“در طول جنگ یکی از مشکلات ما این بود که شهدا در راه بازگشت به شهرشان گم می‌شدند. گاهی جسد یکی از شهدای تبریز به مشهد فرستاده می‌شد و برعکس… روزها طول می‌کشید تا دوباره پیکرها شناسایی و جابه‌جا شوند. هر قدر هم سازماندهی می‌شد تا این قبیل مشکلات کمتر شود باز هم تا آخر جنگ موارد این چنینی پیش می‌آمد چون گاهی نیرویی نزد نیروهای دیگر رفته و در سنگر آن‌ها شهید می‌شد. در عملیات هم که اجتناب‌ناپذیر بود و این قبیل مسائل خیلی زیادتر پیش می‌آمد.”

 


[نورالدین پسر ایران؛ خاطرات سیدنورالدین عافی، انتشارات سورۀ مهر، ص362، پاورقی]

 

 

 

از هم‌این کتاب:

نورالدین پسر ایران (۷)، (۶)، (۵)، (۴)، (۳)، (۲)، (۱)