“… با این‌که عایشه پس از پایان جنگ جمل، شکست را پذیرفته و به عنوان یک رهبر ناکام و فرمانده شکست‌خورده از جهت سیاسی و اجتماعی در مدینۀ منوره منزوی شده بود، در عین حال در برابر انتقاد و اعتراض دیگران، صبر و سکوت نمی‌کرد و عصبانیت خویش را آشکار می‌نمود. در این باره روایت شده است:


«زنی به نام ام‌افعی عبدی بر عایشه وارد شد و از او پرسید: ای مادر مؤمنان! چه می‌گویی دربارۀ مادری که فرزند خردسال خود را بکشد؟

عایشه گفت: آتش جهنم بر او واجب می‌شود.

ام‌افعی پرسید: پس چه می‌گویی دربارۀ مادری که بیست هزار تن از فرزندان بزرگش را به کشتن آورد؟ (پرسش او کنایه از کردار عایشه در جنگ جمل بود که موجب کشته شدن بیست هزار تن از مسلمانان شده بود. عایشه ناراحت و عصبانی شد .) گفت: دست این دشمن خدا را بگیرید و [بیرونش کنید]!»(۱)

بدین گونه، عایشه ناراحتی خویش را آشکار و کسی را که به وی انتقاد کرده بود، با ناسزاگویی و تحقیر (نه با منطق و استدلال) از خود راند.



پس از شکست عایشه در جنگ جمل که با ناکامی به مدینه برگشت، طبعاً باید عزلت و انزوا را در پیش می‌گرفت و به خاطر کشته شدن چندین هزار نفر از طرفین و هم‌چنین زخمی شدن، آوارگی، صدمات بدنی و خسارت‌های بی‌شمار آنان در این جنگ خانمان‌سوز، که همۀ مسلمان و پیرو پیامبر خاتم(صلی‌الله علیه و آله) بودند، احساس گناه و عذاب وجدان می‌نمود و از این بابت، آزرده‌حال و افسرده‌خاطر می‌شد، ولی برخی اخبار و گفته‌ها حاکی است که وی پس از برگشت به مدینه نیـز ساکت ننشست و دست از مخالفت و دشمنی‌های خویش علیه خلیفۀ منتخبِ مسلمانان، حضرت علی(علیه‌السلام) بر نداشت.

در روایتی آمده است:

«جناده گفته است: عایشه وقتی از بصره به مدینه برگشت، همچنان مردم را بر ضد امیرمؤمنان(علیه‌السلام) تحریک می‌کرد و برای معاویه و سران شام، از طریق اسود بن ابی‌بختری نامه می‌نوشت و آنان را علیه حضرت علی(علیه‌السلام) تحریک و تحریض می‌نمود».(۲)




[نقش همسران رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) در حکومت امیر مؤمنان(علیه‌السلام)، سیدتقی واردی، انتشارات بوستان کتاب، صص۲۰۰-۲۰۲]




پی‌نوشت‌ها:

۱- ربیع‌الابرار و نصوص الاخبار، زمخشری، شریف رضی قم، ج۱، ص۶۸۱ / المرأه ریحانه أم قهرمانه، محمدرضا عبدالامیر انصاری، دارالاعتصام قم، ص۱۴۷ / الجمل، شیخ مفید، مکتب الاعلام الاسلامی قم، ص۴۱۹ / من هنّ زوجات الرسول المصطفی(صلی‌الله علیه و آله)، محمدرضا انصاری، دارالاثر بیروت، ص۱۶۸

۲- بحارالانوار، علامه مجلسی، دار الرضاء بیروت، ج۳۲، ص۳۴۱





در این باره:

دربارۀ عایشه بنت ابی‌بکر (۱۲)، (۱۱)، (۱۰)، (۹)، (۸)، (۷)، (۶)، (۵)، (۴)، (۳)، (۲)، (۱)