آیت‌الله علی احمدی میانجی:

 

“نکتۀ اول اینکه گفته بودند آقای خویی لشکر عراق را دعا کرده است. اما آقای خویی این مسأله را تکذیب نموده و گفته‌اند: «من زمانی که لشکر عراق برای جنگ با اسرائیل رفته بود، دعایشان کردم، اما در جنگ با ایران دعایشان نکردم.» البته این بیانات آقای خویی به صورت کتبی در نزد من موجود می‌باشد.

 

نکتۀ دوم اینکه آقای خوئی گفته بودند: «امام خمینی، سهم امام را برای جنگ قبول نمی‌کند.» اما خود آقای خوئی قبول می‌کرد. بعضی‌ها که از نزد آقای خوئی آمده بودند می‌گفتند: آقای خوئی گفته است که: «مخالفت با آقای خمینی جایز نیست» و یا «حرام است.»

 

به هر حال این قضیه‌ای بود که مخالفان شروع کردند و می‌خواستند که چنین اختلافاتی باشد. آقای خوئی از هر دو طرف ضربه خورد. بعضی‌ها هم که از نجف آمده بودند حرف‌هایی را از آقای خوئی نقل می‌کردند که باعث بیشتر شدن آتش اختلاف می‌گشت. خود من واقعاً نمی‌توانم بگویم که آقای خوئی با انقلاب بد بوده است.

 

آقای خوئی رفتن فرح به نزد ایشان و دادن انگشتری را تکذیب کرده بودند. البته قصد داشتم مطلب دیگری را در این زمینه بیان کنم، اما متأسفانه فراموش کرده‌ام. بعضی از این حزب‌اللهی‌ها بودند که در این گونه مسائل، به اختلافات دامن می‌زدند و آتش آن را بیشتر می‌کردند.”

 


[خاطرات آیت‌الله احمدی میانجی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص308-309]

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

(+) امام صحبت کردن دربارۀ ملاقات آیت‌الله خویی با فرح را در آن شرایط، حرام اعلام کردند

(+) این حرف‌ها خطاب به کی‌ست؟

(+) به دیدار آیت‌الله خویی رفتیم

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) آقای بروجردی می‌گفت من قدرتی ندارم

(+) که اگر مُردی برایت نماز بخواند!

(+) آقای هاشمی رفسنجانی در خطبۀ نماز جمعه گفته بود باید اموال پولدارها را گرفت و به بی‌پول‌ها داد

(+) می‌خواهم قصدم را خالص کنم تا اگر مرا گرفتند و کتک خوردم، به خاطر خدا باشد

(+) امام در مبارزه متمایز از سایر مراجع بودند

(+) علامه طباطبایی دوران اقامت خود در تبریز را خسران نامیده بود

(+) بحثی دربارۀ ولایت فقیه

(+) خاطرات آیت‌الله علی احمدی میانجی