“… اگر با یک گام هفتاد ساله باز هم به عقب برویم، به عصر بیخبری میرسیم؛ یعنی بین سالهای 1309 تا 1243 قمری؛ چرا که سال 1243، سال انعقاد قرارداد ترکمانچای است؛ یعنی اوج انحطاط ایران.
این مقطع 70 ساله مقطعی است که همه چیز رنگ انحطاط دارد و بدین سبب میتوان آن را عصر بیخبری نامید. این مقطع، عصر اعطاء امتیازها و عصر فشار به ایران است. قرارداد ترکمانچای، معاهدۀ پاریس، جدا شدن افغانستان و بسیاری مسائل دیگر در همین دوره اتفاق میافتد. جریان روشنفکری نیز در همین مقطع هفتاد ساله به وجود میآید.
بحث مهمی را که مقام معظم رهبری در خصوص «ارتجاع روشنفکری» بیان فرمودند و نسبت به بازگشت روشنفکری به گذشته هشدار دادند، مربوط به همین دوران میباشد که بحث مهم ماست.
بعد از هفتاد سال دورۀ انحطاط، موج احیاء داریم؛ موج تنباکو و موج مشروطه که هر دو مثبت است. این دو موج ایران را زنده کرد و از حالت انحطاط درآورد و در واقع به جامعۀ ایران شور، نشاط و هیجان شدیدی بخشید.
نکتۀ حائز اهمیت این است که وقتی میخواهید زندگی علمای دین مانند شیخ انصاری را بررسی کنید باید بدانید که ایشان در این دوره (دورۀ انحطاط کشور) میزیسته است و اگر میبینیم ایشان کار سیاسی نمیکنند، به دلیل همین شرایط بوده است؛ دورهای که بعد از جنگهای ایران و روس است. در مقابل، میرزای شیرازی به امور سیاسی نیز میپردازد، به دلیل این که در دورۀ بعد از تنباکو است. آخوند خراسانی هم که در مشروطه است، سیاسیتر است. شیخ فضلالله و شهید مدرس نیز با توجّه به شرایط دورۀ خویش در امور سیاسی فعالیت داشتهاند.
این دوران هفتاد ساله با دوران بعد، از جهات بسیاری متفاوت است. یک فرق جدی آن این است که در این هفتاد سال مردم حاضر نیستند، ولی بعد از آن دوره، مردم به صورت جدی حضور دارند.
حاج ملا علی کنی (متوفای 1306ق) شاگرد شیخ انصاری و از علمای بزرگ تهران است که در این دورۀ هفتاد ساله زندگی میکرده است. او نامهای برای ناصرالدین شاه دربارۀ قرارداد رویتر، فراموشخانه نوشته است. با این که ایشان مجتهد مبارز، مستقل و تندی است و در اول نامه میگوید من اینها را به تو میگویم چون وظیفۀ من است؛ میخواهی بپسند و میخواهی نپسند؛ اما در آخر مینویسد: «تنها راهی که به نظرم میرسد این است که در قلب مبارک اثر کند…».
این از نقاطی است که سکولارها همیشه آن را مورد حمله قرار میدهند. مرحوم کنی از شخصیتهایی است که تا این زمان نامش به درستی مطرح نشده است. امّا از روحانیون اصیل است و جالب این جاست که علمای اصیلتر، دیرتر مطرح میگردند؛ یعنی یک سری شخصیتهایی هستند که هنوز ما نمیتوانیم آنها را به خوبی درک کنیم مثل مرحوم ملا علی کنی. البته روشنفکران، فراماسونرها و تاریخنویسان به ایشان بسیار حمله کردهاند. پرقسور الگار نیز در کتاب نقش روحانیت پیشرو در نهضت مشروطیت خیلی به ایشان حمله کرده، میگویند چرا ملا علی کنی گفته که «در قلب مبارک اثر کند»، در صورتی که در یک دهۀ بعد در جنبش تنباکو میرزا به ناصرالدین شاه مینویسد یا انجام میدهی یا به پشتوانۀ ملت قرارداد رژی را نفی میکنم. این دو نوع برخورد چیست؟ در حالی که هم میرزای شیرازی عالم است و هم حاج ملا علی کنی.
باید توجه داشت که در این جا یک تفاوت اساسی وجود دارد و آن این که در قضیۀ تنباکو مردم حضور دارند، ولی قبل از آن مردم در صحنه نبودند؛ یعنی مرحوم حاج ملا علی کنی در غیبت مردم این گونه سخن میگفت و این که میرزا میگوید تحریم تنباکو اعلای کلمۀ ملت است، نکته دارد.
البته عدم حضور مردم تا قبل از تحریم تنباکو دلایلی داشت؛ از جمله شکست ایران در جنگ با روس بود که اثرات روانی زیادی برجای گذاشت.
دلیل دوم، عهدنامۀ ترکمانچای است که به عنوان شروع جنگ دوم برای روحانیت بوده است. نقل است که مرحوم سید مجاهد که به عنوان مرجع زمان برای فتوا به اردوی پادشاه در قزوین رفت، وقتی در حوض مسجد جامع قزوین وضو گرفت مومنان تمام آب حوض را به تبرک بردند، اما همین سید بزرگوار بعد از قرارداد ترکمانچای که ایران شکست خورد، هنگام برگشت به سوی عتبات عالیات آن قدر از اراذل و اوباش فحش و کنایه شنید که دق کرد و جان سپرد.
جالب است بدانید که یک دهه بعد از ترکمانچای، «باب» ظهور میکند. البته بابِ «باب» همیشه باز بوده است. خصوصا هر زمان که روحانیت تضعیف شده و جنگ روانی علیه آن آغاز میشود، نمیتواند گامهای بلند اجتماعی بردارد. یک دهه بعد از پایان قطعنامۀ 598 بابهایی داشتیم و الآن هم داریم؛ فرازهایی از تاریخ عجیب تکراری است.”

[بصیرت تاریخی؛ اصول شناخت تاریخ تحولات معاصر ایران، دکتر موسی نجفی، نشر آرما، صص66-69]
از هماین کتاب:
بصیرت تاریخی (۲)
بصیرت تاریخی (۱)





































