“… دسته سوم از روایاتى که براى مشروع نبودن تلاش در راه ایجاد حکومت اسلامى در دورۀ غیبت، بدانها استناد کرده‌اند روایاتى هستند که به سکوت و سکون، فرا مى‌خوانند و از مشارکت در هر قیام و مبارزه‌اى، پیش از تحقق نشانه‌هاى ظهور، باز مى‌دارند.

 

امام صادق علیه‌السلام مى‌فرماید: «یا سدیر الزم بیتک و کن حلسا من احلاسه و اسکن ما سکن اللیل و النهار، فاذا بلغک ان السفیانى قد خرج فارحل الینا.»(۱) «اى سدیر! در خانه بنشین و به زندگى بچسب. آرامش داشته باش تا آن هنگام که شب و روز آرام هستند، اما هنگامى که خبر رسید که سفیانى خروج کرده به سوى ما بیا، اگر چه با پاى پیاده باشد.»

 

یا مى‌فرماید: «خمس علامات قبل قیام القائم: الصیحه و السفیانى و الخسف و قتل نفس الزکیه و الیمانى. فقلت: جعلت فداک، ان خرج احد من اهل بیتک قبل هذه العلامات، انخرج معه؟ قال: لا…»(۲) «پنج نشانه پیش از قیام قائم وجود دارد: صیحه و نداى آسمانى، خروج سفیانى و فرو رفتن (لشگر سفیانى در سرزمینى به نام بیداء) کشته شدن نفس زکیه، خروج یمانى. عمر بن حنظله مى‌گوید: از آن حضرت سؤال کردم اگر شخصى از خاندان شما پیش از این نشانه‌ها قیام کند، آیا ما نیز با او قیام و خروج کنیم؟ آن حضرت فرمود: نه.»

 

در حدیثى دیگر امام باقر علیه‌السلام به جابر فرمود: «الزم الارض و لا تحرک یدا و لا رجلا حتى ترى علامات اذکرها لک – و ما اراک تدرکها – اختلاف بنى فلان، و مناد ینادى من السماء و یجیئکم الصوت من ناحیه دمشق…»(۳) «اى جابر! آرامش خود را حفظ کن و دست پایت را حرکت نده تا نشانه‌هایى که برایت مى‌گویم ببینى (هر چند گمان نمى‌کنم تا آن زمان زنده باشى) اختلاف بنى فلان و ندا دهنده‌اى که از آسمان ندا مى‌دهد و صدایى که از سوى دمشق بلند خواهد شد.»

 

 

[از طرفِ مدعیانِ باطل‌بودنِ قیام پیش از ظهور] گفته شده که مقتضاى این روایات منحصر به سدیر، عمر بن حنظله و جابر نیست، بلکه بر همه واجب است که تا خروج سفیانى و دیگر نشانه‌ها و بالاخره تا قیام قائم (عجل الله فرجه) سکوت کنند و از قیام و خروج خوددارى کنند.

 

پاسخ: الغاى خصوصیت و تعمیم حکم به همۀ افراد، در همۀ زمانها متوقف است بر این که ما علم داشته باشیم به این که شخص ِ خاص و یا موردِ خاصى مورد نظر امام نبوده است.

در روایات بالا نه تنها چنین علمى نداریم که خلاف آن براى ما ثابت است. از باب نمونه به ویژگیهاى سدیر و حالات او اشاره مى‌کنیم:

 

با نگاهى به تاریخ و دیگر روایات مى‌یابیم که سدیر، فردى بوده که همواره احساساتش بر عقلش غلبه داشته است و او مى‌پنداشته قیام و اقدام براى تشکیل حکومت اسلامى، براى امام علیه‌السلام وجود دارد و به همین دلیل، همواره منتظر قیام و خروج آن حضرت بوده است. حضرت در بیان فوق، نبودِ امکانِ قیام و تشکیل حکومت ظاهرى را به ایشان گوشزد کرده است و به وى و افرادى مانند وى، که تحت تأثیر احساسات غلط قرار گرفته‌اند. سفارش مى‌کند: بهتر است که در خانه بنشینند…

… سدیر و دیگر دوستان او، به خاطر آگاه نبودن از اهداف و مقاصد ابومسلم، پنداشته بودند که وى براى بازگرداندن خلافت به امام علیه‌السلام قیام کرده است، غافل از این که ابومسلم، گر چه به ظاهر مردم را به اطاعت فردى از بنى هاشم فرا مى‌خواند. ولى از سوى ابراهیم عباسى به سامان دادن خراسان گماشته شده بود و پس از کشته شدن ابراهیم، مردم را به خلافت برادرش، عبدالله سفاح، دعوت مى‌کرد.

 

در هر صورت، با توجه به مطالب بالا و دیگر مطالبى که دربارۀ سدیر و خصوصیات او آمده است، ما نمى‌توانیم از روایتى که او را ملزم مى‌کند در خانه بنشیند، الغاى خصوصیت کنیم و بگوییم: وظائف همه، حتى در عصر غیبت سکوت و خانه‌نشینى است.

افزون بر این، آیا با این روایت مى‌توان از همۀ آیات و روایات و همچنین حکم عقل که بر وجوب امر به معروف و نهى از منکر و جهاد در راه خدا و مبارزه با حاکمان ستم، دلالت دارند، دست برداشت.

 

 

روایت حنظله نیز همانند روایت سدیر، دربارۀ قضیه خاصى است. گواه بر این، این‌که امام علیه‌السلام، عمر بن حنظله و افراد دیگرى همانند وى را، از خروج با یکى از سادات اهل‌بیت نهى کرده است. یعنى فردِ مشخصى مطرح بوده و امام از همراهى با او نهى کرده است. ذیل ِ روایت دلالت دارد که آن شخص، ادعاى مهدویت داشته و امام علیه‌السلام با ذکر نشانه‌هاى ظهور، ادعاى آن شخص را رد کرده و یادآور شده که هر کس از اهل‌بیت، پیش از این نشانه‌ها قیام کند، آن قائم موعود، نیست.

این حدیث و مانند آن، در واقع مى‌خواهند جلو سوء استفادۀ برخى از سادات علوى را که به عنوان مهدى موعود قیام مى‌کردند و به افرادى مانند: سدیر و عمر بن حنظه و جابر و… بفهمانند که فریب اینان را نخورند.

 

با توجه به آنچه آوردیم، پاسخ روایت جابر و همچنین روایات دیگرى که در «مستدرک الوسائل» آمده از قبیل: روایت چهارم، پنجم، هفتم و هشتم باب دوازدهم(۴)، روشن شد.”

 


[چشم به راه مهدی، جمعی از نویسندگان مجلۀ حوزه، بوستان کتاب قم، بخش اول: نقد و بررسی ممنوعیت قیام در عصر غیبت]

 

 

 

 

پی‌نوشت‌ها:

۱- وسائل الشیعه، ج ۱۱ / ۳۶٫

۲- همان مدرک / ۳۷٫

۳- همان مدرک / ۴۱؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۱ / ۳۸٫

۴- مستدرک الوسائل، ج ۱۱ / ۳۵-۳۷٫

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

(+) برخی روایاتِ نافیِ قیام پیش از ظهور، مخاطبِ خاص دارد (۱)

(+) بررسی شبهۀ پرچم طاغوت پیرامون ولایت فقیه

(+) در مواجهه با روایاتِ نافی قیام و مبارزه

(+) بررسی جواز قیام، پیش از ظهور امام عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف)

(+) ایرانیان، زمینه‌ساز حکومت حضرت مهدی(عجل‌الله فرجه الشریف)

(+) بر چنین حاکمی باید با کردار و گفتار بشورید

(+) ۹۰/۶/۱۴

(+) در مواجهه با روایاتِ تقیه‌ای