“… نام مقدس زید(علیه‌السلام) و ویژگی‌ها و فضایل و ماجرای شهادت او به‌وسیلۀ پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) و ائمۀ معصومین(علیهم‌السلام) پیش‌گویی شده بود. روایات متعددی در این زمینه هست که به طور خلاصه، به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:


… امام سجاد(علیه‌السلام) از قیام و شهادت زید(علیه‌السلام) و مکان بر دار زدن جسدش خبر داده و با جملاتی رسا و سنگین، به مقام معنوی و درجات عالی اخروی او اشاره کرده‌اند: «او قیام می‌کند و در کوفه به شهادت می‌رسد و در کناسه به دارش می‌زنند و پس از دفن، بدن او را از قبر خارج می‌سازند، درهای آسمان برای عروج روحش گشوده می‌گردد و اهل آسمان و زمین از ملاقات او شاد می‌شوند».(۱)


روزی رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) خطاب به زید بن حارثه، یکی از اصحاب خود، فرمودند: ای زید، نزدیک من بیا. نام تو سبب‌شده که محبتم به تو بیشتر شود؛ زیرا تو همنام محبوبی از اهل‌بیت من هستی».(۲)


… امام امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) ضمن خطبه‌ای که خبر از آیندۀ مردم کوفه می‌دهد، می‌فرماید: «… و حاکمی به نام یوسف‌بن عمر  بر سر کار می‌آید و در مقابل او، مردی از خاندان ما قیام می‌کند. او را یاری کنید؛ زیرا او مردم را به حق دعوت می‌کند…»

بعدها مردم به هم می‌گفتند: او همان زید بن علی(علیهماالسلام) است.(۳)


در خبر دیگری امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) فرمودند: «… در پشت شهر کوفه، مردی به نام زید قیام می‌کند. چهرۀ او را ابهتی خاص فرا گرفته و آن ابهت حکومت و رهبری است. جز کسانی که چون او عمل کنند، هیچ یک از پیشینیان و آیندگان به مقام والای وی نمی‌رسند. روز قیامت، او و یارانش در حالی که طومار یا چیزهایی شبیه آن در دست دارند، محشور می‌شوند، عبور می‌کنند، فرشتگان به استقبال آنان می‌آیند و به خلایق می‌گویند: اینان همپیمانان درست‌کاران و دعوت‌کنندگان به حقند. و پیامبر خدا(صلی‌الله علیه و آله) از آنان استقبال می‌کند و می‌فرماید: فرزندانم، شما به وظایف خود عمل کردید. پس بدون حساب، وارد بهشت شوید».(۴)


… امام پنجم(علیه‌السلام) در تکریم زید(علیه‌السلام) فرمودند: «هذا سیّدٌ مِن اَهل ِ بیته و الطّالبُ بِاَوتارهِم؛ این بزرگِ خاندانِ خویش است و به خونخواهی آنان برخواهد خواست».(۵)

همچنین آن حضرت برای زید دعا می‌کرد و می‌فرمود: «اللهم اشدُد اَزری بِزَیدٍ؛ خدایا پشتِ مرا به زید قوی گردان».(۶)

… امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «خدا زید را رحمت کند. او عالمی درستکار بود».(۷)

… همچنین درباره‌اش فرموده: «کانَ مؤمناً و عارفاً…؛ او با ایمان و بامعرفت بود».(۸)




قیام او نیز برای ریاست و حکومت نبود، بلکه برای انتقام خون شهدای کربلا و امر به معروف و نهی از مکر بود(۹) و در صورتِ پیروزی، حکومت را به «رضای آل‌محمد» امام صادق(علیه‌السلام) تحویل می‌داد. امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «اگر او پیروز می‌شد، به عهد خود وفا می‌کرد و می‌دانست که با حکومت چه کند».(۱۰)


امام هشتم(علیه‌السلام) نیز فرمود: «زید چیزی برای خود نمی‌خواست و مدعی چیزی که حق او نبود، برای خود نبود. او مردم را به الرضا من آل‌محمد دعوت می‌کرد.»(۱۱)

آن‌گاه که خبر شهادت زید(علیه‌السلام) به امام صادق(علیه‌السلام) رسید، بیش از همه برای او اشک ریخت و طلب رحمت کرد و از او به پاکی و عظمت یاد نمود.(۱۲)




… علت اصلی قیام زید(علیه‌السلام) را می‌توان در دو نکته خلاصه کرد:


الف) انتقام خون شهدای کربلا

… امام باقر(علیه‌السلام) زید(علیه‌السلام) را خونخواه شهیدان می‌نامید و می‌فرمود: «هذا سیّدٌ مِن اهل ِ بیته و الطّالبُ باَوتارهِم؛ این بزرگی از خاندان خویش و خونخواه آنان است».(۱۳)

او خود می‌فرمود: «اِنَّما خَرَجتُ علی بنی‌امیه الّذین قَتَلوا جَدّیَ الحسین؛ من بر ضد آنان که جدم، حسین(علیه‌السلام)، جنگیدند قیام کرده‌ام».(۱۴)

او جنگ با فرزندان معاویه و مروان را یکسان می‌دانست و جنایات هشام، خلیفۀ سفاک اموی را کمتر از جنایات یزید نمی‌شمرد. وی ضمن قیام خود، علت نبرد خویش را ریشه‌کن کردن شجرۀ خبیثۀ بنی‌امیه ذکر کرد؛ همان هدفی که جدش، امام حسین(علیه‌السلام) داشت و فرمود: «اِنّما خَرَجتُ علی بنی‌امیه الّذینَ قَتَلوه جَدیَ الحسین وَ اَغاروُا عَلَی المدینهِ یَومَ الحَرَّه، ثُمَّ رَمَوا بَیتَ اللهِ بحَجر المنجنیق و النّار؛ من بر کسانی خروج کرده‌ام که با جدم، حسین(علیه‌السلام) جنگیدند و به مدینه حمله‌ور شدند و کعبه را با منجنیق سنگ‌باران کردند و به آتش کشیدند».(۱۵)


به دلیل آن که انتقام کامل از دشمنان اسلام و اهل بیت پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) گرفته نشده بود و بازماندگان اموی پس از نهضت توابین و مختار و دیگران هنوز بر اریکۀ قدرت نشسته بودند، آتش شعله‌ور انتقام فروکش نکرده و زید مشعل‌دار این نهضت گردید.

شیخ مفید در ارشاد، یکی از علل نهضت زید(علیه‌السلام) را خونخواهی جدش، امام حسین(علیه‌السلام) می‌داند و می‌نویسد: «هدف او، خونخواهی امام حسین(علیه‌السلام) بود».(۱۶)

طبرسی نیز در اعلام‌الوری می‌فرماید: «او به خونخواهی امام حسین(علیه‌السلام) قیام کرد».(۱۷)



ب) امر به معروف و نهی از منکر


ازجمله فرایض مهم اسلامی «امر به معروف» و «نهی از منکر» است. آیات متعددی از قرآن برای اصلاح جامعه و ریشه‌کن کردن فساد، ما را به امر به معروف و نهی از منکر دعوت می‌کند. جهاد و قیام علیه جنایتکاران و مفسدانِ روی زمین، مرتبه‌ای از امر به معروف و نهی از منکر است.

زید بن علی(علیهماالسلام) که خود شخصیتی فوق‌العاده عالم به تمام شرایط و خصوصیات امر به معروف و نهی از منکر بود، وظیفۀ خود دید که همانند جدش، در مقابل دستگاه جنایتکار بنی‌امیه بایستد. در واقع، می‌توان گفت، اگر کسی قیام خونین عاشورا به رهبری حسین‌بن علی(علیهماالسلام) و یارانش را خوب بررسی کند و فلسفۀ آن را به‌دست آورد، به آسانی می‌تواند بگوید قیام زید بن علی(علیهماالسلام) پیروی از نهضت مقدس حسین(علیه‌السلام) بوده است.

وجه تشابهِ بسیاری بین این دو نهضت به چشم می‌خورد. همان‌گونه که امام حسین(علیه‌السلام) فلسفۀ نهضت خود را امر به معروف و نهی از منکر بیان کرد: «من برای اصلاح امتِ جدم قیام کرده‌ام. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم»(۱۸) زید بن علی(علیهماالسلام) نیز همین هدف را دنبال می‌کرد.


مردی به نام عبدالله‌بن مسلم می‌گوید: با زید(علیه‌السلام) آهنگ زیارت خانۀ خدا کردم. شب که فرا رسید و ستارگان زیبا در آسمان چشمک می‌زدند، زید(علیه‌السلام) رو به من کرد و گفت: عبدالله، آن ستاره‌ها را می‌بینی؟ کسی می‌تواند به آن‌ها دست یابد؟  گفتم: نه. فرمود: «لَوَدَدتُ اَنَّ یَدی مُلصِقَهٌ بها فَاَقعَ الی الاَرض ِ اَو حَیثُ اَقَعُ فَاَتَقَطَّعُ قطعهً قطعهً و اَنَّ اللهَ اَصلحَ بینَ اُمّهِ محمدٍ (صلی‌الله علیه و آله و سلم)؛ به خدا قسم، دوست دارم که دستم به آنها بچسبد و از آن‌جا به زمین یا به هر جایی پرتاب گردم و بدنم قطعه‌قطعه شود و در مقابل، خداوند بین امت محمد (صلی‌الله علیه و آله) اصلاحکند».(۱۹)


… شیخ مفید دربارۀ علت قیام زید(علیه‌السلام) می‌فرماید: او با شمشیر قیام کرد تا امر به معروف و نهی از منکر کند و انتقام خون امام حسین(علیه‌السلام) را بگیرد».(۲۰)

مرحوم شهید هم در کتاب قواعد، مبحث امر به معروف و نهی از منکر، قیام زید(علیه‌السلام) را به عنوان نمونه ذکر می‌کند.(۲۱)

راوندی نیز می‌گوید: قیام او در راه امر به معروف و نهی از منکر بود.(۲۲)

در وقایع‌الایّام خیابانی آمده است: علت دیگر قیام امر به معروف و نهی از منکر بود چرا که در ایام خلفای بنی‌امیه ارتکاب مناهی و محرّمات و فسق و فجور چنان شیوع یافته بود که در هیچ زمانی اوضاع مشهود نبود.(۲۳)

به نظر علامه مقرّم نیز اگر نهضت هاشمیان نبود و آنان در اطراف و نواحی قیام مکرده بودند، همۀ زحمات رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) که در راه تبلیغ اسلام انجام داده بود، از بین می‌رفت. این نهضت‌ها به مردم احساس و شعور بخشید. رهبران نهضت‌ها خود را به مشقت می‌انداختند و در راه دین به جهاد می‌پرداختند و با ستمگران می‌جنگیدند و این رهبران به راهنمایی افرادی شایسته همانند پیامبر و یا وصیّ پیامبر  قیام کردند.(۲۴)


در محبوبیت بسیاری از این قیام‌ها و نهضت‌های حق‌طلبانه در نزد ائمۀ معصوم (علیهم‌السلام) شکی نیست. روایات متعددی نیز از معصومان(علیهم‌السلام) در تحریض مردم به قیام و جهاد و انتقام و خونخواهی شهدای مظلوم خاندان پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) آمده که همگی نشانگر این حقیقت است که ائمۀ دین، همه در این موارد، از حادثۀ عاشورا و خون مقدس امام حسین(علیه‌السلام) مایه می‌گذاشتند.



از آن‌جا که مسئلۀ قیام و کشتن و کشته شدن از نظر اسلام اهمیت بسیاری دارد و باید صد در صد اطمینان به صحت کار داشت، در این موارد، اذن شرعی لازم است. قیام زید(علیه‌السلام) هم در عصر امامی معصوم همچون امام صادق(علیه‌السلام) واقع شد. دربارۀ این که این امام بزرگوار چه نقش و موضعی در این قیام داشت، به اختصار، می‌توان گفت: ادلۀ قاطعی در دست است که قیام زید به اذن امام صادق(علیه‌السلام) بوده است؛ از جمله:


۱- امام علی‌بن موسی‌الرضا (علیه‌السلام) در پاسخ به سؤال مأمون فرمودند: «… پدرم از پدرش شنید که فرمود: او (زید) با من، دربارۀ قیامش مشورت کرد، من گفتم: عمو جان، اگر دوست داری که همان به دار آویختۀ کناسی باشی، پس وظیفۀ تو همین است. سپس امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «وَیلٌ لِمَن سَمِعَ واعَیتَهُ وَ لَم یُجـِبهُ؛ وای بر کسی که ندای او را بشنود و اجابتش نکند».(۲۵)


۲- بزرگانی از علمای شیعه بر این مطلب تصریح دارند که قیام زید(علیه‌السلام) از سوی امام صادق(علیه‌السلام) مأذون بوده است؛ همانند شهید در کتاب قواعد(۲۶)، مامقانی در تنقیح‌المقال(۲۷)، علامه مقرّم در زید الشهید(۲۸)، و مرحوم آیه‌الله خوئی در معجم رجال الحدیث(۲۹).




… فضیل رسّان گوید:

«من در میان یاران زید می‌جنگیدم و زید با سخنان گرم خود، آنان را بر جهاد تشویق می‌کرد. پس از اتمام جنگ، از کوفه فرار کردم و به مدینه آمدم. نمی‌خواستم خبر شهادت زید و ماجرای کوفه را به امام صادق(علیه‌السلام) بگویم. خدمت امام(علیه‌السلام) رسیدم. امام بی‌درنگ سراغ عمویش را گرفت. به گریه افتادم. امام فرمود: او را کشتند؟

گفتم: بلی. فرمود: به دارش زدند؟ گفتم: آری، به خدا قسم. امام(علیه‌السلام) به شدت گریست و قطرات اشک بر چهرۀ ایشان روان شد. سپس فرمود: ای فضیل، در جنگبه عمویم کمک کردی؟

گفتم: بلی. فرمود: چند نفر از دشمن را کشتی؟ گفتم: شش نفر. فرمود: مثل این‌که در کشتن آنان نگرانی و تردیدی داری؟ گفتم: اگر تردیدی داشتم که آنان را نمی‌کشتم.

و شنیدم که امام فرمود: «اَشرَکَنی اللهُ فی تِلکَ الدّماءِ مَضی وَ اللهِ عَمّی وَ اَصحابُهُ الشُّهداءُ مِثلَ ما مَضی عَلَیهِ علی‌بن ابی‌طالب وَ اَصحابُه؛ خداوند مرا در ثواب ریختن خون آنان شریک گرداند. به خدا قسم، عمویم و یارانش راه علی‌بن ابی‌طالب و یاران او را پیمودند».(۳۰)



… از امام صادق(علیه‌السلام) نقل شده است که فرمودند:

«رَحِمَ اللهُ عَمّی زیداً، خَرَجَ علی ما خَرَجَ آباؤُهُ وَ وَدَدتُ اَنّی اِستَطَعتُ اَن اَنَعَ فَاَکونَ مِثلُ عَمّی. مَن قُتِلَ مَعَ عَمّی زَید بن ِ علی  کَمَن قُتِلَ مَعَ الحسین‌بن علی (علیهماالسلام)؛ خدا عمویم را رحمت کند. قیام او در ادامۀ همان راه پدرانش بود. من دوست داشتم می‌توانستم کاری را که عمویم کرده است انجام دهم. هر کس همراه زید بن علی کشته شده مانند کسی است که در کنار حسین‌بن علی (علیهماالسلام) به شهادت رسیده است».(۳۱)





[قیام زید بن علی، سیدابوفاضل رضوی اردکانی، نشر بین‌الملل، صص۱۶-۷۰]






پی‌نوشت‌ها:

۱- عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج۱، باب۲۵، ص۱۹۶ / الغدیر، عبدالحسین امینی، ج۳، ص۴۹

۲- بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۹۲

۳- شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی‌الحدید، ج۲، ص۳۰۶ / سفینه البحار، ج۱، واژۀ «زید»

۴- مقاتل الطالبیین، ابوالفرج اصفهانی، ص۸۸

۵- بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۷۰ / امالی، شیخ صدوق، ص۲۷۵

۶- الاغانی، ابوالفرج اصفهانی، ج۲۴، ص۱۰۶ / الغدیر، ج۳، ص۷۰

۷- الغدیر، ج۲، ص۲۲۱

۸- رجال کشی، ص۲۸۵ / تنقیح المقال، ج۱، حرف «ز» / الغدیر، ج۳، ص۷۰

۹- ارشاد، شیخ مفید، ص۲۶۸

۱۰- وسائل الشیعه، شیخ‌حـر عاملی، ج۱۱، ص۳۹، ح۱۱

۱۱- تنقیح المقال، شیخ‌عبدالله مامقانی، ج۱، ص۴۶۸

۱۲- همان

۱۳- الامالی، شیخ صدوق، ص۲۷۵ / بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۷۰ / تنقیح المقال، ج۱، حرف «ز»

۱۴- الفرق بین الفرق، عبدالقاهر بن طاهر بغدادی، ص۳۵

۱۵- همان

۱۶- ارشاد، ص۲۶۸

۱۷- اعلام‌الوری، فضل‌بن حسن طبرسی، ص۲۵۷

۱۸- مقتل‌الحسین(ع) خوارزمی، موفق‌بن احمد، ج۱۰، ص۲۷۳

۱۹- مقاتل‌الطالبیین، ص۸۷

۲۰- ارشاد، ص۲۶۸

۲۱- القواعد و الفوائد، شهید اول، ج۲، ص۲۰۷

۲۲- الخرائج و الجرائح، قطب‌الدین راوندی، ص۳۲۷

۲۳- وقایع الایام، وقایع ماه رمضان، ص۹۱

۲۴- رهبر انقلاب خونین کوفه، عبدالرزاق موسوی مقرم، ترجمۀ عزیزالله عطاردی، ص۱۴۲-۱۴۳

۲۵- ریاض‌السالکین (شرح صحیفۀ سجادیه)، سیدعلی خان شیرازی، ج۱، ص۷۹

۲۶- القواعد و الفوائد، شهید اول، ج۲، ص۲۰۷، باب امر به معروف و نهی از منکر، قاعدۀ ۲۲۲

۲۷- تنقیح المقال، ج۱، ص۴۶۹، حرف «ز»

۲۸- زید الشهید، عبدالرزاق موسوی مقرم، ص۴۳

۲۹- معجم الرجال الحدیث، سیدابوالقاسم خوئی، ج۷، ص۳۵۵

۳۰- الامالی، شیخ صدوق، ص۲۸۶ / بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۷۱ / تنقیح‌المقال، حرف «ز»، ص۴۶۸

۳۱- وقایع‌الایام، ص۱۱۲






در این باره:

زید بن علی (۲)، (۱)