محسن رضایی:

 

“ایران بعد از سه سال عدم‌الفتح این عملیات [والفجر 8] را انجام داده بود [1364/11/20] که آثار سیاسی فوق‌العاده مهمی در بر داشت. البته برخی تحلیل می‌کردند که ایران اتفاقی این پیروزی را به دست آورده است، بنابراین نباید سریع چیزی را تصویب کرد لذا جلسات طولانی در شورای امنیت سازمان ملل به وجود آمد. جرج بوش پدر که آن موقع معاون رئیس جمهور آمریکا بود به چندین کشور منطقه سفر کرد و آمریکا و شوروی نیز هماهنگ با هم بیانیه دادند که به زودی قطع‌نامه‌ای برای پایان جنگ صادر خواهیم کرد.

 

در کنار این مسائل، تهدیداتی نیز علیه ایران شروع شد. چند ناو آمریکایی برای اولین بار از شروع جنگ وارد خلیج فارس شدند. در همین موقعیت اتفاقی افتاد که اتفاق سیاسی و روانی بسیار مهمی برای عراق بود و آن مسئلۀ سفر «مک‌فارلین» به ایران بود.

ایران این مسئله را افشا کرد که نمایندۀ رئیس جمهور آمریکا با یک کیک و انجیل به صورت قاچاقی به ایران آمده است. پخش این خبر در تزلزل وضعیت عراق بسیار مؤثر بود. در همین شرایط نیز یک کشتی شوروی در سواحل کویت روی مین رفت و چون در ابتدا شوروی‌ها فکر کرده بودند که این کار آمریکاست -چرا که کویت در دست آمریکا بود- بلافاصله بعد از این ماجرا دو فروند میراژ عراقی بلند می‌شود و یک ناو جنگی آمریکا را در سواحل کویت مورد هدف قرار می‌دهد و این ماجرا باعث شد شوروی و آمریکا تا آستانۀ یک جنگ جدی پیش بروند. آن‌ها سریع وضعیت را کنترل کردند و از وقوع جنگ جلوگیری شد. تقریباً از جنگ جهانی دوم به بعد حتی در جنگ کره و ویتنام نیز این واقعه پیش نیامده بود که دو فروند میراژ عراقی با حمایت شوروی، ناو آمریکایی استارک را بزنند.

 

این جنگ روانی و جو بی‌اعتمادی به وجود آمده، محصول سفر مک‌فارلین به ایران بود. تحلیل عراق از این ماجرا این بود که کاخ سفید از طرفی می‌گوید به ایران حمله کنید، در حالی که از سوی دیگر خودشان با ایران معامله می‌کنند و این حادثۀ سیاسی-روانی که همزمان با عملیات فاو شکل گرفت موجب شد وضع جنگ به طور بی‌سابقه‌ای تشدید شود.

عراق از طرفی شکست خورده بود و پاتک‌های او به نتیجه نمی‌رسید. لذا تلاش وسیعی در جبهه آغاز کرد و فرماندهان جدیدی وارد نبرد شدند. حتی وزیر دفاع مصر برای مشورت به آن‌ها از منطقۀ فاو بازدید کرد. از طرف دیگر از این به بعد اطلاعات وسیعی توسط آمریکا در اختیار عراقی‌ها قرار داده می‌شد تا ضمن جبران گذشته، اثبات کنند که ما از پشت سر با ایران معامله نمی‌کنیم.

دو سال بعد از جنگ یکی از سرلشکرهای عراق [سراشکر وفیق السامرائی، نویسندل کتاب ویرانی دروازۀ شرقی] که ابتدا به کردهای شمال طالبانی و سپس به آمریکا پناهنده شده بود افشا کرد که: به طور مستقیم از سفارت آمریکا عکس‌های ماهواره‌ای و اطلاعات محرمانه را می‌گرفتم و به صدام تحویل می‌دادم، چرا که به من گفته شده بود هیچ کس نباید از این جریان اطلاع یابد.”

 

 

[جنگ به روایت فرمانده: درس‌گفتارهای جنگ، دکتر محسن رضایی میرقائد، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، صص163-165]

 

موضوع: ۸سال دفاع مقدس
تاريخ: یکشنبه، 19 می ، 2013

 
 
 
 
 
 

 

لطفاً برای ارسال پیام غیر مرتبط با این یادداشت از صفحۀ تماس با من استفاده کنید.

 
 

 
 
 

24 نوامبر 22

تجربه‌ی سینما رفتن با دخترکم برای من تجربه‌ی تازه و نویی‌یه. پیش‌تر وسط‌های هفته و توی خلوتی رفته بودیم سینما. این‌بار که وارد لابیِ سینما شدیمو جمعیت رو دیدم، با خودم فکر کردم ضدحال می‌شه و با این‌همه خانواده و بچه، لابد نمی‌شه درست فیلم دید؛ اما تجربه‌ی معرکه‌ای بود.

 

در شرایطِ پمپاژِ یأس و نفرت، جنگِ بی‌امانِ خصم، و عمل‌کردِ انتقادبرانگیزِ مدیرانِ کشور، من حالا با دخترکم در یه سالن سینما به فیلم‌دیدن نشستیمو هر چند دقیقه صدای خنده‌ی معصومانه‌ی قریب به صد کودک فضا رو پر می‌کنه.

 

در تاریک‌روشنِ سینما هر از گاهی به چهره‌ی دخترکم سیر نگاه می‌کنم که محوِ فیلمه و از سِحرِ سینما مسحور.

 

تجربه‌ی فیلم‌دیدن با بچه‌ها تجربه‌ی ناب و روح‌بخشی‌یه. اصن هم‌نشینی و هم‌بازی شدن با کودکان، نشاط‌آور و حیات‌بخشه.

 

اخیراً با دوستی که هر دو سخت درگیرِ کاریم و با مدیریت‌های بی‌عمل و بدعمل، چالشی مستمر و فرسوده‌کننده داریم، صحبت می‌کردم؛ که ای رفیق! بیش‌تر با بچه‌ت وقت بگذرون و بذار فطرتِ زلال‌شون این سرخورده‌گی‌های ناشی از سر و کله زدن با بی‌شعوریِ مسؤولین رو بشوره ببره…

 
 

مهدی پیچک؛ پیچک سر به هوا's bookshelf: read

جهان هولوگرافیک
did not like it
https://www.instagram.com/p/BjqO7apnIl-/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1b24p51z3g6jq
tagged: never
کابوس تهمت و جنایت
اگر به هر دلیلی خواستید کتابی از #چخوف بخوانید" بیخیال کتاب کابوس، تهمت و جنایت بشوید. برای درک داستان های این کتاب، آشنایی با سبک زندگی، فرهنگ و روابط کلیسای ارتدکس و اسقف ها در زمان روسیه ی تزاری واجب است." https://www.instagram.co...
tagged: never
خاطرات سفیر
liked it
کتاب «خاطرات سفیر» نوشتهٔ خانم نیلوفر شادمهری رو که خوندم، غرق در خاطرات جوونی‌ها‌م شدم. قریب به اتفاق مطالب‌شو توی هم‌اون وبلاگ‌شون خونده بودم. از پایان‌ش خوش‌م نیومد. زیادی غلیظ بود. نگارشِ متن‌شم گه‌گاه توی ذوق می‌زد. مدتی نیست که ق...
پستچی
it was ok
زرد. آبکی؛ ولی طعم‌دار.
قصه ها و تصاویر
really liked it
این ازجمله کادوهایی بود که برای تولد خواهرزاده‌م خریدم. http://www.30book.ir/Book/56900/مجموعه-قصه-های-سوته-یف-16جلدی%20نخستین نسخه‌ای که خریدم چاپ نشر نخستین بود. ساده و بامزه بود. مفاهیمی چون صبر، کمک، ایثار و فداکاری، هم‌کاری، قناعت و...

goodreads.com