“… پس از حملۀ دژخیمان شاه به مدرسۀ فیضیه و ضرب و شتم و قتل طلاب علوم دینی، در روز ۱۸ فروردین ۱۳۴۲ -یعنی ۱۶ روز پس از حادثۀ فیضیه- آیت‌الله شریعتمداری در ملاقاتی با رئیس شهربانی قم قول داد در آینده هیچ گونه فعالیتی علیه دولت انجام ندهد و امام خمینی(ره) را هم از مبارزه با رژیم باز دارد!

ریاست ساواک قم نتیجۀ توافق به عمل آمده را به مرکز چنین گزارش می‌نماید:

 

 

«ریاست ساواک تهران

 

در مذاکراتی که روز۴۲/۱/۱۸، آیت‌الله شریعتمداری با آقای رئیس شهربانی قم به عمل آمده است، شریعتمداری قول می‌دهد که در آینده هیچگونه فعالیت و تحریکاتی علیه دولت و لوایح ششگانه ننموده و اعلامیه‌ای هم به چاپ نرساند، ضمناً خمینی را هم راضی نماید که به همین نحو عمل نموده، دست از مبارزات و تحریکات خود بردارد. ولی اطلاع رسیده حاکی است که در تهران اعلامیه‌ای به امضاء شریعتمداری و خمینی تحت عنوان (تشکر و اظهار تأسف) چاپ و منتشر گردیده است، …بلافاصله آقای رئیس شهربانی قم [به] وسیلۀ تلفن با شریعتمداری تماس و اظهار می‌دارد مگر قرار بر این نبود که دیگر اعلامیه‌ای چاپ نکنید و اعمال خلافی انجام ندهید؟ شریعتمداری می‌گوید این اعلامیه‌ها مربوط به قبل از مذاکرات ما بوده (یعنی ۱۰ و ۱۱ ذیقعده) در ضمن آیت‌الله خمینی را هم نتوانستم راضی کنم و گفته است من دست از مبارزاتم نخواهم کشید.

 

رئیس سازمان اطلاعات و امنیت قم، ح.بدیعی»

 

 

… به دنبال دستگیری حضرت امام خمینی(ره) در بامداد ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و قیام خونین مردم مسلمان، بار دیگر نقش بازدارندۀ آیت‌الله شریعتمداری جلوه‌گر می‌شود. وی ضمن آنکه سعی می‌کند خود را مخالف رژیم نشان دهد تا مورد اتهام و ایراد از طرف علما، طلاب و مردم قرار نگیرد، می‌کوشد مانع قیام بیشتر مردم مسلمان در نقاط مختلف کشور شود، لذا پیشنهادات عجیبی به مقامات ساواک می‌نماید. در این مورد، تلگراف ساواک قم به ساواک تهران چنین است:

 

«از قم به تهران، تاریخ ۴۲/۳/۱۵

 

آیت‌الله شریعتمداری به طور محرمانه پیشنهادات زیر را به ساواک نموده که یکی از آنها عملی شود: خانۀ وی [تحت] محاصره قرار گیرد و اجازۀ رفت و آمد [به مردم] داده نشود، به نام ملاقات با اعلیحضرت به تهران حرکت و چند روز مخفی شود، به مشهد یا حضرت عبدالعظیم تبعید شود.

ظاهراً دلیل پیشنهاد بالا را خلاصی خود از جوابگویی به مراجعین و رفع تکلیف وانمود می‌کند و می‌گوید در غیر این صورت مجبور به همدردی با خمینی خواهد بود، ولی در صورتی که با یکی از نظریات بالا موافقت نشود ممکن است عدۀ دیگری در قم و تهران و آذربایجان تحریک شوند و ئدامنۀ جنجال عمومیت پیدا کند. نظریه ابلاغ فرمایند.

بدیعی»

 

 

در سند دیگری از ساواک قم به تاریخ ۴۲/۳/۱۷ چنین آمده است:

 

«تلگراف ۲۲۵، مورخ ۴۲/۷/۱۷، خیلی محرمانه

«آیت‌الله شریعتمداری»؛

۱- بعدازظهر روز گذشته، نامبردۀ فوق تلفنی با تبریز صحبت، مخاطب اظهار داشته مردم قصد تظاهر[ات] داشتند، ولی ما از بیرون رفتن و تظاهرات جلوگیری کردیم تا از شما کسب دستور نماییم. شریعتمداری اظهار نموده من دو مطلب را به شما توصیه می‌کنم که باید طبق آن عمل شود:

الف) مردم را به آرامش دعوت کنید و از تظاهرات جداً خودداری شود چون از تظاهرات نتیجه‌ای گرفته نخواهد شد. در قم مردم تظاهرات نمودند ولی با قوای انتظامی روبرو شدند. آخر گلوله با جان مناسبت ندارد؛ پس باید از اجتماع و تظاهر جلوگیری نمایید.

ب) سعی کنید به اعلیحضرت معظم توهین و بی‌احترامی ننمایند. من از طرف خمینی خیلی ناراحت هستم. چند نفر از علماء دیگر را در شهرستان‌ها گرفته‌اند چون با شاهنشاه مخالفت کرده بودند. خواهش می‌کنم با شاهنشاه مخالفت نکنید و باعث ناراحتی او نشوید. من به خمینی گفتم که با شاه این طور رفتار نکن و بر خلاف دولت سیاست نزن [سیاست دولت حرف نزن] اما او گوش نداد تا به این روز افتاد. در ضمن طوماری هم به نفع من تهیه نمایید.

 

۲- نامه‌ای از عبدالرسول قائمی یکی از مجتهدین متنفذ آبادان برای کسب تکلیف [به] وسیلۀ شخصیبه نام رضوی برای شریعتمداری رسید که جواب آن به وسیلۀ همان قاصد شفاهاً پیغام گردید و مضمون آن بسیار خوب و به قرار زیر است:

شما کوشش نمایید هیچگونه تظاهراتی نشود و اجازه ندهید اخلالگر[ان] به نام دین تظاهر کنند و بی‌نظمی ایجاد نمایند و حتی‌المقدور مردم را به سکوت و آرامش دعوت نمایید. اخیراً خمینی بسیار تند رفت و با اعلیحضرت همایونی مخالفت نمود که رویه‌اش خلاف تمام علما بود و گوش هم به تذکرات ما نمی‌داد و من راجع به رفتن مدرسۀ فیضیه و سخنرانی در روز عاشورا تذکراتی به او دادم که گوش نکرد تا کار بدینجا رسید.

مجدداً  تأکید نمود که از اغتشاش و تظاهر جلوگیری نمایید. مغازه‌ها را باز کنند. چنانچه احتیاج به بستن دکاکین و بازارباشد، رمزاً اطلاع می‌دهم و قرار ما این باشد که همین نامه را مجدداً برای خودتان می‌فرستم دلیل بر بستن بازار است.

در خاتمه اضافه نمود طوماری هم بر له من تهیه نمایید.

مقرر فرمایند: در مورد بند ۲، ساواک خوزستان را نیز مطلع نمایند. این اطلاعات را آقای ابهری که آقای مولوی با ایشان آشنایی دارند، داد و قسمت مهمی از آن مورد تأیید قطعی ساواک قم می‌باشد. در صورت تصویب شفاهاً و از طرف تیمسار ریاست به شریعتمداری اعلام شود که این رویه موجب رضایت ایشان است تا در آتیه نیز روش مزبور را دنبال نماید.

رئیس سازمان اطلاعات و امنیت قم، ح.بدیعی»”

 


 

[حزب خلق مسلمان ایران از ظهور تا سقوط، اصغر حیدری، انتشارات کیهان، ج۱، صص۳۴ و ۳۶-۳۸]

 

 

 

هم‌چون‌این:

آیت‌الله شریعتمداری به روایت اسناد ساواک (۲)، (۱)