“… یادمان باشد که بندگی در برابر آزادی نیست که بگوییم یا باید بنده بود یا آزاد! بلکه بندگی خدا در برابر بندگیهای غیر خدا است. یعنی اگر بندگی خدا را پیشهی خود نسازیم، باید بندگی خیلی چیزهای دیگر را بکنیم: بندگی خود، بندگی امیال و نفسانیتها، بندگی دیگران با تنوع و تکثری که دارند، بندگی دنیا با مظاهرش، با قدرت و ثروت و شهرت در دنیا، بندگی وسوسههای شیطانی و…
اگر کسی این را بفهمد و دریابد، جز بندگی خدا را انتخاب نمیکند.
به قول حافظ:
به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
در دگر زدن، اندیشهی تبه دانست
… اگر انسان اتصال خود را با خداوند قطع کند و بندگی او را رها کند، در حلقهی زنجیر بندگی غیر خدا میافتد…”

[مثل حبههای قند، محمدرضا رنجبر، نشر شهر، صص65-66]
همچوناین:
(+) مثل شعلهای که بهرهای نمیرساند و خاموش میشود
(+) مثل بذر
(+) مثل زغال آتشین
(+) مثل جاده
(+) مثل لوبیای خام
(+) مثل یک شاخه گل
(+) بیتی از امام و پاسخ شیخعبدالکریم حائری
(+) مثل عکس
(+) مثل کهنهکارها
(+) مثل چترباز
(+) مثل برف




































