“… کوفه مرکز جنگجویان یا به تعبیر جدید «پایگاه نظامی» بود که از مجموعۀ قبایل جنگجویی تشکیل میشد. آنها از موطنشان یعنی جزیرةالعرب به کوفه آمده بودند و در منطقهای مشخص زندگی میکردند. هر قبیله یک «حیّ» کوچک داشت که اطراف آن را دیواری در بر میگرفت. [«حیّ» به واحدی کوچکتر از قبیله اطلاق میشود.]
بسیار کم اتفاق میافتاد که سربازی برای جنگ اجیر شود و از نظر سیاسی فردی آگاه باشد؛ به این دلیل، سربازی با این ویژگی، همواره به پاداش وابسته است و هر کس مبلغ بیشتری بپردازد برای او میجنگد. در این میان، رهبر سیاسی کسی است که رخدادها را درک کند و به اوضاع داخلی امّت آگاه باشد، در حالی که لشگریان در پادگانهای خود چیزی جز سلاح و جنگ را نمیشناسند.
این سربازها بنا به طبیعت خویش باید به رنگهای مختلف درآیند و به همین سبب مردم کوفه در هر لحظه موضعی مخالف با موضع قبلی خود داشتند. زیرا یک روز به یاری مسلمبن عقیل برمیخاستند و روز دیگر وقتی که ابنزیاد به صحنه وارد میشد و آنها را به مال و پاداش تطمیع میکرد به حمایت او میشتافتند و آن گاه که مختار، با وعده و وعید بیشتر پا به عرصه میگذاشت، بلافاصله گرد او جمع میشدند، و زمانی که مختار از صحنه خارج میشد و مصعببن زبیر بر سر کار میآمد، مردم کوفه او را برمیگزیدند و آنجا که عبدالملکبن مروان پا به میدان میگذاشت مردم کوفه اطراف او حلقه میزدند و اوضاع به همین ترتیب ادامه داشت…
سبب این بیثباتی آن بود که ایشان سربازانی مزدور بودند. مثلاً وقتی که در عراق کودتا میشود (در عراق همیشه کودتاهای مختلفی دیده شده است) ارتشی که برای «نوری سعید» میجنگید به جنگ برای «عبدالکریم قاسم» میپردازد و باز همان ارتشی که از عبدالکریم قاسم حمایت میکرد به پشتیبانی از «احمد حسن البکر» میپردازد. همین ارتش بعداً به فرمانبرداری از «عبدالسلام» و «عبدالرحمن» و دوباره احمد حسن البکر مشغول میشود و بالاخره «صدام حسین» را حمایت میکند و به همین ترتیب. این بدان دلیل است که این ارتش باید رهبری و اوضاع عمومی دولت را دنبال کند و قویترین فرد در دولت، همان کسی است که زمام این ارتش را به دست میگیرد.
اولین دلیل دگرگونیهای کوفه آن بود که این شهر «پایگاه ارتش» به شمار میرفت و در آن هنگام افکار سیاسی اسلام در ذهن ارتشیان اسلام جای نگرفته بود. به این سبب ارتش تابع کسی بود که بر اوضاع تسلط مییافت.
از سوی دیگر، ارتش اسلام متمایل به جنگ با دولتهای خارجی بود. این ارتش به اصلاح امور داخلی و این که چه کسی در منصب حکومت قرار دارد توجهی نداشت. مسألۀ مهم برای ایشان آن بود که فرصتی بیابند تا کشورهای دوردست را فتح کنند.
پایگاههای نظامی کوفه برای رسیدن به مرزهای خراسان از خود شتاب نشان میداد و از طرف دیگر، با ماوراءالنهر به جنگ میپرداخت و همراه غنایم بسیاری بازمیگشت.”

[امامان شیعه(ع) و جنبشهای مکتبی، علامه محمدتقی مدرسی، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، صص69-70]
همچوناین:
(+) چه شناختی از شیعیان کوفه داریم؟





































14 می ، 2013 در ساعت 11:15
[…] (+) مردم کوفه چه کسانی بودند؟ […]