معصومه ابتکار:

 

“… در سال 2001 و چند ماه پس از واقعۀ 11 سپتامبر، اجلاس منطقه‌ای توسعۀ پایدار در جزیرۀ بالی اندونزی برگزار شد. همان جایی که چند ماه بعد به عنوان منطقه‌ای ساحلی و توریستی مورد تهاجم تروریست‌ها قرار گرفت و انفجارهای مهیبی با دهها کشته و زخمی در آن رخ داد.

مانند سایر سفرها تعدادی ملاقات دو جانبه نیز تدارک دیده شد که از آن جمله ملاقات با خانم مگاواتی سوکارنو رئیس‌جمهور اندونزی بود. سفیر کشورمان آقای جهان‌بخش مظفری قبل از ملاقات با اشاره به اینکه خانم سوکارنو بسیار علاقه‌مند به ملاقات با شماست، ماجرای جالبی را تعریف کرد.

 

او علت این علاقه را دستیابی سوکارنو به مقام ریاست جمهوری با توجه به وجود یک معاون رئیس‌جمهور زن در ایران برشمرد و گفت وقتی خانم سوکارنو از طرف حزبش به عنوان معاون رئیس‌جمهور سابق اندونزی پیشنهاد شد، شورای استفتای اندونزی با این استدلال که یک زن نمی‌تواند در کشوری اسلامی به چنین سمتی برسد، با آن مخالفت کرد. اما حزب مربوطه پس از یک سری بررسی‌ها اعلام کرد که در ایران به عنوان کشوری که قوانین شرع در آن مجدانه رعایت می‌شود، هم اکنون یک خانم به این منصب رسیده و بنابراین نباید چنین محدودیتی در اندونزی اعمال شود. با این توضیح، شورای استفتای اندونزی انتصاب مگاواتی سوکارنو را به عنوان معاون رئیس‌جمهور اندونزی پذیرفت. پس از مدتی نیز وی با کناره‌گیری رئیس‌جمهور وقت، بر اساس قوانین اندونزی به عنوان رئیس‌جمهور جدید سوگند یاد کرد.

مگاواتی زنی با ظاهری ساده، آراسته و متواضع بود و در ظاهر بیشتر به زنان خانه‌دار می‌مانست تا سیاستمدار. او طی ملاقات ضمن اینکه از پیشرفت وضعیت زنان ایرانی در مقایسه با خیلی از کشورهای اسلامی اظهار شگفتی کرد، اشاره‌ای هم به ارتباط تاریخی میان سمت من و خودش داشت…”

 


 

[خوشه‌های شهریور؛ خاطرات اولین زن عضو دولت جمهوری اسلامی ایران، معصومه ابتکار، انتشارات اطلاعات، صص123-124]

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) درخواستِ عجیبِ فرمان‌دهِ نیروی هوایی قطر

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، 5 ژوئن ، 2013

 
 
 
 
 
 

 

لطفاً برای ارسال پیام غیر مرتبط با این یادداشت از صفحۀ تماس با من استفاده کنید.

 
 

 
 
 

24 نوامبر 22

تجربه‌ی سینما رفتن با دخترکم برای من تجربه‌ی تازه و نویی‌یه. پیش‌تر وسط‌های هفته و توی خلوتی رفته بودیم سینما. این‌بار که وارد لابیِ سینما شدیمو جمعیت رو دیدم، با خودم فکر کردم ضدحال می‌شه و با این‌همه خانواده و بچه، لابد نمی‌شه درست فیلم دید؛ اما تجربه‌ی معرکه‌ای بود.

 

در شرایطِ پمپاژِ یأس و نفرت، جنگِ بی‌امانِ خصم، و عمل‌کردِ انتقادبرانگیزِ مدیرانِ کشور، من حالا با دخترکم در یه سالن سینما به فیلم‌دیدن نشستیمو هر چند دقیقه صدای خنده‌ی معصومانه‌ی قریب به صد کودک فضا رو پر می‌کنه.

 

در تاریک‌روشنِ سینما هر از گاهی به چهره‌ی دخترکم سیر نگاه می‌کنم که محوِ فیلمه و از سِحرِ سینما مسحور.

 

تجربه‌ی فیلم‌دیدن با بچه‌ها تجربه‌ی ناب و روح‌بخشی‌یه. اصن هم‌نشینی و هم‌بازی شدن با کودکان، نشاط‌آور و حیات‌بخشه.

 

اخیراً با دوستی که هر دو سخت درگیرِ کاریم و با مدیریت‌های بی‌عمل و بدعمل، چالشی مستمر و فرسوده‌کننده داریم، صحبت می‌کردم؛ که ای رفیق! بیش‌تر با بچه‌ت وقت بگذرون و بذار فطرتِ زلال‌شون این سرخورده‌گی‌های ناشی از سر و کله زدن با بی‌شعوریِ مسؤولین رو بشوره ببره…

 
 

مهدی پیچک؛ پیچک سر به هوا's bookshelf: read

جهان هولوگرافیک
did not like it
https://www.instagram.com/p/BjqO7apnIl-/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1b24p51z3g6jq
tagged: never
کابوس تهمت و جنایت
اگر به هر دلیلی خواستید کتابی از #چخوف بخوانید" بیخیال کتاب کابوس، تهمت و جنایت بشوید. برای درک داستان های این کتاب، آشنایی با سبک زندگی، فرهنگ و روابط کلیسای ارتدکس و اسقف ها در زمان روسیه ی تزاری واجب است." https://www.instagram.co...
tagged: never
خاطرات سفیر
liked it
کتاب «خاطرات سفیر» نوشتهٔ خانم نیلوفر شادمهری رو که خوندم، غرق در خاطرات جوونی‌ها‌م شدم. قریب به اتفاق مطالب‌شو توی هم‌اون وبلاگ‌شون خونده بودم. از پایان‌ش خوش‌م نیومد. زیادی غلیظ بود. نگارشِ متن‌شم گه‌گاه توی ذوق می‌زد. مدتی نیست که ق...
پستچی
it was ok
زرد. آبکی؛ ولی طعم‌دار.
قصه ها و تصاویر
really liked it
این ازجمله کادوهایی بود که برای تولد خواهرزاده‌م خریدم. http://www.30book.ir/Book/56900/مجموعه-قصه-های-سوته-یف-16جلدی%20نخستین نسخه‌ای که خریدم چاپ نشر نخستین بود. ساده و بامزه بود. مفاهیمی چون صبر، کمک، ایثار و فداکاری، هم‌کاری، قناعت و...

goodreads.com