“در تاریخ ۱۳۴۳/۳/۱۶ حضرت امام خمینی(ره) و مرحوم آیت‌الله‌العظمی نجفی مرعشی با هدف پیشگیری از تفرقه در صفوف روحانیت، با ایجاد هماهنگی‌های لازم به منزل آیت‌الله شریعتمداری رفته و در مورد چگونگی مبارزه، مذاکره نمودند. شریعتمداری با کلمات سنگین، امام را مورد حمله قرار داده و ایشان را به سیاسی‌کاری متهم می‌نماید.

گزارش ساواک پیرامون ملاقات مذکور چنین است:

 

«موضوع: ملاقات خمینی و نجفی با شریعتمداری، محرمانه

محل: قم، منزل شریعتمداری

منبع: ابهری [ابهری نام مستعار غلامرضا زنجانی، پیشکار آقای شریعتمداری بوده است]

تاریخ: ۴۳/۳/۱۹

 

مورخۀ ۴۳/۳/۱۶ که خمینی و نجفی در منزل شریعتمداری جلسه داشته‌اند، آقای خمینی گفته است چون شریعتمداری اعلامیۀ روز ۱۲ محرم را امضاء نکرده دولتی‌ها و روحانیون متوجه شده‌اند که بین روحانیون قم هماهنگی نیست و سبب لطمه به اسلام و روحانیت شده است.

شریعتمداری جواب داده شما نظرتان پیشرفت سیاست است یا دین؟ خمینی گفته است دین و شریعتمداری جواب داده «حالا که دولت به شما کاری ندارد و مخالفت روحانیت با دولت در مورد حقوق زنان و اصلاحات ارضی بوده که هیچ کدام از آنها به نتیجه نرسیده و در آتیه هم نخواهد رسید، چه لزومی دارد که شما اعلامیه بدهید و به دولت اسرائیل حمله کنید؟ شما می‌گویید با تمام دول اسلامی دست دوستی می‌دهید، آیا این مطلب از نظر روحانیت درست است؟ ما با سایر مسلمین اختلافاتی داریم و جماعت شیعه نمی‌تواند با سایر مسلمانان که با آنها اختلاف مذهب دارد دوستی کند، این حرف سیاسی است، حرف‌هایی از این قبیل حکومت مردم بر مردم و اتحاد مسلمانان جهان و حمله به اسرائیل مطالب دینی نیست و سیاسی است، فعلاً ایران در خاورمیانه وزنه‌ای است و مخالفت با دولت در حقیقت مخالفت با شاه مملکت است و این است هر اعلامیه‌ای که شما بدهید، لطمه می‌خورید و دین هم ضعیف می‌شود و سبب آن شما هستید. من می‌دانم اعلامیۀ ۱۲ محرم را دو نفر از بازار حضرتی نزد شما آوردند و تعهد کردند که آن را به امضای آقایان میلانی و قمی برسانند و شما نیز گفته‌اید شریعتمداری با من؛ و آنها از قم به مشهد رفتند و با تلفن گفتند دو نفر مریض حالشان خوب است، عمل کنید، کنایه از موافقت آنها بوده. اگر ملاقات شما با من برای اتخاذ تصمیم است به صراحت می‌گویم علمای دین منحصراً من و شما نیستیم همه باید اظهار نظر کنند و تصمیم بگیرند ولی اگر مقصود مراوده باشد که دیگران نگویند بین روحانیون اختلاف است، من حرفی ندارم.»

و بالاخره قرار شده در آتیه بدون مشورت با شریعتمداری اعلامیه‌ای منتشر نکنند. ضمناً آقای شریعتمداری با آقای میلانی تماس گرفته و آقای میلانی پیغام داده من در آتیه اعلامیه‌ای که به امضاء کلیۀ روحانیون طراز اول قم نرسیده امضا نخواهم کرد. و نیز پیغام داده یا من به قم خواهم آمد یا آقایان شریعتمداری و خمینی به قصد زیارت حضرت رضا به مشهد بیایند. ولی به نظر نمی‌رسد این مسافرت به هر صورت فعلاً عملی شود و نیز ۸۰% انتظار نمی‌رود فعلاً اعلامیه‌ای منتشر شود و گویا خبری که در این مورد به شهربانی کل رسیده است به وسیلۀ آقای شهیدی پیشکار آقای نجفی که با شهربانی کل ارتباط دارد بوده است.»

 

 

حضرت امام خمینی(ره) علی‌رغم اطلاع از مواضع سازشکارانۀ آقای شریعتمداری، برای اتمام حجت چندین نوبت با ایشان ملاقات و گفت‌وگو کردند تا وی را متوجه سازند. تا جایی که این گفت‌وگوها در مواردی به مشاجرۀ لفظی نیز کشیده شد. چنان که در تاریخ ۴۳/۸/۳ ساواک قم طی گزارشی به ساواک تهران می‌نویسد:

 

«به قرار اطلاع در جلسۀ شب گذشتۀ روحانیون، آقای شریعتمداری نیز شرکت داشته و در جلسۀ مزبور بین ایشان و خمینی مشاجرۀ لفظی شده و آقای شریعتمداری جلسه را ترک کرده و اظهار نموده دیگر شرکت نخواهد کرد.

اطلاع منبع دیگر حاکی است که شب گذشته، منبع، آقای شریعتمداری را در حدود ساعت ۲۰/۳۰ در کوچۀ منزل قاضی طباطبایی که جلسه در آنجا بوده، دیده است.

بدیعی»

 

 

… اقدامت آیت‌الله شریعتمداری فقط به مخالفت با امام ختم نمی‌شد، بلکه وی با هر یک از مراجع و علمایی که شیوه و عملکردش را نمی‌پسندید، مبارزه می‌نمود و با استفاده از نفوذ خود و حرف شنوی مقامات ساواک از او، سعی می‌کرد طرف مقابل را سرکوب و به تسلیم وادارد.

گزارش ساواک قم به مرکز حاکی از مخالفت و ضدیت آیت‌الله شریعتمداری با مرحوم آیت‌الله گلپایگانی است:

 

«از ساواک قم به ساواک مرکز، تاریخ ۴۸/۱۰/۲؛

طبق قرار قبلی در ساعت ۲۰ روز ۴۸/۹/۲۹ با آقای شریعتمداری ملاقات و نتیجۀ مذاکرات به شرح زیر به استحضار می‌رسد:

۱- نامبرده شمّه‌ای از ناراحتی‌های خود از مسائل و رفتار آقای گلپایگانی بیان داشته به این معنی که مشارالیه خود را در عموم مسائل فاعل مطلق دانسته و توقع دارد هر اقدامی بر خلاف تصمیمات دولت می‌نماید دیگران هم از او تبعیت کنند. و روی همین اصول پس از افتتاح سینما [در قم] به تنهایی برای درس حاضر نگردیده و روز بعد هم نماز [جماعت] نگزارد و انتظار داشت من هم به تأسی از او همین کار را بکنم و بعد که دید من اقدام نکردم، اشخاص دیگر را نزد من فرستاد و چون نتیجه نگرفت شخصاً به منزل شیخ مرتضی حائری رفته و از او خواسته که با من تماس حاصل کند که حتی برای یک روز هم شده در درس طلاب حاضر نشده و نماز [جماعت] نگزارم و با این حال موافقت نکردم.

۲- آقایشریعتمداری اظهار داشت بهترین راه برای تضعیف و شکست گلپایگانی مخالفت با نمایندگان فعال ایشان در شهرهای مختلف می‌باشد و تقاضا داشت به نحو مقتضی نسبت به تغییر محل آنان اقدام شود.»”

 


[حزب خلق مسلمان ایران از ظهور تا سقوط، اصغر حیدری، انتشارات کیهان، ج۱، صص۴۰-۴۴]

 

 

 

هم‌چون‌این:

آیت‌الله شریعتمداری به روایت اسناد ساواک (٣)، (۲)، (۱)