این نوشتۀ آقای «محسن کدیور» (۹۱/۸/۱۲) واکنشهایی رو برانگیخت. ایشون در پاسخ به واکنشها، مطلبِ مفصلی نوشتند (۹۱/۸/۳۰)؛ که پاسخ ِ آقای «حمید انصاری» (۹۱/۹/۸) رو در پی داشت.
شاید بعدها وقت گذاشتم و مطالبِ مرتبط رو تو دستۀ «آیتالله سیدکاظم شریعتمداری» جمع کردم؛ اما حالا قصد دارم بخشی از نوشتۀ آقای «سیدعباس نبوی» که با «حکومت اسلامی و ولایت فقیه» ارتباط داره رو نقل کنم:
«… اشکالات، همگی از سنخ خلل و نقص در روششناسی پژوهش و استدلال بود که به عنوان نمونه، در تحلیل محتوای نظرات بسیاری از متفکران، تکیۀ عامیانه بر برخی اظهارات گذرای آنان، مبنای ارائۀ یک نظریه قرار گرفته و آن نظریه به شخصیت علمی مزبور استناد داده شده بود؛ در حالی که این شخصیت در زمانهای متأخر در مورد همان موضوع، آراء و نظرات روشنی مطرح کرده بود که بر خلاف تحلیل محتوای آقای کدیور بود.
به عنوان نمونه، مرحوم آیتالله اراکی در برخی از نظرات اسبق خود، برای جواز سلطنت سلطان شیعی در صورت رعایت احکام شرعی وجه ضعیفی قائل شده بود و آقای کدیور در جزوۀ خود نظریۀ «جواز شرعی سلطنت سلطان شیعی» را به مرحوم آیتالله اراکی نسبت داده بود و چه کسی است که نداند ایشان بعد از استقرار ولایت فقیه امام خمینی(ره)، چه تأکیدی بر وجوب ولایت فقیه داشت!
در جلسۀ دفاعیه، پس از طرح مطالب پایاننامه توسط آقای محرمی، بنده اشکالات 8 گانۀ خود را مطرح کردم و به خصوص تأکید کردم که آقای کدیور باید پاسخگوی این روش نادرست تحلیل محتوا باشد و به طور مشخص جواب دهد که کدام فقیه را میتواند نشان دهد که در صورت امکان استقرار ولایت فقیه، قائل به ترجیح ولایت فقیه بر گونههای دیگر حاکمیت نیست و مثلاً سلطنت پادشاه شیعه را بر ولایت فقیه عادل ترجیح میدهد! …»





































6 دسامبر ، 2012 در ساعت 04:41
سلام
یافتن اینجا (جایی که می شود برای پست شما نظری نوشت) بسیار دشوار، و نزدیک به محال بود. برای آخرین نامه ی امام به کوفیان هم خیلی دلم می خواست نظری بنویسم. و گمانم موفق نشدم!
خلاصه که چه خوشتان بیاید چه نه این یک مشکل است در قالب بسیار خوب و پیشرفته تان.
و این پست: بسیار عالی. فرم بسیار خوب و کاربردی و جامع. تا آنجا که فیلترینگ اجازه داد لینک ها را هم خواندم. من مدت هاست خبر نمی خوانم. اگر این پست شما را نخوانده بودم هیچی از این داستان نمی فهمیدم تا آخر عمر. یا اگر آن پست وبلاگ دلنوشت را نخوانده بودم هیچی از ماجرای پناهیان-جعفریان نمی دانستم. اینجاست که وجدان آدم به او می گوید به رغم تمام سرشلوغی ها، این وبگردی های گه گاه چیز خیلی خوبی ست. و البته رند چارزانو نشسته کنار وجدان آدمی به او می گوید: خیلی چیزها را اگر نفهمیم هم اتفاق خاصی نمی افتد.
اهمیت این اتفاق برایم این بود که بالاخره اتفاقی در عالم وجود افتاد که دفتر نشر و تحریف آثار امام، برای یک بار هم که شده غیرتش به جوش آمد و از خود امام دفاع کرد. ولو اینکه در سایه ی دفاع از امام بخواهد دفاع کنندگانی را به عنوان یاران امام مطرح کنند. بگذریم. شاید اینها همه توهم و تهمت است.
و اینکه: با رفتن به دسته ی «آیتالله سیدکاظم شریعتمداری» به این نتیجه رسیدم کار این وبلاگ خیلی جدی تر از آن بود که در نگاه اول فکر می کردم. وانگهی با تفحص بیشتر در همه ی وبلاگ این دانش افزایش یافت.
و وقتی روی «سربرگ موضوعات» کلیک کردم چقدر بر مظلومیت خویش و وبلاگ خویش آه کشیدم.
خلاصه که خوشحالم.
7 دسامبر ، 2012 در ساعت 16:58
سلام [rose]
از اظهار نظرتون متشکرم.
تو «دربارۀ من»ِ بلاگ، قدری نوشتهم دربارۀ چهگونهگی ِ کامنت گذاشتن و اظهار تأسف دربارۀ اشکالاتِ قالب.
http://pichakesarbehava.com/?page_id=2
خداوند بر توفیقاتتون بیفزاید الاهی
6 دسامبر ، 2012 در ساعت 04:43
راستی : باورم نمی شود.
«مشغولیت هام» را.
اینهـــــــمه؟!
پس کی وقت می کنید صبحانه بخورید؟
پناه بر خدا!
7 دسامبر ، 2012 در ساعت 17:00
[smile]
این مشغولیتها مالِ خیلی پیشترهاست؛ مالِ زمانِ گوگلریدر که الان (تو وبگردیم) میبینید که خیلی وقته خاک میخوره.
الان اگه وقت کنم تو گوگلپلاس چرخی میزنم:
https://plus.google.com/u/0/113744015016426389127/about
21 جولای ، 2013 در ساعت 21:12
[…] (+) “کدام فقیه در صورت امکان استقرار ولایت فقیه، قائل به ترجیح ولایت فقیه بر گونههای دیگر حاکمیت نیست؟” […]