“گرچه شهید [«شیخ زینالدین بن علی» معروف به «شهیدِ ثانی»] در دورۀ صفویان وارد ایرن نشد و با آنان همکاری سیاسی نداشت، در این باره میگوید:
«باید توجه داشت صرف پیروی از سلاطین و ورود در کادر آنها به هر صورتی نمیتواند منشأ نکوهش و خردهگیری بر دانشمندانی باشد که به سلاطین و اهل دنیا پیوستند؛ بلکه این نکوهش و انتقاد متوجه دانشمندانی است که پیوستن به پادشاهان و ابنای دنیا را زمینه و وسیلهای قرار دهند تا در سایۀ آن به مناصب و مقامات عالی دنیوی و تفوق و برتری بر همگنان و کسب جاه و منزلت و دنیا و ریاست و امثال آنها نائل گردند.
اگر هدف از پیوستن به سلطان و اهل دنیا چنین باشد که از این رهگذر، نظام و سازمان زندگی همنوعان خود را پایدار نگهدارند و هستۀ مرکزی دین و آیین الاهی اسلام را در پایۀ رفیعی قرار دهد و بدعتگذاران را قلع و قمع کند و امکاناتی برای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه به وجود آورد، اعمال او با چنین هدفهای والایی، از پر ارزشترین کردارها و رفتارهای او محسوب میشود.
اگر دانشمندی با چنین اهداف الاهی و انسانی به سلطان و ابنای دنیا بپیوندد، نه تنها کار ناروایی را مرتکب نشده است، بلکه این کار او به عنوان عملی سرشار از فضیلت و شایستهترین رفتار به شمار میآید.»
… مرحوم شهید ثانی در ادامه میفرماید:
«با توجه به مطالبی که گفته شد (و اینکه اگر عالمان به قصد خدمت به شیعیان و اجرای دستورهای دین وارد دستگاه ظلمه شوند دارای پاداش نیکویی است) میتوان میان روایاتی که ورود عالمان به دستگاه طاغوتی را نکوهش نموده و آن دسته از روایاتی را که ورود را جایز شمردند بدین وسیله جمع کرد.
به همین دلیل، عملکرد یک دسته از بزرگان شیعه چون علی بن یقطین و عبدالله نجاشی و سفیر سوم امام عصر -عجل الله تعالی فرجه الشریف- ابوالقاسم پسر روح و محمد بن اسماعیل بزیع و نوح بن دراج و بقیۀ اصحاب ائمه و عملکرد فقیهانی چون دو سید بزرگوار علم الهدی و سید رضی و کار حکومتی پدرشان (طاهر) و خواجه نصیرالدین طوسی و علامۀ حلی (در دستگاه مغولان) و بقیۀ عالمان دینی را موجّه خواند.
محمد بن اسماعیل بن بزیع که مؤثق و صادق است، از امام رضا(علیهالسلام) نقل کرد که فرمود: برای خدای تعالی در دستگاه ستمگران کسانی هستند که خداوند به وسیلۀ آنان برهان حق را آشکار و نورانی کند و به آنها در بلاد تمکّن داد تا (گرفتاری) اولیای خود را به وسیلۀ آنها بر طرف و با آنان خداوند، کارها و مشکلات مسلمانان را اصلاح سازد؛ چون او پناهگاه مؤمنان از زیان است، و نزد او نیازمندان از شیعیان پناه برده، خداوند به وسیلۀ آنها ترس مؤمن را در دارالظلمه از بین میبرد. آنها حقیقتاً مؤمن هستند. آنها اُمنای خداوند در زمین هستند. آنها نور خدای تعالی میان رعایاشان در روز قیامت هستند، و نور آنها برای اهل آسمان میدرخشد؛ چنان که ستارگان برای اهل زمین درخشش دارند. آنها کسانی هستند که نور قیامت از نور آنها است و با نورشان قیامت روشن میشود.
آنها به خدا قسم برای بهشت آفریده شدند و بهشت نیز برای آنها خلق شد؛ پس گوارا باد بر آنها! هر کس از شما که بخواهد میتواند به همۀ این مقامها برسد.
[ابن بزیع] گفت پرسیدم: چگونه جانم بقربانت؟
امام فرمود: پس با آنها باش و خشنود ساز ما را با ادخال سرور بر (قلب) مؤمنان از شیعیان. پس ای محمد [ابن بزیع] با آنها باش.”

[مرجعیت و سیاست در عصر غیبت، علینقی ذبیحزاده، انتشارات مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ج۱، صص 334-336]
از هماین کتاب:
(+) سیدِ رضی و آرزوی تشکیل حکومت اسلامی
(+) در مواجهه با روایاتِ تقیهای
(+) اشارهای به نقش مسیحیان در تحریکِ مغول علیه ممالک اسلامی




































