“… دل طلاب مبارز هیچ‌گاه از عملکرد آیت‌الله شریعتمداری آرامش نیافت. او حتی حاضر به وساطت برای کاهش فشار بر زندانیان مسلمان نبود. بر طبق سندی که از ساواک به تاریخ 44/12/14 زمانی که فرزند آیت‌الله میلانی از سوی پدر خویش حامل پیامی برای مساعدت به اعضای حزب ملل اسلامی بود با این پاسخ شریعتمداری مواجه شد:

«آنها مگر صلاح و مشورتی با من کرده بودند. من اصلاً آنها را نمی‌شناسم و اگر پشتیبانی کنم بعداً عدۀ دیگری از این قبیل کارها می‌کنند و ما باید به هر صورت تکلیف خود را با این‌گونه اشخاص روشن کنیم و به نظر من صلاح نیست اقدامی بکنیم.»(1)

 

در کنار این عدم مساعدت به مبارزینی که در شرایط اختناق، زیر شدیدترین شکنجه‌ها قرار داشتند، آیت‌الله شریعتمداری از کمک به خواسته‌های رژیم حتی در ارتباط با حمایت از غاصبان قدس شریف دریغ نکرد.

در تابستان 1348 پس از به آتش کشیده شدن مسجدالاقصی به دست جنایتکاران صهیونیست، مرحوم آیت‌الله گلپایگانی مجلس اعتراضی را به همین مناسبت در مدرسۀ فیضیه ترتیب داد. آقای شریعتمداری در ملاقات با رئیس ساواک قم با ابراز نگرانی از برگزاری این مراسم به او اطمینان داد به طور غیرمستقیم از رفتن طلاب تحت اختیارش به این مجلس جلوگیری خواهد کرد.(2)

 

ادامۀ این‌گونه همکاری‌ها با رژیمی که به بی‌رحمانه‌ترین شکل به سرکوب مبارزان مسلمان ادامه می‌داد، در سال‌های بعد نیز سبب بروز برخوردهای تندی بین آیت‌الله شریعتمداری و طلاب می‌شد…”

 


[حزب خلق مسلمان ایران از ظهور تا سقوط، اصغر حیدری، انتشارات کیهان، ج۱، صص53-54]

 

 

 

پی‌نوشت‌ها:

1- آیت‌الله‌العظمی میلانی به روایت اسناد ساواک، انتشارات مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ج2، ص423

2- همان، ص306

 

 

 

هم‌چون‌این:

آیت‌الله شریعتمداری به روایت اسناد ساواک (۵)، (۴)، (٣)، (۲)، (۱)