“شب‌ها همه چیز روشن‌تر به ذهن آدم می‌رسد.”

 


 

[مأموریت در تهران؛ خاطرات ژنرال هایزر، ترجمۀ علی‌اکبر عبدالرشیدی، انتشارات اطلاعات، ص۱۳۸]

 

 

 

هم‌چون‌این:

از آن وصف‌ها(۱۵): سرما شهر را خاکستری کرده بود

از آن وصف‌ها(۱۴): ماسید خندۀ لب

از آن وصف‌ها(۱۳): “مسکو گرمای آسفالتِ روز را پس می‌داد”

از آن وصف‌ها(۱۲): پسربچه‌ای که می‌دود، درونِ هر مردی زندگی می‌کند

از آن وصف‌ها(۱۱): پشتِ سر ِ خبرش می‌آمد