“روزی معاویه به اطرافیانش گفت: امروز می‌خواهم عقیل را دست بیندازم تا همگی قدری بخندیم. لذا وقتی عقیل وارد شد معاویه با ورود او گفت: ای اهل شام، ای آیه را شنیده‌اید؟ «تَبَّت یَدا أبی لَهَبٍ وَ تَبَّ؛(۱) بریده باد دستان ابی‌لهب»

گفتند: آری!

معاویه گفت: این ابو لهب از عموهای عقیل است.

عقیل هم بی‌درنگ گفت: ای مردم شما هم به طور حتم این آیه را شنیده‌اید؟ «وَامرَأتُهُ حَمّالَة الحَطَب؛(2) زن ابو لهب هم هیزم‌شکن است»

گفتند: آری!

گفت: این زن همانا «ام جمیل» عمۀ معاویه است.

 

معاویه گفت: بگو ببینم اکنون عمویت کجا است؟ عقیل گفت: وقتی وارد جهنم شدی وی را جست و جو کن و او را در حالی خواهی یافت که عمه‌ات ام جمیل را در آغوش گرفته است.(3)

 

 

[اصحاب امام علی علیه‌السلام؛ شرح زندگی 1110 صحابی امیرالمؤمنین علیه‌السلام، سید اصغر ناظم‌زاده قمی، بوستان کتاب، ج2، ص868]

 

 

 

 

پی‌نوشت‌ها:

1- مسد، آیۀ 1.

2- همان، آیۀ 2.

3- شرح ابن ابی‌الحدید، ج11، ص252؛ عقد الفرید، ج4، ص5.

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) عبدالرحمن بن ملجم مرادی

(+) عبدالرحمن بن مسیب فزازی

(+) عبدالرحمن بن عمرو بن جموح

(+) آب نیافتی نماز نخوان!

(+) عباس‌بن ربیعة‌بن حارث‌بن عبدالمطلب