“… دینوری می‌گوید: یکی از دلایل شورش بر عثمان، سپردن ولایت آذربایجان به اشعث بود. عثمان پس از آن که دختر اشعث را به عقد فرزندش درآورد، آذربایجان را به اشعث سپرد.(1)

[زمانی که امام علی (سلام‌الله علیه) به خلافت رسید] اشعث از همان‌جا خواست تا به شام بگریزد؛ اما حیای او از اطرافیان و مخالفت آنان با این اقدام سبب شد تا در آنجا بماند.(2)


… خروج امام از نخیله [برای جنگ با معاویه]، در پنجم شوال سال 36 بوده است.(3) نخستین اختلاف در سپاه امام، درگیری بر سر ریاست قبایل یمنی بود. امام اشعث را به کناری گذاشت و حسان‌بن مخدوج را بجای وی گماشت. این مسأله سبب اختلاف میان قبیلۀ ربیعه و کنده شد. معاویه که خبر این اختلاف را شنید، یکی از شعرای کنده را بر آن داشت تا اشعث را بر ضد امام تحریک کند، اما در آن لحظه موفقیتی به دست نیاورد و ماجرا با نصب او بر قسمت چپ سپاه عراق خاتمه یافت.(4)


متأسفانه روح ضعیف، فاسد و فرصت‌طلب اشعث سبب شد تا به تدریج به رو در رویی با امام کشیده شود. گفته شده است از زمانی که امام او را از آذربایجان فرا خواند و دستور داد تا اموال او را محاسبه کنند، با معاویه مکاتبه داشته است.(5) یعقوبی ارتباط او را با معاویه در جریان بالا بردن قرآنها گوشزد کرده است.(6)




تاریخ و سیرۀ سیاسی امیرمؤمنان علی‌بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، رسول جعفریان، دلیل ما، صص71 و 81-82]




پی‌نوشت‌ها:

1- اخبار الطوال، ابوحنیفه الدینوری، ص156

2- وقعة صفین، نصر بن مزاحم، ص21

3- همان، ص131

4- الفتوح، ابن اعثم کوفی، ج3، صص105-107

5- انساب‌الاشراف، البلاذری، ج2، صص296-297

6- تاریخ الیعقوبی، دار صادر، بیروت، ج2، صص188-189