فرح دیبا:

 

“روز ۲۷ آبان‌ماه ۱۳۵۷ به همراه دخترم فرحناز و پسرم علیرضا برای دیدار آیت‌الله خویی که نفوذ بسیار بر شیعیان داشت به کربلا و نجف، دو شهر مقدس شیعیان رفتیم.

او مرا در اطاق کوچکی که بسادگی در آن می‌زیست پذیرفت و یک انگشتر عقیق که دعا روی آن حک شده بود، برای پادشاه به من داد و از من خواست به پادشاه بگویم که برای موفقیت او در خدمت به اسلام و ایران دعا خواهد کرد.”

 


[کهن دیارا؛ خاطرات فرح دیبا، نشر فرزاد، ص۲۸۱، پاورقی]