“… در این مقطع، ما و عراقیها هر دو ماه یا سه ماه یک بار بهصورت رسمی و با حضور دبیرکل سازمان ملل متحد مذاکره میکردیم. اگر اشتباه نکنم دور دوم مذاکرات هم که همزمان با مجمع عمومی شده بود، در نیویورک صورت گرفت.
مواضع و درخواست ایران عقبنشینی و بازگشتن عراق به مرزهای معاهدۀ 1975 و مواضع آنها لایروبی اروندرود و آزادکردن اسرا بود. موضوع اسرا از این قرار بود که عراقیها تعداد زیادی از اسرای ایرانی را ثبتنام نکرده بودند. درحالیکه ما به نسبت بیشتر از تعداد اسرای عراقی، ثبتنام کرده بودیم.. نتیجه اینکه عراقیها میگفتند باید اسرای ثبتنامشده آزاد شوند. از طرف دیگر ما نیز میخواستیم که ابتدا، اسرایمان ثبتنام شوند. این موضوع در آن زمان تبدیل به یکی از جنجالهای بینالمللی شده بود. ما با اینکه میدانستیم تعداد اسرای ایرانی بیشتر است، اما دست پایین را داشتیم، زیرا موضوع انسانی بود.
پس از حملۀ عراق به کویت، معلوم شد که ما درست میگفتیم. در واقع ما بهخاطر تبلیغات، تعداد زیادی اسیر اعلام کرده بودیم. درحالیکه عراقیها اسیر میگرفتند اما با سیاستی که داشتند، اعلام نمیکردند. بهعنوان مثال عراق وزیر ما، آقای تندگویان را، به اسارت گرفته بود اما اعلام نکرد. ما 49000 اسیر ثبتنامشده داشتیم، اما عراق 19000 اسیر ثبتنامشدۀ ایرانی داشت. درصورتیکه نهایتاً تعداد اسرایی که تبادل شد به یک اندازه بود؛ یعنی عراق 30000 اسیر ثبتنامنشدۀ ایرانی داشت.”

[آقای سفیر؛ گفتوگو با محمدجواد ظریف سفیر پیشین ایران در سازمان ملل متحد، محمدمهدی راجی، نشر نی، صص97-98]
از هماین کتاب:
آقای سفیر(۴): شورای امنیت تا پایان جنگ حاضر نشد دربارۀ استفادۀ عراق از سلاح شیمیایی حرفی بزند
آقای سفیر(۳): فضای تنفس در شورای امنیت وجود نداشت
آقای سفیر(۲): رئیس شورای امنیت گفت اجازه ندارم با شما صحبت کنم!
آقای سفیر(۱): ۸سال شورای امنیت را بایکوت کردیم!





































