«با عنایت به این که نظریۀ ولایت فقیه در کشور ایران، با رهبری مراجع تقلید و روحانیت و در رأس آنها حضرت امام خمینی(قدّس سرّه) تحقق یافت و به اوج خود رسید، پس از استقرار جمهوری اسلامی، مزدوران استعمار، لیبرالها، مغرضان و گاهی خودیهای ناآگاه، برای کمرنگ نمودن موقعیت ولایت فقیه به اشکالتراشی و القای شبهه پرداختند.
از جمله میگویند: مطابق روایات اسلامی، هرگونه قیام و انقلاب و تشکیل حکومت قبل از قیام حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ناروا، بلکه حرام و ممنوع است.
توضیح این که، مطابق بعضی از روایات «قیام کنندۀ» قبل از قیام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) طاغوت است، و هر پرچمی که قبل از ظهور قائم(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) برافراشته شود، صاحبش طاغوت است و… به عنوان نمونه:
۱- امام صادق(علیه السلام) به یکی از شاگردان معروفش به نام مفضّل فرمود:
«کُلُّ بَیعةٍ قَبلَ ظهور ِ القائم فَبَیعتُهُ کُفرٌ وَ نِفاقٌ وَ خَدیعة؛(1) هر بیعتی قبل از ظهور قائم(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) انجام شود، آن بیعت، کفر و نفاق و تزویر است.»
۲- امام باقر(علیه السلام) فرمود:
«کُلُّ رایَةٍ تُرفَعُ قَبلَ قیام ِ القائم ِ فَصاحِبُها طاغوتُ؛(2) هر پرچمی که قبل از قیام قائم(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) برافراشته شود، صاحب آن پرچم طاغوت است.»
۳- امام سجاد(علیه السلام) فرمود:
«وَاللهِ لایَخرُجُ واحدٌ مِنّا قَبلَ خُروج ِ القائم اِلّا کانَ مَثَلُهُ مَثَلُ فَرخ ٍ طارَ مِن وَکرهِ قَبلَ اَن یَستَویَ جَناحاهُ، فَاَخَذَهُ الصِّبیانُ فَعَبَثُوا بِهِ؛(3) سوگند به خدا قبل از قیام قائم(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) هیچ یک از ما قیام نکند مگر این که مثال او همچون مثال جوجهای است که قبل از استوار شدن و محکم گشتن پرهایش از لانهاش بیرون آید و پرواز کند، که کودکان آن را میگیرند و با آن بازی مینمایند.»
۴– امام صادق(علیه السلام) به یکی از شاگردانش به نام سَدیر فرمود:
«اِلزَم بَیتَکَ وَ کُن حِلساً مِن أحلاسِهِ، وَ اسکُن ما سَکَنَ الَّیلُ وَ النَّهارُ، فَاِذا بَلَغَکَ أنَّ السُّفیانیَّ قَد خَرَجَ فَارحَل اِلَینا وَلَو عَلی رجلِکَ؛(4) ملازم خانهات باش؛ و همانند فرشی از فرشهای خانهات در خانه بمان، و مادامی که شب و روز ساکن است (و صیحۀ مخصوص آسمانی را نشنیدهای) ساکن باش، ولی هنگامی که خبر به تو رسد که سفیانی خروج نموده، به سوی ما بیا هرچند با پای پیاده باشد.»
روایات دیگری نیز به همین مضمون نقل شده است.(5)
این شبهۀ فریبنده را با توجه به چند مطلب پاسخ میدهیم:
الف: این روایات، خبر واحد محسوب میشوند. خبر واحد وقتی حجیّت دارد که در برابر اصول قطعی اسلام و دستورهای صریح قرآن قرار نگیرد. ما در اسلام دارای یک سلسله اصول قطعی هستیم که نادیده گرفتن آنها و رفتار برخلاف آنها به طور قاطع جایز نیست، مانند: امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه با فساد، جهاد، دفاع از حق، جلوگیری قاطع از ظلم و…
روشن است که انجام کامل این گونه دستورها نیاز به قیام، اقدام، داشتن نیروهای قوی در سایۀ حکومت الهی دارد. بنابراین آیا روا است که ما آن همه اصول و دستورهای قطعی را به خاطر چند روایت که قطعیالصدور و قطعیالدلاله نیستند رها کنیم؟ قطعاً جواب منفی است.
ب: این روایات با روایات بسیاری که دعوت به آمادگی و قیام میکنند، معارض است؛ مانند روایات دفاع، جهاد، شهادتطلبی، انتظار فرج و روایاتی که در آن امامان معصوم(علیهم السلام) بسیاری از قیامهای مردان خدا را تأیید کردهاند.
به عنوان نمونه، در روایات «انتظار فرج» میخوانیم: امام صادق(علیه السلام) فرمود:
«لِیُعَدِنَّ اَحَدُکُم لِخُروج ِ القائم ِ وَلَو سَهماً؛(6) هر یک از شما برای قیام قائم(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) هرچند با تهیۀ یک تیر باید آماده گردد.»
نیز فرمود:
«اَلمُنتَظِرُ لِلثّانی عَشَرَ کَالشّاهِر ِ سَیفَهُ بَینَ یَدَی رَسولِاللهِ یَذُُّ عَنهَ؛(7) کسی که در انتظار امام دوازدهم حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است، مانند کسی است که شمشیرش را کشیده و در پیشاپیش رسول خدا(صلیالله علیه و آله) با دشمن میجنگد و از آن حضرت دفاع مینماید.»
این گونه تعبیرها که در فرهنگ روایی ما وجود دارد، بیانگر آن است که باید آمادهسازی ظهور قائم(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) با تمام توان قیام کرد.
ج: برخی از سخنان امامان(علیهم السلام) در شرایطی ویژه برای اشخاصی مخصوص ایراد شده است و به احتمال زیاد سخنان آنها در برخی موارد –بهخصوص در مواردی که با اصول قطعی اسلام سازگار نیست- در جوّ تقیّه اظهار شده و آنان برای حفظ تشیّع و شیعیان در شرایط خاص، اون گونه سخن گفتهاند.
د: مطابق پارهای از روایات، امامان(علیهم السلام) قیام رادمردانی مانند قیام زید فرزند امام سجاد(علیه السلام)، قیام مختار، قیام آل حسن(علیه السلام) و آنان که برای کسب رضای آل محمد(صلیالله علیه و آله) پرچم مخالفت با طاغوتهای زمان خود را برافراشتند، تأیید نمودهاند. البته در بعضی از موارد –چنان که از روایات مذکور در توضیح القای شبهه ذکر شد- نظر به این که بعضی از قیامها، جز با به هدر دادن نیروها به نتیجه نمیرسید، منجر به شکست میشد، امام صادق(علیه السلام) به عنوان دلسوزی، نه به عنوان ناروا بودن قیام، آن را نهی میکرد. برای تأیید این مطلب نظر شما را به یک نمونه جلب میکنیم:
محمد بن عبدالله محض –نوۀ امام حسن مجتبی(علیه السلام)- در عصر امام صادق(علیه السلام) بر ضد خلیفۀ وقت اموی قیام کرد. در این هنگام پدرش عبدالله از امام صادق(علیه السلام) خواست تا با محمد بیعت کند و قیام او را بر ضد خلیفۀ وقت تأیید فرماید. امام صادق(علیه السلام) به او فرمود: «اگر میخواهی به محمد (پسرت) دستور خروج دهی، به خاطر قاطعیت در کار خدا و اجرای امر به معروف و نهی از منکر، سوگند به خدا ما تو را که از بزرگان خاندان ما هستی وانگذاریم و با پسرت برای قیام بیعت میکنیم.»(۸)
حال این پرسش پیش میآید که چرا امام صادق(علیه السلام) خود قیام مسلحانه نکرد. همین سؤال را یکی از شاگردانش به نام سَدیر از آن حضرت پرسیده است. هنگامی که آن حضرت با وی در کنار چند گوسفند توقف کرده بودند، امام(علیه السلام) به او فرمود:
«وَاللهِ یا سَدیر لَو کانَ لی شیعَةٌ بِعَدَدِ هذِهِ الجداءِ ما وَسَعَنی القُعُودُ؛(9) سوگند به خدا ای سدیر که اگر شیعیان من به تعداد این بزغالهها بودند، خانهنشینی برایم روا نبود و قیام میکرد.»
سدیر میگوید همان دم از مرکب پیاده شدم، کنار آن بزغالهها رفتم و آنها را شمردم، هفده عدد بودند.
امام صادق(علیه السلام) در برابر طاغوتها آن چنان موضعگیری شدید نموده بود که اعلام کرد:
«مَن مَدَحَ سُلطاناً جائراً وَ تَخَفَّفَ وَ تَعضَضَ لَهُ طَمَعاً فیهِ کانَ قَرینَهُ فی النّار؛(10) کسی که سلطان ستمگری را تمجید کند و در برابر او فروتنی نماید تا در کنار او به نوایی برسد، چنین کسی همنشین آن سلطان در آتش دوزخ خواهد بود.»
هـ: روایات نکوهش قیام پیش از قیام حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) به رهبرانی مربوط است که به طور مستقل دم از زمامداری و رهبریّت میزنند. ولی در ولایت فقیه، استقلال مطلق نیست، بلکه نیابت عام از حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) در عصر غیبت مطرح است، چنان که دلایل مشروعیّت ولایت فقیه که در فصول قبل ذکر شده، بر این مطلب دلالت دارد.
در حقیقت، این قیام و پرچم با اجازۀ امام عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بلکه به فرمانِ وجوبی ِ او به عنوان زمینهسازی ظهور جهانی آن حضرت است.
از این رو، از روایاتی که بیانگر انقلابهای عصر امامان معصوم(علیهم السلام) است، فهمیده میشود که اگر آن قیامها بر اساس کسب رضای آل محمد(صلیالله علیه و آله) بود مورد تأیید امامان(علیهم السلام) قرار میگرفت؛ مثلاً امام صادق(علیه السلام) در مورد تأیید قیام زید فرزند امام سجاد(علیه السلام) فرمود:
«مَضی وَاللهِ عَمّی شهیداً کَشُهَداءَ استُشهدُوا مَعَ رَسولاللهِ وَ عَلی ٍ و الحُسَین، مَضی وَاللهِ شَهیدا؛(11) سوگند به خدا عمویم (زید) همانند کسانی که در رکاب پیامبر(صلیالله علیه و آله) و علی و حسین(علیهما السلام) نبرد کردند و به شهادت رسیدند، شهید شد. سوگند به خدا او شهید است.»
حضرت رضا(علیه السلام) فرمود:
«زید فرزند امام سجاد(علیه السلام) ادعای چیزی (یعنی امامت و استقلال در رهبری) نکرد، بلکه او به مردم میگفت: شما را به مسیر جلب رضایت آل محمد(صلیالله علیه و اله) دعوت میکنم.
سوگند به خدا زید از آن افرادی است که مشمول این آیۀ قرآن است: وَ جاهَدُوا فی اللهِ حَقَّ جِهادِه؛(12) در راه خدا آن گونه که شایسته و سزاوار است جهاد کنید.»(۱۳)
بنابراین از قیامهایی که «مستقل» باشد و جلب رضایت آل محمد(صلیالله علیه و آله) و وظیفهای را که آنها تعیین کردهاند در برنگیرد، قبل از قیام حضرت قائم(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) نهی شده است.
و: در روایات متعددی، قیامهای قبل از انقلاب جهانی حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) تأیید و تمجید شده است. به عنوان نمونه، امام کاظم(علیه السلام) در سخنی فرمود:
«رَجُلٌ مِن اَهل ِ قُم یَدعُو النّاسَ اِلی الحَقّ یَجتَمِعُ مَعَهُ قَومٌ کَزُبُر ِ الحَدیدِ، لاتُزلُّهُمُ الرّیاحُ العَواصِف، وَ لایَمَلّونَ مِنَ الحَرب، وَ لایَجبُنُونَ، وَ عَلی اللهِ یَتَوکَّلون؛(14) مردی از اهل قم قیام میکند، مردم را به سوی حق دعوت مینماید، جمعیتی نیرومند که مانند پارههای آهن (سخت و استوار) هستند به گرد او جمع میشوند که طوفانهای حوادث آنها را نمیلرزاند، و از جنگ با دشمن خسته نمیشوند، و ترس به آنها راه ندارد، و توکلشان بر خداست.»
ز: آخرین سخن آن که: چگونه میتوان با ذکر چند روایت، آیات بسیاری از قرآن را که پیرامون قیام و انقلاب است نادیده گرفت، که به طور مکرّر با تأکید، ما را به نهضت در برابر ستمگران دعوت مینماید. خداوند میفرماید:
«وَ ما لَکُم لاتُقاتِلونَ فی سبیل اللهِ وَ المُستضعَفینَ مِنَ الرّجالِ وَ النّساءِ وَ الولدانِ الّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا اَخرجنا مِن هذِه القَریَةِ الظّالِم ِ أهلُها، وَ اجعَل لَنا مِ لَدُنکَ نَصیراً؛(15) چرا در راه خدا (و در راه) مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران) تضعیف شدهاند پیکار نمیکنید؟! همان افراد (ستمدیدهای) که میگویند: پروردگارا، ما را از این شهر که اهلش ستمگرند بیرون ببر و از طرف خود برای ما سرپرستی قرار ده، و از جانب خود یار و یاوری برای ما تعیین فرما.»
آیا این گونه آیات مخصوص عصر نزول قرآن است یا شامل همۀ اعصار و عصر غیبت نیز خواهد شد؟!
نتیجه این که، تنها قیامهایی قبل از قیام حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) مردود و ناروا است که بدون اجازۀ امامان معصوم(علیهم السلام) یا بدون اذن نوّاب خاص و عام آنها باشد، و به عنوان دعوت به خویشتن، صرف نظر از اجازۀ امامان(علیهم السلام) مطرح گردد، نه آن قیامی که در شرایط آمادهای برای جلوگیری از ظلم و جور، و برقراری عدالت و حاکمیت دین باشد.
بنابراین قطعاً قیام و تشکیل حکومت اسلامی در زیر پرچم فقیه جامعالشرایط از آن قیامهای ناروا نیست، بلکه لازم و واجب است، چنان که روایات انتظار و روایاتی که بیانگر قیام در آستانۀ ظهور حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است این مطلب را تأیید مینماید. در این جا نظر شما را به یکی از روایات جلب میکنیم:
گروهی از جوانان بنیهاشم به محضر رسول خدا(صلیالله علیه و آله) آمدند، پیامبر(صلیالله علیه و آله) با دیدن آنها دگرگون شد و چشمش پر از اشک گردید و آثار ناراحتی از چهرهاش آشکار شد. آنها علت را پرسیدند، فرمورد: «ما خاندانی هستیم که خداوند برای ما آخرت را بر دنیا برگزید، و خاندان من بعد از من گرفتار رنجهای شدید و تبعید و کنار زدن از مقامهایشان میگردند:
«حَتّی یَاتیَ قَومٌ مِن قِبَل ِ المَشرقِ مَعَهُم رایاتٌ سُودٌ، فَیَسألُونَ الخَیرَ فَلایُعطُونَ ما سَألُوا فَلایَقبَلونَهُ، فَیُقاتِلُونَ وَ یَنصُرونَ فَیُعطُونَ ما سَألُوا فَلایَقبَلُونَهُ حَتّی یَدفَعُوها اِلی رَجُل ٍ مِن اَهل ِ بَیتی، فَیَملَأها قِسطاً کَما مَلَئُوها جَوراً. فَمَن اَدرَکَ ذلِکَ مِنکُم فَلیَأتِهم وَلَو حَبواً عَلی الثَّلج؛(16)
تا این که گروهی از مشرق میآیند که با آنها پرچمهای سیاه است، خواهان نیکی و عدالت میشوند، ولی به خواستۀ آنها اعتنا نمیشود، آنگاه آنها مبارزه و نبرد میکنند و سرانجام یاری شده و پیروز میگردند، و آنچه را میخواهند به آنها میدهند، ولی آنها نمیپذیرند، تا آن را به شخصی از خاندانم خواهند سپرد، آنگاه آن شخص سراسر زمین را آنگونه که از ظلم پر شده پر از عدالت میکند. هر کدام از شما آن زمان را درک کند باید به قیامکنندگان بپیوندد هرچند روی برفها سینهخیز برود.»
از ذیل این روایت فهمیده میشود که این قیام قبل از قیام حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان آمادهسازی قیام جهانی آن حضرت رخ میدهد. پیامبر(صلیالله علیه و آله) نه تنها این قیام را مردود نشمرده، بلکه فرمان داد که مردم به این قیام بپیوندند و از آن حمایت کنند.»
[ولایت فقیه ستون خیمۀ انقلاب اسلامی، محمد محمدی اشتهاردی، نشر مطهّر، صص87-96]
پینوشتها:
۱- بحارالانوار، ج۵۳، ص۸
۲- اثباة الهداة، ج۷، ص۶۵؛ وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۳۷
۳و۴- بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۰۳؛ روضة الکافی، ص۲۶۴
۵- وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۳۵-۴۱
۶- غیبة النّعمانی، ص۳۲۰؛ بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۶۶
۷- بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۴۶
۸- ارشاد مفید (ترجمه)، ج۲، ص۱۸۶
۹- اصول کافی، ج۲، ص۲۴۳
۱۰- وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۳۳
۱۱- الغدیر، ج۳، ص۷۰
۱۲- سورۀ حج (۲۲)، آیۀ ۷۸
۱۳- تنقیح المقال، ج۱، ص۴۶۸
۱۴- سفینة البحار، ج۲، ص۴۴۶ (واژۀ قم)
۱۵- سورۀ نساء (۴)، آیۀ ۷۵
۱۶- سنن ابن ماجه، ج۲، ص۱۳۶۶؛ مطابق نقل پیام قرآن، ج۱، ص۸۳





































13 ژوئن ، 2012 در ساعت 13:33
[…] (+) بررسی جواز قیام، پیش از ظهور امام عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) […]
4 نوامبر ، 2012 در ساعت 18:27
[…] (+) بررسی جواز قیام، پیش از ظهور امام عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) […]
8 سپتامبر ، 2013 در ساعت 22:36
[…] (+) بررسی جواز قیام، پیش از ظهور امام عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) […]
18 سپتامبر ، 2013 در ساعت 10:41
[…] (+) بررسی جواز قیام، پیش از ظهور امام عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) […]
28 سپتامبر ، 2013 در ساعت 17:41
[…] (+) بررسی جواز قیام، پیش از ظهور امام عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) […]