“نظریۀ 6+2 را گروه نهضت آزادی در ایران مطرح کردند و منظورشان این بود که دو سال اول جنگ، درست بوده است یعنی تا فتح خرمشهر، اما شش سال بعد از آن نباید جنگ ادامه مییافت و همچنین علت ادامۀ جنگ را هم به عهدۀ ایران میگذارند.
در حقیقت نظر آنها دو قسمت دارد؛ اول اینکه چرا جنگ ادامه یافت و دوم اینکه ادامهدهندۀ جنگ ایران بوده است که البته هر دوی این برداشتها اشتباه است. اینکه بعد از فتح خرمشهر جنگ شش سال ادامه پیدا کرد، به این دلیل که هیچ پیشنهاد «صلحی» وجود نداشت و در حقیقت ایران در آن شش سال آخر فقط برای پایان دادن به جنگ میجنگیده است. دلیل این مطلب هم این است که با اولین پیشنهاد صلحی که به ایران داده شد، ایران استقبال کرد و آن را پذیرفت که همان قطعنامۀ 598 است.
این پیشنهاد صلح پنج سال بعد از آزادسازی خرمشهر به ایران داده شد که ایران از آن استقبال کرد، اما اعلام کرد ابهاماتی در این پیشنهاد هست که باید رفع شود. نهضت آزادی میگوید هنگامی که عراق به ایران پیشنهاد «آتشبس» داده بود(1)، ایران باید میپذیرفت. در حالی که اگر ایران این آتشبس را میپذیرفت، این جنگ چهل سال طول میکشید. چون آتشبس یک حالت نیمهتمام است؛ نه جنگ است و نه صلح؛ لذا بعد از آتشبس ممکن بود درگیریها بین ایران و عراق دوباره شروع شود؛ مانند سوریه و اسرائیل که چهل سال است در آتشبس هستند و تا کنون سه جنگ بین آنها صورت گرفته است؛ لذا به هیچ عنوان آتشبس قابل پذیرش نبود و همۀ تلاش ایران این بود که جنگ تمام شود و تمام شدن جنگ جز با «صلح» امکانپذیر نبود.
تفاوت «صلح» با «آتشبس» این است که به واسطۀ صلح، اختلافات اساسی مانند مسئلۀ مرز بینالمللی حل و فصل میشود، در حالی که در آتشبس میگویند هر کسی، هر جایی که هست در همان جا بماند.
آتشبس یک امر موقتی است و هر لحظه امکان شکسته شدن آن وجود دارد. این شش سال آخر جنگ، جزو پایان جنگ است و اگر ایران در این شش سال فاو و شلمچه و جزایر مجنون را نمیگرفت، قطعنامۀ 598 صادر نمیشد. آن چیزی که جنگ را تمام کرد، قطعنامۀ 598 بود که آن هم به دلیل عملیاتهای کوبندۀ ایران صادر شد.”
[جنگ به روایت فرمانده: درسگفتارهای جنگ، دکتر محسن رضایی میرقائد، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، صص116-117]
پینوشت:
1- منظور، پیشنهاد صدام در 1361/1/4 بعد از عملیات فتحالمبین است که با ارسال نامهای برای سکوتوره -رئیس سازمان کنفرانس اسلامی- از وی تقاضا کرد کمیتهای برای روشن کردن حقایق جنگ و شناسایی متجاوز تشکیل دهد.
سعدون حمادی وزیر امور خارجۀ وقت عراق نیز در مصاحبهای در 1361/1/19 اعلام کرد عراق میانجیگری الجزایر را میپذیرد اما فرارداد 1975 نمیتواند مبنای مذاکرات باشد.
سه روز پس از این اظهارات، صدام در سخنانی در مجلس ملی عراق ماهیت واقعی ادعاهای خود را روشن ساخت و گفت: «در حال حاضر هدف اساسی ما این است که از ورود نیروهای مسلح به قلمرو خاک عراق جلوگیری کنیم و تا زمانی که جنگ ادامه دارد، بر ماست که هر قدر میتوانیم به عمق خاک دشمن نفوذ کنیم… اینها در این عملیات (فتحالمبین) قصد داشتند وارد العماره شوند.» (جنگ، بازیابی ثبات، ص216)
همچوناین:
مسألۀ پایان جنگ(۱): “این طور نیست که پایان جنگ بعد از آزادسازی خرمشهر مطرح شده باشد.”




































