علامه علی دوانی:
“… آیتالله بروجردی علیرغم اینکه به حکومت اسلامی و ولایت فقیه اعتقاد داشت و این مبنا را در درس خود نیز شرح داد و در تقریراتش هم منعکس است، زمینه را برای ایجاد یک قیام عمومی علیه رژیم مساعد نمیدید.
ایشان معتقد بود که در برابر تصمیمات خلاف دستگاه باید اقدام کرد و جلوی اجرای آن را گرفت. البته تظاهر شاه به اطاعت از آقای بروجردی در آغاز کار هم به تثبیت ذهنیت ایشان کمک کرده بود. علاوه بر این چون مرحوم آیتالله بروجردی از فرجام دخالت استادانشان مرحوم آخوند خراسانی و مرحوم نائینی در نهضت مشروطه خاطرات خوبی نداشتند، در مورد امور سیاسی با احتیاط و وسواس دخالت میکردند.
به یاد دارم یک روز که ایشان بنده را در ارتباط با مجلۀ مکتب اسلام احضار کرده بودند، در ضمن سخنانشان فرمودند: «از آن موقع که دیدم مرحوم آقای آخوند و مرحوم نائینی که آن همه زحمت را در تأسیس و تداوم کار مشروطه متحمل شدند پس از شهادت حاج شیخ فضلالله و حوادث دیگر ملول و افسرده شدهاند، حالت وسوسهای برای من پیدا شده است که تا یک واقعۀ سیاسی پیش میآید حتیالامکان از اقدام فوری پرهیز میکنم مبادا کاری به زیان اسلام و مسلمین انجام گیرد. خیلیها به این وسوسه و اضطراب من در امر سیاست ایراد میگیرند، ولی من نمیتوانم جز این رفتاری داشته باشم…».
البته این نکته را هم ناگفته نگذارم که مرحوم آیتالله بروجردی به دلیل رفتارهای منافقانۀ شاه و برخی رجال حکومت، در سالهای پایان عمرشان از اندیشۀ «اصلاح مسالمتجویانۀ رژیم» مأیوس شده بودند و در چند سال آخر حیاتشان دیگر شاه را به حضور نپذیرفتند. هرچه قائم مقام رفیع و صدرالاشرف و دیگر رجال معمّر کشور هم واسطه شدند تا این کدورت را برطرف کنند سودی نبخشید.
فراموش نمیکنم در یک جلسۀ خصوصی که آن مرحوم بنده را خواسته بودند و در خدمتشان بودم، صدر، فرماندار وقت قم، تقاضا کرد که اگر آیتالله بروجردی مطلبی خطاب به شاه دارند بگویند تا او منتقل کند. آقای بروجردی سخت برآشفتند و فرمودند: « من دیگر با شاه کار ندارم و یک کلمه هم خطاب به ایشان نخواهم گفت. من در آغاز تصور میکردم که ایشان عواطفی دارند و به تذکرات ما توجه میکنند، اما حالا که به سخنان ما ترتیب اثر نمیدهند، دیگر حرفی با ایشان ندارم». فرماندار گفت: حضرت آیتالله! اجازه میفرمایید گزارش دهم حضرتعالی از کارهای اعلیحضرت و دولت ناراضی هستید؟ فرمودند: «بله. گزارش دهید حتماً بگویید، من چه احتیاجی به شاه دارم؟ شاه و دولت نمیخواهد کاری برای مملکت بشود، فقط سعی دارند مرتباً جشنهای غیرشرعی بگیرند و دختران مردم را با لباس کوتاه در خیابانها بگردانند. دیگر بس است، اصلاً در این مملکت چطور میشود زندگی کرد؟ …»
سه روز بعد از این دیدار، روزنامهها نوشتند رژۀ دخترها که از قبل مقدماتش فراهم شده بود به علت سرمای هوا لغو شده است!”

[مفاخر اسلام، علی دوانی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج۱۳، صص520-522]





































30 ژوئن ، 2013 در ساعت 16:27
[…] (+) آیتالله بروجردی از فرجام دخالت استادانشان در نهضت مشروطه متأثر بودند […]