آیت‌الله علی احمدی میانجی:

 

“زمانی که آقای بروجردی ریاست داشت، قدرت در دست دکتر مصدق بود و رضاخان از ایران فرار کرده بود. شاه نیز ضعیف به نظر می‌رسید. ترس آقای بروجردی این بود که کشور به طرف حکومت کمونیستی سوق داده شود. در آن زمان  روحانیت علیه کمونیست‌ها خیلی تظاهرات می‌کردند و کتاب و مقاله و میتینگ و امثال آن داشتند. از طرفی شاه هم با وجود مفاسدی که در دربار او بود، حالت ضد کمونیستی پیدا کرده بود. حتی زمانی که در آذربایجان حکومت پیشه‌وری سقوط کرد و شاه به آذربایجان رفت، مردم آذربایجان به سبب این که شاه آنجا را از کمونیستی نجات داده، از او استقبال کردند. بزرگان علما نیز در آذربایجان با او ملاقات کردند و عکس نیز از آنها گرفته شده است. این کارها برای این نبود که مردم از شاه یا کارهای او خوششان می‌آمده یا طرفدار شاه بودند، این گونه نبود، گمان می‌کردند شاه آنها را از دست کمونیست‌ها و روس‌ها نجات داد.

 

در آن زمان بنده در قم بودم و عقیدۀ آنها را نداشتم. شاه به مدرسۀ طالبیه رفت. آنجا طلبه‌ها و آقایان علماء جمع بودند. طلبه‌ای برخاست و برای ورود شاه آیۀ نور خواند. عکس‌هایی از شاه در آن زمان، علیه بعضی علماء پخش شده، که آنها (مردم آذربایجان و علما) طرفدار شاه بودند. به عقیدۀ من در آن زمان هر کس به شاه احترام می‌گذاشت، فقط جنبۀ ضد کمونیستی و کمک به دین را داشت.

 

می‌گویند چرا آقای بروجردی علی‌رغم قدرت مذهبی، علیه شاه قیام نکرد. البته من جزء افرادی نبودم که با آقای بروجردی زیاد مأنوس باشم، یا چیزی از ایشان بشنوم. فقط می‌شنیدم که آقای بروجردی می‌فرماید: «مردم گمان می‌کنند من قدرت دارم، برعکس هیچ قدرتی ندارم.»

آقای بروجردی راست می‌گفت اگر ایشان علیه شاه قیام می‌کرد، می‌بایست شاه را از ایران بیرون کند و دست به دامن جبهۀ ملی شود، چرا که او نیرویی برای ادارۀ مملکت نداشت.

 

آقای بروجردی از سهم امام و وجوه شرعی کمک می‌گرفت و مدارس ملی تأسیس می‌کرد تا کسانی که به فرزندان خود علاقه داشتند و قصد داشتند آنها را متدین تربیت کنند، در آن مدارس تحصیل کنند، تا بچه‌های آنها متدین تربیت شوند. مدارس در تهران  همۀ شهرستان‌ها تأسیس شد؛ حتی در زمان آقای بروجردی من و علمای دیگر هم در میانه مدرسه‌ای را به نام مدرسۀ رضویه تأسیس کردیم…

… اگر آقای بروجردی در دوران 18-19 سال پیش از انقلاب آن بچه‌ها و جوانان را تربیت نمی‌کرد، انقلاب امام هم گرفتار اوضاع و احوال زمان مشروطیت می‌شد. طلبه‌ها یا غیر طلبه‌هایی که در زمان آقای بروجردی تربیت شدند، بعد از پیروزی انقلاب حکومت را در دست گرفتند و مملکت را اداره کردند، و امام توانست حکومتی تشکیل دهد.

موقعیت کشور در زمان آقای بروجردی طوری نبود که ایشان بتواند بر علیه شاه قیام کند، اگر چه آقای بروجردی در جلوگیری از تصویب قوانین ضد اسلامی نقش بسزایی داشته است…”

 


[خاطرات آیت‌الله احمدی میانجی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص169-170]

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) که اگر مُردی برایت نماز بخواند!

(+) آقای هاشمی رفسنجانی در خطبۀ نماز جمعه گفته بود باید اموال پولدارها را گرفت و به بی‌پول‌ها داد

(+) می‌خواهم قصدم را خالص کنم تا اگر مرا گرفتند و کتک خوردم، به خاطر خدا باشد

(+) امام در مبارزه متمایز از سایر مراجع بودند

(+) علامه طباطبایی دوران اقامت خود در تبریز را خسران نامیده بود

(+) بحثی دربارۀ ولایت فقیه

(+) خاطرات آیت‌الله علی احمدی میانجی