“با وجود اینکه احتمال لو رفتن عملیات کربلای 4 وجود داشت، چرا این عملیات اجرا شد؟
محسن رضایی: انجام این عملیات خود نوعی تصمیمگیری در شرایط عدم اطمینان بود و با این شرط تصمیم به انجام عملیات کربلای 4 گرفتیم که اگر در عمل متوجه شدیم که عملیات قابل ادامه تا حصول نتیجه نیست آن را متوقف میکنیم تا راهی برای ادامۀ عملیات پیدا کنیم. در نهایت به این جمعبندی رسیدیم که تنها راه تدام عملیات، تأخیر چند روزۀ آن است؛ لذا کربلای 4 را به عملیات گشتی-رزمی مبدل کردیم و نیروها را از خط تماس خارج کردیم.
عملیات گشتی-رزمی یک عملیات شناسایی با رزم عملیاتی است که برای کشف میزان آسیبپذیری و سنجش میزان غافلگیری دشمن صورت میگیرد. در این نوع عملیات هدف این است که درگیری ختصری با دشمن صورت گیرد تا اطلاعات به دست آمده از دشمن برای بررسی سریع به عقب مخابره شود.
اگر این درگیری نشان دهد که دشمن غافلگیر شده است، بلافاصله یگانهای دیگر وارد عملیات میشوند ولی اگر این عملیات نشان دهد که عملیات لو رفته و یا نقطۀ آسیبپذیری فراوانی برای نیروهای خودی وجود دارد، نیروهای اصلی دیگر حمله نمیکنند و اگر معابری برای نفوذی در خطوط دشمن پدید آمد از همان جا عملیات ادامه مییابد؛ لذا عملیات کربلای 4 در عمل تبدیل به عملیات شناسایی با رزم شد.”

[جنگ به روایت فرمانده: درسگفتارهای جنگ، دکتر محسن رضایی میرقائد، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، صص186-187]
پینوشتها:
1- احمد وحیدی (مسئول وقت اطلاعات سپاه و وزیر کنونی دفاع) و فریدون وردینژاد (معاون وقت اطلاعات سپاه و سفیر سابق ایران در چین)
2- برادر داماد مرحوم آیتالله منتظری
3- امریکا متعاقب بروز بحران ناشی از تجاوز رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان و مواجهه با پدیدۀ گروگانگیری، بهرغم تمهیداتی که برای مهار بحران و آزادی گروگانها انجام داد، به نتیجۀ روشنی نرسیدند. در همین شرایط در 1364/3/24 هواپیمای TWE امریکا نیز ربوده شد و این ماجرا تا 8 تیر همان سال ادامه یافت. برخورداری ایران از امکان بالقوه در حل معضل هواپیماربایی، سرآغاز شکلگیری تمایل جدید امریکا به برقراری روابط پنهان با ایران بود تا با یافتن کانالهای ارتباطی مطمئن، علاوه بر حل مسئلۀ گروگانها در لبنان، آیندۀ روابط خود با ایران را نیز مشخص کند لذا بهای اولیهای که امریکا مجبور به پرداخت آن شد، ارسال اسلحه به ایران بود.
همچوناین:




































