آیت‌الله محمد مؤمن:


“در ایامی که امام به حالت تبعید در ترکیه به سر می‌بردند، بنده می‌خواستم به عراق سفر کنم. موضوع را خدمت آقای حائری عرض کردم. ایشان فرمودند:

«پیامی برای آقای حکیم دارم که می‌خواهم از طریق شما ارسال کنم. پیام این است که آقای صدر (حاج آقا موسی صدر منظورشان بود) فعلاً لبنان نیست و ایشان در عراق به سر می‌برد. شما این مطلب را به ایشان بگو و اگر ایشان نبودند، به آقای شیخ نصرالله خلخالی بگو که به آقای حکیم بگوید که: آقای خمینی در صف مراجع هستند و تبعید ایشان توهین به مرجعیت محسوب می‌شود. شما از نفوذی که داریدآ استفاده کنید؛ بلکه ایشان از تبعید خلاص شوند.

 

بنده به عراق رفتم و در آنجا آقای حاج آقا موسی صدر را نیافتم. ظاهراً به آقای شیخ نصرالله گفتم. بقیه‌اش را به خاطر ندارم که به کجا انجامید؛ ولی آنچه مسلم است، این است که مرحوم حاج آقا مرتضی حائری در طیف مبارزه بودند؛ منتها از اینکه مبارزه به حدی برسد که به خونریزی منتهی شود، خیلی وحشت داشتند؛ گویی مبارزه را تا مرحله‌ای که به کشتار و شهادت افراد نینجامد، پیگیری می‌کردند…

 

مرحوم حائری انگار این مشی را صد در صد قبول نداشتند و گویی بیشتر به این سمت و سو متمایل بودند که مبارزه از راه‌های قانونی پیش برود و مثلاً ما همت کنیم که نمایندگانی که در مجلس حضور می‌یابند، افراد صالحی باشند. امام این گونه نبودند و حق هم با امام بود.”

 

 

[خاطرات آیت‌الله محمد مؤمن، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص88-90]

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) علامه پس از دو سال وقفه، تدریس فلسفه را ادامه دادند