“حوزۀ علمیۀ قم پس از 15 خرداد، هم به دلیل تعطیلی سنتی در ماههای محرم و صفر و نیز فرارسیدن فصل تابستان، و همچنین سرکوب نهضت که اوج آن با دستگیری امام خمینی و انتقال ایشان به تهران آغاز گشت، در محاق سکوتی تحمیلی بسر میبرد… سرکوبهای دستگاه حکومتی ایجاب میکرد که طلاب مبارز، اقدامات خود را از چشم نیروهای امنیتی دور نگاه دارند. فعالیتهای زیرزمینی در حال شکلگیری بود…
سید علی خامنهای وقتی وارد قم شد، آنچه میدید تفاوتی فراوان با آنچه هنگام ترک قم دیده بود داشت. «سکوت و دلمردگی وقیحی در تمام فضای قم حکمفرما بود. علت هم این بود که بعد از قضایای 15 خرداد… کسی که رعب طلبهها را بشکند و به آنها یک امید بدهد در قم وجود نداشت… منتهی نشاط و جوانی طلاب دستاندرکار همه چیز را میپوشانید.»
خیلی زود با دوستان همرأی خود تماس گرفت، مشورت کرد، پیشنهاد داد، تا نشستها و جلسههایی برگزار شود؛ دور هم جمع شوند، بگویند، بشنوند؛ کاری کنند بذر نهضتی که به دست استادشان کاشته شده، بیآب نماند.
کارگردانان یکی از این جلسهها که با شرکتکنندگان زیادی تشکیل میشد آقایان خامنهای، هاشمی رفسنجانی، علیاصغر مروارید و مهدی ربانی املشی [شاید] بودند. «ما از فضلاء و طلاب و مدرسین دعوت کردیم… جمع بشوند راجع به این که چه باید بکنیم با هم بحث کنیم.»
شمار شرکتکنندگان گاه تا 40 نفر میرسید. نخستین تجربه بود. افراد زیاد، آراء، پرسشها و حرفهای زیادی هم در پی داشت. گاه نشستی که سه ساعت زمان برده بود، عملاً بدون نتیجهگیری به پایان میرسید، اما کارگردانان جلسه را آموختهتر و ورزیدهتر میکرد. این نخستین مشقهای سازماندهی و تشکیلات آقای خامنهای و همردیفان فکری او بود.
جلسۀ دیگری که با افراد کمتری برگزار میگردید، مایههای تشکیلاتی داشت. چیزی شبیه به تأسیس یک حزب، که «منتهی شد به ایجاد یک تشکیلات. یک تشکیلاتی به وجود آوردیم، اساسنامهای هم نوشتیم.»
تعداد اعضاء این نشست یازده نفر بود. معروف شد به جلسۀ یازدهنفری. آقایان حسینعلی منتظری، عبدالرحیم ربانی شیرازی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدعلی خامنهای، سیدمحمد خامنهای، محمدتقی مصباح یزدی، ابراهیم امینی نجفآبادی، احمد آذری قمی، علی قدوسی، مهدی حائری تهرانی و علی مشکینی اعضای آن بودند. «این جلسه به طور مستمر… تشکیل میشد در قم. توی منزل دوستان مینشستیم. خیلی با صمیمیت، با شور و هیجان بسیار، با امید خیلی زیاد… [تا] بتوانیم تشکلی درست کنیم؛ اول در سطح حوزهها… بعد به تدریج در سطح امور جامعه.»
پوششی که برای این تشکیلات در نظر گرفتند تجدیدنظر در کتابهای درسی حوزۀ علمیه بود. آقای مصباح یزدی، منشی جلسه بود و صورت جلسهها را مینوشت. برای این که موضوعات لو نرود، الفبایی را مبنای نگارش گزارش خود قرار داد و در واقع خطی اختراع کرد. «آقای مصباح تا آخرش هم الحمدلله گیر نیفتاد، از بس که ایشان آرام و با ملاحظه کار میکرد.»
اعضاء این جلسه حق عضویت پرداخت میکردند. گزارشهای آن جلسۀ بزرگتر در این نشست مطرح میشد، اما خبری از این جلسه به آن یکی داده نمیشد. این جلسه بعدها لو رفت و آن زمانی بود که ساواک در تفتیش خانۀ آقای آذری قمی به اساسنامۀ این جلسه دست پیدا کرد و از مفاد آن پی به اهمیت آن برد…
در کنار این دو، جلسۀ سومی هم راه افتاد که بنیان جامعۀ مدرسین امروز است. «ما جزو کسانی هستیم که در اولین نشستهای جامعۀ مدرسین عضو بودیم، شرکت داشتیم. هم بنده بودم، هم به نظرم آقای هاشمی بود… آقایان [علی] مشکینی، ربانی شیرازی، [ناصر] مکارم و… یک عده مسنترها هم شرکت میکردند.»
این جلسهها، به ویژه تصمیماتی که در جلسۀ همگانیتر گرفته میشد و به اجرا درمیآمد، فضای حوزۀ علمیۀ قم را تغییر داد…”

[شرح اسم؛ زندگینامۀ آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای (۱۳۵۷-۱۳۱۸)، هدایتالله بهبودی، مؤسسۀ مطالعات و پژوهشهای سیاسی، صص155-157]
از هماین کتاب:
(+) آیتالله شریعتمداری سعی میکرد رژیم پهلوی را از خود راضی نگه دارد
(+) شهیدمطهری میگفت: مراکز حساسی که اثر دارد را میبندند و دعای ندبۀ شیخاحمد کافی را رواج میدهند
(+) امامانِ جماعات را مقداری تحویل بگیرید
(+) دلایل ِ امام بر ردِ دارالتبلیغ را با شریعتمداری در میان گذاشتم




































