“… ائمه(علیهمالسلام) لازم میدانستند دو چیز را به مردم بگویند. یکی اینکه بگویند، امام دارای این شرایط است، حاکم اسلامی دارای این خصوصیات است، این عصمت، این تقوا، این علم، این معنویت، این رفتار با مردم، این عمل در مقابل خدا، خصوصیات امام یعنی حاکم اسلامی را برای مردم بیان کنند، این یک؛ و دوم مشخص کنند که آن کسی که دارای این خصوصیات هست امروز کیست؟ که معرفی میکردند و خودشان را بیان میکردند، این هم یک کار بزرگ ائمه و میبینید که این یکی از مهمترین کارهای سیاسی و تبلیغات و تعلیمات سیاسی است.
اگر ائمه(علیهمالسلام) غیر از این دو کاری که گفتم هیچ کار دیگری نداشتند، کافی بود که ما بگوییم زندگی ائمه از اول تا به آخر یک زندگی سیاسی است. آنجایی که تفسیر هم میگویند، بیان معارف اسلامی را هم میکنند در حقیقت یک عمل سیاسی انجام میدادند. آنجایی هم که دربارۀ خصوصیات امام حرف میزنند باز یک عمل سیاسی دارند انجام میدهند. یعنی ائمه، تعلیماتشان اگر در همین دو خصوصیت، دو عنوان و دو موضوعی که گفتم خلاصه هم میشد، باز ائمه زندگیشان یک زندگی سیاسی بود، اما به این هم اکتفا نمیکردند.
علاوۀ بر همۀ اینها، ائمه(علیهمالسلام) حداقل از دوران امام حسنمجتبی به بعد یک حرکت زیرزمینی ِ همهجانبۀ سیاسی و انقلابی را به قصد قبضه کردن حکومت، شروع کرده بودند. هیچ شکی باقی نمیماند برای کاوشگر زندگی ائمه که ائمه(علیهمالسلام) این حرکت را داشتند. آنی که من عرض میکنم ناشناخته است، این نکتۀ قضیه است که متأسفانه در کتابهایی که در زندگی ائمه نوشته شده، دربارۀ زندگی امام صادق، در زندگی امام موسیبنجعفر، در زندگی بسیاری از ائمۀ دیگر این نکته معرفی نشده است.
اینی که ائمه(علیهمالسلام) یک حرکت سیاسی، تشکیلاتی وسیع و گسترده را انجام میدادند با اینکه اینهمه شواهد وجود دارد، این ناگفته مانده و ذکر نشده و مشکل عمدۀ فهم زندگی ائمه(علیهمالسلام) است. حقیقت این است که ائمه این کار را شروع کردند. البته شواهد خیلی زیاد است.
.. پس این را بهطور خلاصه همۀ برادران و خواهران بدانند که ائمه(علیهمالسلام) همهشان به مجرّد اینکه بار امانت را تحویل میگرفتند، یکی از کارهایی که شروع میکردند یک مبارزۀ سیاسی بود، یک تلاش سیاسی بود برای گرفتن حکومت. این تلاش سیاسی مثل همۀ تلاشهایی است که آن کسانی که میخواهند یک نظامی را تشکیل بدهند، انجام میدهند و این کار را ائمه(علیهمالسلام) هم میکردند.
تمام این نزاعی که شما در طول دوران زندگی ائمه(علیهمالسلام) بین آنها و دستگاههای ظلم و جور مشاهده میکنید بر سر همین قضیه است. آنهایی که با ائمۀ ما مخالفت میکردند، آنها را مسموم میکردند، مقتول میکردند، زندان میانداختند، محاصره میکردند، دعوایشان بر سر داعیۀ حکومتِ ائمه(علیهمالسلام) بود. اگر ائمه داعیۀ حکومت نداشتند ولو علوم اولین و آخرین را هم به خودشان نسبت میدادند، اگر بحث قدرت سیاسی نبود، داعیۀ قدرت سیاسی نبود، هیچگونه تعرضی نسبت به آنها انجام نمیگرفت، لااقل به این شدت انجام نمیگرفت، اصلاً مسئله این است.
لذا شما میبینید در بین دعوتها و تبلیغات ائمه(علیهمالسلام) روی کلمۀ امامت و مسئلۀ امامت حساسیت بسیار بالایی است، یعنی وقتی امام صادق هم میخواهد ادعای حاکمیت اسلامی و قدرت سیاسی بکند میگوید: «أیّها النّاسُ إنّ رسولَ اللهِ کانَ الإمام» میگوید ای مردم -در اجتماع مردم در عرفات- میایستد در میان مردم میگوید: «إنّ رسولَ اللهِ کانَ الإمام» امام جامعه، پیشوای جامعه، رهبر جامعه، حاکم بر جامعه رسول خدا بود، «ثُمّ کانَ عَلیُّ بنُ أبی طالبٍ ثُمّ الحسنُ ثُمّ الحُسَین» (الکافی، ج4، ص466) تا میرسد به خودش.
یعنی تمام بحث ائمه با مخالفینشان و بحث اصحابِ ائمه در مبارزاتشان، همین مسئلۀ حکومت و حاکمیت و ولایت مطلقه و عامۀ بر مسلمین و قدرت سیاسی بود؛ بر سر مقامات معنوی، آنها با ائمه دعوایی نداشتند.
خیلی از اوقات اتفاق میافتاد که کسانی در جامعۀ زمان خلفا، اهل زهد بودند و اهل علم بودند و معروف به تفسیر و به علم و به این چیزها، خلفا هم با آنها نه فقط معارضهای نمیکردند بلکه حتی مخلص آنها بودند، اظهار ارادت نسبت به آنها میکردند، پیش آنها میرفتند، از آنها نصیحت میخواستند، چرا؟ چون آنها در مقابل خلفا داعیۀ سیاسی نداشتند واِلّا امثال حسنبَصری و ابنشُبرُمَة و عَمروبنعُبَید، این بزرگان از علمایی که مورد توجه و قبول خلفا بودند، اینها کسانی بودند که ادعای علم و ادعای زهد و ادعای معنویت و ادعای تفسیر و ادعای علوم پیغمبر و همۀ این ادعاها را هم اینها داشتند، اما نسبت به آنها هیچگونه از طرف خلفا تعرضی نبود؛ چرا؟ چون داعیۀ قدرت سیاسی وجود نداشت.
دعوای ائمه(علیهمالسلام)با خلفای بنیامیه و بنیعباس بر سر همین مسئلۀ امامت و ولایت، یعنی همین معنایی از امامت که ما امروز آن را به کار میبریم، [بوده].”

[انسان 250 ساله؛ بیانات مقام معظم رهبری دربارۀ زندگی سیاسی-مبارزاتی ائمۀ معصومین(علیهمالسلام)، مؤسسۀ جهادی، مرکز صهبا، صص22-24]
از هماین کتاب:
(+) انسانِ ۲۵۰ ساله؛ فصل شانزدهم؛ امام هادی(سلامالله علیه)
انسانِ ۲۵۰ ساله؛ فصل پنجم؛ امام حسن(سلامالله علیه) (۳)، (۲)، (۱)





































22 می ، 2013 در ساعت 18:03
[…] (+) انسانِ ۲۵۰ ساله؛ مقدمه؛ ائمه(سلامالله علیهم) داعیۀ حکومت داشتند […]