محسن رضایی:

 

“پس از ده ماه بسیج امکانات و مقدورات کشور و استفاده از تبلیغات گسترده و وسیع مبنی بر تعیین سرنوشت جنگ در شرایطی که منابع صنعتی و اقتصادی کشور هدف بمباران شدید و گستردۀ دشمن قرار داشت، اجرای عملیات کربلای ۴ با چهار قرارگاه نجف، قدس، کربلا و نوح در دستور کار قرار گرفت و چهار منطقۀ شلمچه، ابوالخصیب، مقابل ام‌الرصاص و جزیرۀ مینو برای تصرف شهر بصره و تهدید جادۀ صفوان-بصره انتخاب شد، به گونه‌ای که منتهی‌الیه جنوب این عملیات جزیرۀ مینو در آبادان و منتهی‌الیه شمالی این عملیات نیز منطقۀ آب گرفتۀ پنج ضلعی در شمال شلمچه بود.(۱)

 

 

این عملیات از طرفی عملیات فاو را تکمیل می‌کرد و از طرفی بصره را نیز در دسترس ما قرار می‌داد. درنتیجه می‌توانستیم در فاصلۀ نزدیکی با بصره قرار بگیریم که حدس می‌زدیم آثار بزرگی به دنبال خواهد داشت. به همین دلیل توان عظیمی را فراهم کردیم و شاید به اندازۀ ۱/۵ برابر عملیات فاو، نیرو و تجهیزات آماده کردیم و همۀ مقدمات کار، از جمله احداث جاده تا تجهیز منطقه، استقرار توپخانه، شناسایی‌ها، طراحی و توجیه فرماندهان و غیره صورت گرفت.

 

نیروها باید با هماهنگی قرارگاه‌های مستقر در آبادان، خرمشهر و شلمچه حمله و از اروندرود عبور می‌کردند و به منطقۀ ابوالخصیب در ۱۲کیلومتری جنوب بصره می‌رسیدند و عده‌ای نیز از منطقۀ شمالی عبور کرده و خود را به کانال ماهی و کانال زوجی که آب اروند را به کانال ماهی می‌برد، می‌رساندند.

 

تا یک هفته قبل از عملیات بر اساس ارزیابی فرماندهان، غافل‌گیری در حدود ۸۰درصد بود اما از یک هفته به عملیات هر چه به شب عملیات نزدیک می‌شدیم، این رقم کاهش می‌یافت تا حدی که شب عملیات به حدود ۵۰درصد رسیده بود.(۲)

 

 

بنابراین تصمیم گرفتیم طوری عمل کنیم که اگر تا قبل از روشن شدن هوا متوجه لو رفتن عملیات شدیم، عملیات را متوقف کنیم اما هیچ فرمانده‌ای را از این برنامه‌ریزی آگاه نکردیم، چرا که باید با قاطعیت می‌جنگیدند و نباید تزلزلی در آن‌ها به وجود می‌آمد؛ لذا به جز برادر علی شمخانی که قائم‌مقام من بود، کسی خبردار نشد.

 

هنگامی که عملیات شروع شد، بعد از گذشت چند ساعت یقین پیدا کردیم که عملیات لو رفته است(۳) و با این شرایط دیگر غافل‌گیری معنا نداشت. بنابراین از نزدیکی‌های صبح به نیروها دستور داده شد که برای بازگشت خودشان را آماده سازند و نیروها تقریباً تا قبل‌ازظهر به عقب برگشتند اما بلافاصله متوجه شدیم که می‌توانیم همان جا عملیات موفقی را انجام دهیم مشروط به این که ارتش عراق از حالت آماده‌باش و هوشیاری خارج شود.

 

 

بر همین اساس، این عملیات را به یک عملیات فریب تبدیل کردیم و طوری وانمود کردیم که عملیات بزرگ سالانۀ ایران به پایان رسیده است. برای اینکه دشمن باور کند که این حرف درست است اولاً تبلیغات گسترده‌ای انجام دادیم که عملیات کربلای ۴ با موفقیت کامل همراه بوده است و ما تعدادی از دشمنان را اسیر گرفته‌ایم و این حمله برای ایران بسیار تعیین‌کننده و مهم بوده است و دوم اینکه نیروهایمان را به سمت اهواز عقب‌نشینی دادیم؛ یعنی حدود ۱۵۰کیلومتر از خط فاصله گرفتیم و در عین حال بلافاصله برای عملیات کربلای ۵ آماده شدیم.

 

در واقع، عملیات کربلای ۵ چیزی جز عملیات کربلای ۴ نیست؛ یعنی ۵۰درصد از منطقه‌ای را که در کربلای ۴ انتخاب کرده بودیم مورد نظر قرار دادیم و ۵۰درصد دیگر از منطقه را حذف کردیم و دوازده شبانه‌روز بعد از آن، عملیات کربلای ۵ را آغاز کردیم.

عملیات کربلای ۵ در واقع مرحلۀ دوم از یک عملیات بزرگ شد. و اگر نمی‌خواستیم دشمن را فریب دهیم، باید مثل عملیات‌های بیت‌المقدس، خیبر، بدر و والفجر مقدماتی اعلام می‌کردیم که عملیات دوم در واقع مرحلۀ دوم از عملیات قبل است؛ یعنی مرحلۀ اول، کربلای ۴ بوده و مرحلۀ دوم هم کربلای ۵ که هر کدام چندین مرحله داشت.

چون کربلای ۵ در هدف و مکان با کربلای ۴ مشترک است و پس از یک وقفۀ زمانی کوتاه با تغییراتی در مانور در نقاط آسیب‌پذیر به اجرا درآمد، در واقع با کمی تساهل می‌توانست مرحلۀ دوم کربلای ۴ عنوان شود. اما این مطلب را به هیچ عنوان بیان نکردیم و اعلام کردیم که عملیات به پایان رسیده است و بلافاصله عملیات کربلای ۵ طرح‌ریزی شد.”

 

 

[جنگ به روایت فرمانده: درس‌گفتارهای جنگ، دکتر محسن رضایی میرقائد، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، صص۱۷۴-۱۷۷ ]

 

 

 

پی‌نوشت‌ها:

 

۱- منطقۀ عملیاتی کربلای ۴ دارای ارزش و ویژگی‌های مهم سیاسی و نظامی است و می‌توان آن را مهم‌ترین منطقۀ عملیاتی در جبهۀ جنوب دانست. مرکز این منطقه، نخلستان‌های اطراف اروندرود حدفاصل جزیرۀ بلجانیه تا بصره است که عرض آن ۴ تا ۵ کیلومتر است. زمین منطقۀ عملیاتی نیز با نهرها و کانال‌های کشاورزی برای پدافند موقعیت مناسبی دارد و جناحین منطقه نیز از شمال به آب‌گرفتگی شلمچه و کانال پرورش ماهی و از جنوب به خور زبیر و زمین‌های باتلاقی اطراف آن منتهی می‌شود و دشمن در آن قدرت پاتک ندارد.

 

۲- منطقۀ عملیاتی شلمچه و ابوالخصیب تحت حفاظت و ادارۀ عملیاتی دو تن از مجرب‌ترین و وفادارترین فرماندهان عراق یعنی ژنرال هشام فخری (فرمانده سپاه هفتم) و ژنرال ماهر عبدالرشید (فرمانده سپاه سوم) بود. در آستانۀ عملیات شواهد و قراین حاکی از آن بود که شرایط و واکنش‌های عراق در منطقه غیرعادی است. طی چند روز که به عملیات باقی مانده بود، بمباران و آتش توپخانۀ عراق افزایش می‌یافت. صبح روز سوم نیز اطراف پل فجر، نهر عرایض، سواحل کارون، اوایل جادۀ خرمشهر، حوالی آبادان و برخی نقاط دیگر بمباران شد.

 

۳- نیم ساعت پس از آنکه غواص‌ها به درون رودخانه رها شدند، برادر عزیز [محمدعلی] جعفری اطلاع داد دشمن نیروها را زیر آتش گرفته است اما این تحرک دشمن نیز مانند شب‌های گذشته عادی فرض شده؛ لذا دستور داده شد همه در ساعت ۲۲:۳۰ دقیقه آماده باشند. اما ساعت ۲۱:۳۸ دقیقه لشکر ۱۴ امام حسین(ع) خبر داد که دشمن روی خط، منور زیادی انداخته و داخل رودخانه نیز به نیروها حمله کرده است. در ساعت ۲۲ فرمانده قرارگاه قدس اعلام کرد که لشکر ۳۱ عاشورا متوقف شده است و امکان استفاده از لشکر ۴۱ ثارالله نیز وجود ندارد… با این همه فرمانده سپاه اظهار می‌داشت شرایط حاد نیست، چرا که تحرک نداشتن دشمن در محورهای قرارگاه نوح، کربلا و نجف و نیز عادی بودن شرایط در آن محورها موجب تقویت این برداشت شده بود… به هر صورت حدود ساعت ۲۲:۰۸ دقیقه با خبرهای گوناگونی که رسید، فرماندهی پی برد که دشمن تک را کشف کرده است اما اوضاع به سختی قابل اداره بود… با این حال در ساعت ۲۲:۳۰ دقیقۀ سوم دی‌ماه ۱۳۶۵ رمز عملیات اعلام شد و یگان‌ها در همۀ محورها عملیات را آغاز کردند و این در شرایطی بود که این بار دشمن عملیات را آغاز کرده بود… در ساعت ۰۱:۰۰ بامداد رادیو عراق خبر حملۀ ایران را همراه با نقطه و محورهای آن اعلام کرد، موضوعی که در گذشته سابقه نداشت. این خبر احتمال هوشیاری و آگاهی دشمن را از حمله در ذهن فرماندهان بیشتر تقویت کرد.

 

موضوع: ۸سال دفاع مقدس
تاريخ: چهارشنبه، ۱۵ خرداد ، ۱۳۹۲

 
 
 
 
 
 

 

لطفاً برای ارسال پیام غیر مرتبط با این یادداشت از صفحۀ تماس با من استفاده کنید.

 
 

 
 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.