“پس از آنکه حضرت علی(علیهالسلام) به خلافت برگزیده شد، نخستین واکنش از میان همسران رسول خدا(صلیالله علیه و آله) از سوی عایشه برخاست. وی در آن ایام در مکه به سر میبرد، پس از پایان مراسم حج، به سوی مدینه باز میگشت. در بین راه از قتل عثمان آگاه شد و سپس خبری به وی رسید، مبنی بر تمایل مردم به طلحه و برگزیدن وی به خلافت که از این باب خرسند گردید، ولی پس از آنکه معلوم شد مردم از طلحه استقبال نکردهاند و به امام علی(علیهالسلام) روی آورده، وی را به خلافت رساندهاند، ناراحت و عصبانی شد و از بین راه به مکه برگشت.
عبید بن ابیسلمۀ لیثی، معروف به ابن امکلاب، میگوید: من از مدینه راهی مکه بودم و عایشه از مکه راهی مدینه، در مکانی به نام «سرف» (در شش مایلی مکه) با هم روبهرو شدیم. عایشه از من پرسید: چه خبر دارید؟
گفتم: عثمان را کشتند.
عایشه گفت: بلی، از آن خبر دارم؛ بعد از آن چه کردند؟
گفتم: کار نیکی انجام دادند و با پسرعموی پیامبرشان علیبن ابیطالب(علیهالسلام) بیعت کردند.
عایشه از شنیدن این خبر حیرتزده شد و گفت: آیا آنان واقعاً علی را انتخاب کردهاند؟ ای کاش آسمان بر زمین میافتاد و من این روز را نمیدیدم و این خبر را نمیشنیدم!
گفتم: چرا؟ به خدا سوگند امروز در روی زمین بهتر از او سراغ نداریم، چرا از آن ناراحت و ناخشنودید؟
طبق روایت بلاذری در انسابالاشراف، عایشه پاسخی به عبید بن ابیسلمه نداد و از همان جا به مکه بازگشت.(1)
اما طبق روایت ابن اعثم کوفی، عبید بن ابیسلمه در دنبالۀ پرسش خود گفت: چرا چنین میگویی؟ آیا تو نبودی که در حق علی(علیهالسلام) ثناها میگفتی و اعلام میکردی که امروز در روی زمین هیچ کس نزد خدای سبحان از علیبن ابیطالب(علیهالسلام) گرامیتر نیست؟ اکنون چرا او را دشمن میداری و خلافت او را بر نمیتابی؟ آیا تو همانی نیستی که مردم را بر کشتن عثمان تحریک میکردی و میگفتی: این پیر کفتار را بکشید؟ اکنون چه شده که چنین میگویی؟
عایشه در پاسخش گفت: این مربوط به گذشته است، اکنون چون ماجرا را فهمیدم، از آن بازگشتم؛ عثمان از شما توبه خواسته بود. چون توبه کرد و از گناهان پاک شد، او را کشتید. به خدای سبحان سوگند تا انتقام خون او را نستانم خاموش نخواهم شد!
عبید گفت: ای امالمؤمنین! والله که کار درستی انجام نمیدهی و میان امت محمد مصطفی(صلیالله علیه و آله) غوغا و تفرقه میافکنی، بسا فتنهها که برانگیخته شود و چه بسیار خونها که ریخته گردد.
عایشه به سخنان عبید وقعی نگذاشت و از نیمۀ راه بازگشت و جانب مکه را در پیش گرفت.(2)”
[نقش همسران رسول خدا(صلیالله علیه و آله) در حکومت امیر مؤمنان(علیهالسلام)، سیدتقی واردی، انتشارات بوستان کتاب، صص148-150]
پینوشتها:
1- انسابالاشراف (ترجمة امیرالمؤمنین علیهالسلام)، احمد بن یحیی بلاذری، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، ص127 / الجمل، شیخ مفید، مکتب الاعلام الاسلامی، ص161
2- الفتوح، ابن اعثم کوفی، ترجمۀ محمد بن احمد مستوفی هروی، انتشارات علمی و فرهنگی، ص398
در این باره:
دربارۀ عایشه بنت ابیبکر (۱)، (۲)





































13 فوریه ، 2012 در ساعت 10:17
[…] عایشه بنت ابیبکر (۳)، (۲)، […]
4 مارس ، 2012 در ساعت 09:59
[…] عایشه بنت ابیبکر (۴)، (۳)، (۲)، […]
30 آوریل ، 2012 در ساعت 08:29
[…] بنت ابیبکر (۱۲)، (۱۱)، (۱۰)، (۹)، (۸)، (۷)، (۶)، (۵)، (۴)، (۳)، (۲)، […]