“در سفر دیگری به قم، آقای خامنه‌ای به خواست آقای [آیت‌الله سیدحسن] قمی با امام خمینی دیدار کرد تا پی‌جوی موضوع دارالتبلیغ اسلامی شود؛ مرکزی که توسط آقای شریعتمداری در حال تأسیس بود.

دیدگاه آقای خامنه‌ای نسبت به دارالتبلیغ اسلامی بی‌ابهام بود. او، پس و پیش این مرکز را تحلیل کرده بود و می‌دانست ریشه در کدام خاک خوابانده است. بیشتر روحانیان مبارز نسبت به این مرکز بدبین بودند. آنان دارالتبلیغ را سرپلی برای دولتی کردن حوزۀ علمیه می‌دانستند…

 

به ملاقات امام رفت و نظر وی را راجع به دارالتبلیغ اسلامی پرسید. او پیش از این دانسته بود که امام خمینی نظر مثبتی به این پدیده ندارد. «گفتم که من آمده‌ام خدمت شما ببینم دلایل شما برای ردّ دارالتبلیغ چیست تا بروم و این دلایل را به آقای شریعتمداری بگویم.»

 

امام هشت دلیل در نفی دارالتبلیغ شمرد و نتیجه گرفت که تأسیس این مرکز هم خطاست و هم خطرناک. آقای خامنه‌ای برخی از آنها را به یاد می‌آورد: اول این که دارالتبلیغ منجر به تجزیۀ حوزۀ علمیه خواهد شد. البته اگر قرار شود همۀ حوزه شامل دارالتبلیغ شود، من حرفی ندارم. دوم این که دو دستگی ایجاد خواهد کرد. محصلان دارالتبلیغ و طلاب حوزۀ علمیۀ قم یکدیگر را نفی خواهند کرد. یکی به بی‌سوادی و دیگری به بی‌دینی متهم خواهند شد. سوم این که این کار مایۀ اختلاف است. چهارم این که دستگاه حکومتی می‌تواند بر دارالتبلیغ سوار شود و در آن سرمایه‌گذاری نماید، اما ساختار حوزۀ علمیۀ قم به نحوی است که نمی‌تواند این منظور را پیاده کند. حوزه محیط بزرگ و غیرقابل تعریفی برای دستگاه است؛ نفوذ و تخریب در آن مشکل است. پنجم این که پول زیادی برای خرید مکان دارالتبلیغ پرداخت شده. ما نمی‌توانیم امروز و در چنین شرایطی این پول‌ها را خرج کنیم. آقای خامنه‌ای اندیشید؛ شهریۀ سالیانه‌ای که یک مرجع به طلاب پرداخت می‌کرد حدود هشتاد هزار تومان بود. در این شرایط پرداخت حدود دو میلیون تومان برای خرید مکان دارالتبلیغ چه مفهومی می‌تواند داشته باشد؟…

 

«من رفتم منزل آقای شریعتمداری و گفتم که رفته‌ام خدمت آقای خمینی، و دلایل ایشان را برای مخالفت با دارالتبلیغ پرسیدم. به شما می‌گویم ببینم جواب شما چیست. و شروع کردم یکی‌یکی گفتن. آقای شریعتمداری گوش کرد. تمام که شد، گفت: اینها همه‌اش خیالات است. [همین.] یک مورد هم پاسخ نداد. گفت که تهمت می‌زنند به من، تهمت‌هایی که تکاد السموات یتفطّرن منه و تنشق الارض و تخرّ الجبال هدّا (۹۰/۱۹) حرفی که علیه ایشان زده می‌شد چنان بزرگ می‌کرد که آسمانها ممکن است بشکافد از این تهمت!»”

 


 

[شرح اسم؛ زندگی‌نامۀ آیت‌الله سیدعلی حسینی خامنه‌ای (۱۳۵۷-۱۳۱۸)، هدایت‌الله بهبودی، مؤسسۀ مطالعات و پژوهشهای سیاسی، صص۲۱۰-۲۱۱]