تو بوق و کرنا نکردند؟ چرا رهبری علنیش کرد؟
11 ژوئن ، 2012 در ساعت 12:40
هر عقیده ای درباره مسائل جاری کشور نیاز به مجتهد بودن نداره.من که نظر فقهی ندادم.
11 ژوئن ، 2012 در ساعت 12:45
من نظرم اینه که دشمن شاد کردن جایی محل اشکاله که منتقد غوغا سالاری و داد و بیداد راه بیاندازد.شبیه کارهای میرحسین و کروبی
نه اینکه هرکسی حق هیچ ایراد و اشکالی نداره به این بهانه که دشمن شاد میشه.
11 ژوئن ، 2012 در ساعت 18:06
من هم نظرم هماینـه.
11 ژوئن ، 2012 در ساعت 19:36
و فکر می کنید وضع فعلی در عمل به نظر شما نزدیکه؟
11 ژوئن ، 2012 در ساعت 21:17
و فکر میکنم بایـد برای رسیدن به وضع آرمانی و مطلوب، تلاش کنم و کنیم.
14 ژوئن ، 2012 در ساعت 16:57
ضمناً مزیدِ اطلاعتون:
(+) بررسی فقهی ادعای علیمطهری پیرامون ِ جواز ِ انتقادِ علنی به امام ِ معصوم و ولیفقیه
24 ژوئن ، 2012 در ساعت 10:40
[…] (+) “شما رهبر مسلمین هستید. تضعیف شما را حرام میدانم.” […]