“از ابتدای سال ۱۳۵۹ روابط ایران و عراق بحرانی‌تر شد. کودتای ناموفقی در ایران صورت گرفت که بعد مشخص شد سران این کودتا در بغداد جلسه داشته‌اند. موضوع جلسه هم این بوده که آیا ابتدا عراق به ایران حمله کند و بعد از حمله  کودتا شکل بگیرد، یا ابتدا کودتا انجام شود و سپس حملۀ عراق به اجرا در آید، که در نهایت تصمیم گرفتند اول کودتا کنند. از خلال بازجویی‌های کودتاچیان این اطلاعات به دست آمد که دولت صدام در این کودتا دست داشته و آن را حمایت می‌کرده است.


جریان کشف کودتا به این صورت بود که من در آن موقع به عنوان مسئول اطلاعات سپاه حدود دو هفته قبل از کودتا خدمت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در آن زمان سخنگوی شورای عالی دفاع و عضو شورای انقلاب بودند رسیدم و گفتم که ما کودتایی را شناسایی کرده‌ایم اما تاریخ آن را نمی‌دانیم.


شب قبل از کودتا یکی از خلبانانی که قرار بود بیت امام(ره) در جماران را بمباران کند، به خاطر اصرار زیاد مادرش که اتفاقی از جریان خبردار شده بود، خدمت آقای خامنه‌ای می‌رسد و جریان را شرح می‌دهد و اعتراف می‌کند.

ایشان نیز ساعت ۱۲ شب سریع من را مطلع کردند و به این واسطه از زمان و مکان این کودتا مطلع شدیم. اما مشکل در این بود که ما فقط شش ساعت برای از بین بردن این کودتا وقت داشتیم و لذا همان شب با بسیج کردن نیروهای سپاه و اطلاعات در همدان با گروهی از نیروهای اطلاعات سپاه به سمت پایگاه هوایی نوژۀ همدان حرکت کردیم و زودتر از کودتاچیان به این پایگاه هوایی که هواپیماهای جنگندۀ فانتوم در آن بود، رسیدیم.


قرار بود کودتاچیان به اماکن حساس از جمله بیت امام، مجلس و دفتر ریاست جمهوری حمله کنند. در میان کودتاچیان حدود چهارصد نفر از کلاه‌سبزها و تکاورهایی بودند که قبل از انقلاب از ایران فرار کرده و پس از پیروزی انقلاب از طریق مرزهای عراق به داخل ایران آمده بودند.

با بازجویی از این افراد مشخص شد که آن‌ها گسترش وسیعی در کشور دارند و تقریباً در همۀ استان‌ها نیرو دارند. حتی در بین عشایر نیز نیرو داشتند و جلسات خود را در بغداد و در سازمان امنیت عراق تشکیل می‌دادند و در این جلسات کاملاً بحث شده بود که بعد از کودتا چه اقداماتی در داخل کشور انجام شود.”




[جنگ به روایت فرمانده: درس‌گفتارهای جنگ، دکتر محسن رضایی میرقائد، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، صص۳۲-۳۵]




مرتبط:

شریعتمداری و کودتای نوژه (۱)