“پس از جدا شدن هرات از ایران، انگلیسی‌ها به خاک سیستان طمع کردند و برای دریافت امتیاز ارضی، دولت ایران را تحت فشار قرار دادند. آن‌ها برای رسیدن به مقصود خود در سیستان و نیز تسهیل خبررسانی از هند به لندن، ابتدا امتیاز احداث خطوط تلگرافی را از میرزا آقاخان نوری اخذ کردند و جاسوسان خود را در میان کارگران خطوط تلگراف و روسای تلگراف‌خانه به ایران اعزام نمودند.

 

در سال ۱۲۸۸ ق. / ۱۸۷۱ م.  حاکم افغانستان به تحریک انگلیسی‌ها مدعی حاکمیت سیستان شد و به ایران اعلام جنگ داد. انگلیسی‌ها که خود در شعله‌ور شدن اختلاف دست داشتند، به عنوان حکم وارد صحنه شدند و گلد اسمیت، رئیس خطوط تلگرافی انگلیس در ایران را نمایندۀ خود معرفی کردند.

در سال ۱۲۸۹ ق. / ۱۸۷۲ م. گلد اسمیت به تقسیم سیستان رای داد و به این ترتیب سیستان، سرزمین باستانی ایران که ۱۸۱۴۰ کیلومتر مربع وسعت داشت، به دو قسمت ۱۰۷۶۷ کیلومتر مربعی متعلق به افغانستان و ۷۳۷۳ کیلومتر مربعی متعلق به ایران تقسیم شد.

ناصرالدین شاه که از پذیرفتن این رای خودداری می‌کرد، در سفر اول خود به فرنگ که توسط سپه‌سالار تدارک دیده شده بود، مجبور به پذیرفتن آن شد. بدین ترتیب، مرزهای شمالی ما توسط روس‌ها و مرزهای شرقی ایران به وسیلۀ انگلیسی‌ها تجزیه گردید.”

 


 

[تاریخ معاصر ایران، دکتر موسی نجفی، دکتر موسی فقیه حقانی، نشر آرما، صص۸۰-۸۱]

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) عهدنامۀ فین کن‌اشتاین

(+) قزلباش